چراغ سبز ایران به اوباما

چرا بعد از ماه ها انتظار معاهده ی امنیتی عراق، حالا امضا شد؟ در واقع دو کشور در انتظار سر رسیدن ضرب العجل ‏‏۳۱ ماه دسامبر بودند که از سوی سازمان ملل تعیین شده بود. اما آنها می توانستند برای تمدید موقت آن دوباره به ‏سازمان ملل رجوع کنند، یا توافقنامه دو جانبه ای را امضا کنند که چندان هم به معاهده ی امنیتی که روز گذشته توسط ‏دولت عراق تایید شد، نزدیک نبود.‏‏ ‏
به عقیده ی من، انتخاب شدن اوباما، محاسبات ایران را بر هم زد و ایران تصمیم گرفت در مورد این معاهده موضع بی ‏طرف بگیرد. در نتیجه سیاستمداران متعددی در عراق که تحت تاثیر دولت ایران قرار دارند، یا حتا جزو نمایندگان ‏ایران در عراق محسوب می شوند، از این معاهده حمایت کردند.‏
این نشانه ی مهمی از سوی ایران به اوباماست که نشان می دهد ایران قصد دارد با امریکا کنار بیاید.‏
ماه ها بود که امریکا ایران را به دلیل کارشکنی در امضای معاهده‌ی امنیتی، مورد انتقاد قرار داده بود و در این که اگر ‏جان مک کین در انتخابات پیروز می شد، بعید به نظر می رسید که ایران کارشکنی نکند و در مقابل عراق تبدیل به ‏پایگاهی برای حمله به تاسیسات اتومی ایران می شد.‏
معاهده اصلاح شده به ایران این تضمین را می دهد که عراق تبدیل به پایگاهی برای حمله به ایران نخواهد شد. جالب ‏است که این قسمت معاهده ماه گذشته اضافه شد و این درست بعد از آن زمان بود که نیروهای امریکایی به منظور حمله ‏به شورشیان، از مرز عراق وارد خاک سوریه شدند. این اقدام که باعث خشم بسیاری در عراق شد تنها یادآور خطر ‏حضور ارتش امریکا در عراق بود. پس، نیویارک تایمز نوشت: «قسمتی از توافق نامه که مانع از حمله ی امریکا به ‏همسایگان عراق از طریق خاک این کشور می شود، باعث شد تا مقاومت ایران در مقابل معاهده کم شود».‏
این بدین معنا نیست که ایران از حضور امریکا در خاک عراق برای سه سال دیگر در هراس نباشد. اما معاهده فعالیت ‏های ارتش امریکا را به گونه ای محدود کرده است که مورد رضایت ایران است. اگر آقای اوباما تصمیم بگیرد که ‏ارتش را پیش از موعد مقرر از عراق خارج کند، طبق معاهده هیچ مانعی وجود ندارد. اما در عین حال در این معاهده به ‏ارتش امریکا این اجازه داده شده است که تا پایان سال ۲۰۱۱ در عراق بمانند و نیروهای ارتش و پولیس عراق را ‏آموزش بدهند که این نشان می دهد که دولت عراق، که توسط احزاب کرد و شیعه و طرفدار ایران اداره می شود، قدرت ‏را در دست می گیرد.‏
یکی از نشانه های رفتار دوگانه ایران:
 بعضی از رسانه های ایرانی، با مقتدی صدر، روحانی شیعه که سپاه مهدی اش ‏از سال ۲۰۰۴ در عراق به قدرت رسیده است، مخالفت کردند. پرس تی وی، رسانه دولتی ایران، در بالای صفحه ‏خبری اش نوشت: «مجلس با معاهده امریکا و عراق مخالفت می کند». در این سایت نوشته شده است که صدر با معاهده ‏مخالف است و در مجلس با آن مخالفت خواهد کرد و بر ضد آن تظاهرات برپا خواهد کرد. صدر تهدید کرده است که ‏اگر او و متحدان اش نتوانند مانع از بسته شدن معاهده امنیتی بشوند، علیه اشغالگران امریکایی دست به خشونت می زنند.‏
ایران از این که متحدانی در داخل حکومت عراق دارد که معاهده را امضا کرده اند، خوشحال است و منتظر واکنش ‏اوباما می ماند. اگر اوضاع بر وفق مراد پیش نرود، انتظار می رود که ایران به سوی جناح های رادیکال عراق برود، ‏حتا ممکن است از مقتدی صدر حمایت کند تا بر دولت اوباما فشار بیاورد.‏
پس حالا در مجلس چه اتفاقی خواهد افتاد؟ هنوز معامله انجام نشده است اما به نظر می رسد که احتمال تصویب معاهده ‏زیاد است. گفتگو ها آغاز شده است و تا ۲۴ نوامبر ادامه دارد. اعلام این نکته از سوی المالکی که تصویب معاهده در ‏مجلس فقط احتیاج به ۵۱ درصد آرا دارد، سیاستمداران عراقی را مشوش کرده است. این درحالی است که مخالفان ادعا ‏می کنند برای تصویب آن باید دو سوم نمایندگان موافق باشند. این تفاوت بزرگی است، زیرا کرد ها که به شدت موافق ‏تصویب معاهده هستند و احزاب شیعه که از آن حمایت می کنند، می توانند به راحتی ۵۱ درصد آرا را کسب کنند اما ‏برای رسیدن به اکثریت دو سوم، کار سختی در پیش رو دارند. ‏
مخالفان معاهده در مجلس را گروهی از ملی گرایان و احزاب سکولار، جنبش صدر، سنی ها، حزب شیعه فضیلت و ‏حزب سکولاری که ایاد علوی رهبر آن است و تعدادی از اعضای حزب دعوه، تشکیل می دهند. اگر هرکدام از آنها به ‏معاهده رای منفی بدهد، این معاهده با شکست مواجه می شود. اما امریکا و نوری المالکی از سیاست تفرقه بیانداز و ‏حکومت کن استفاده می کنند و ایران هم با حمایت ضمنی خود به تصویب آن کمک خواهد کرد.‏
مسلما در عراق مخالفت با اسلحه همراه است. نه تنها نیرو های صدر بلکه سنی ها هم ممکن است مخالفت شان را به ‏خیابان ها بکشانند. در صورتی که انتخابات دولت محلی در جنوری ۲۰۰۹ برگزار بشود، این احتمال بیشتر می شود. ‏
اما هیچ یک از موارد بالا دست اوباما را نمی بندد. در معاهده آمده است که نیروهای امریکا از ۳۰ جون سال آینده از ‏شهر ها خارج شوند و خروج کامل را تا سال ۲۰۱۱ تکمیل کنند. این مساله با استراتژی خود اوباما فرق چندانی ندارد ‏که می خواست حدود ۷۵ هزار سرباز امریکایی را تا اواسط سال ۲۰۱۰ از عراق خارج کند. طبق نقشه ی اوباما حدود ‏‏۶۰ تا ۷۰ هزار سرباز به عنوان باقی مانده ارتش باید ارتش عراق را تعلیم بدهند و تجهیز کنند. ممکن است اوباما تصمیم ‏بگیرد آنها را نیز خارج کند. طبق معاهده، نیروها باید تا سال ۲۰۱۱ خارج شوند اما مسلما این مساله ای است که می ‏شود درباره اش تجدید نظر کرد.‏
در حال حاضر باید از اوباما این سوال را پرسید: با وجود مخالفت های شدید ارتش امریکا آیا اوباما باز هم می ‏خواهد بر سر وعده اش که گفته بود نیروهای امریکایی را تقلیل می دهد، متعهد بماند؟ آیا او با خروج نیروهای باقی مانده به ‏محض این که نیروهای جنگی از عراق رفتند، موافقت خواهد کرد؟
چون اوباما به کمک همسایگان عراق برای به امضا رسیدن توافق نامه سیاسی احتیاج دارد، آیا با ایران به توافق می ‏رسد تا شاید ایران تلاش کند که در آینده دیگر عراق را دچار بی ثباتی نکند؟

دکمه بازگشت به بالا