پاکستان و هنگامه رویارویی با هند

در حالی که تنش میان کشورهای هند و پاکستان در حال افزایش است و تمامی شواهد و قراین نشان دهنده ی آمادگی گرفتن هر دو کشور برای یک جنگ احتمالی می باشد،  یوسف رضا گیلانی، نخست وزیر پاکستان با ظاهر شدن بر صفحه تلویزیون دولتی پاکستان،  اعلام کرده است که کشورش حمله کننده ی اول نخواهد بود، اما پاکستان آماده برای دفاع از خود در برابر هر حمله و تهاجم می باشد. همزمان با این اظهارات، مقام های هندی نیز با متهم کردن پاکستان به جنگ طلبی،  به صورت ضمنی  از احتمال یک جنگ سخن گفته اند. در همین رابطه روسیه و نیز امریکا از هر دو طرف قضیه خواستار خویشتن داری شده اند. این همه نگرانی در حال افزایش وقوع جنگی را نشان می دهد که مانند هر جنگ دیگری جز فاجعه و مصیبت، هیچ ارمغانی به بار نخواهد آورد.  مقام های افغانی نیز که به نوبه ی خود از احتمال وقوع جنگ هراسان هستند،  برای میانجی گری میان هر دو کشور اعلام آمادگی کرده اند.

زیرا پر واضح است که افغانستان بیشتر از هر کشور دیگری از پیامدهای این جنگ متضرر خواهد شد. هر چند گفته می شود که افغانستان با هر دوطرف دارای رابطه ی حسنه است و این موضوع وی را قادر می سازد نقش خویش را موفقانه انجام دهد. ولی بدبختانه افغانستان ناتوان تر از آن است که ماموریتی این چنین سنگین را بر عهده ی خویش گیرد. وانگهی این ادعا که افغانستان با هر دو طرف روابط حسنه و نیکو دارد قابل تامل است. زیرا اگر این واقعیت تلخ را که همه شواهد صدق آن را تایید می کند، مدنظر داشته باشیم که حکومت و اختیار اصلی در پاکستان را نظامیان، در اختیار دارند و همین ها هستند که با دامن زدن به آتش خصومت میان دو کشور در طول بیشتر از نیم قرن،  خود را قدرتمندتر ساخته اند و اکنون نیز ابتکار جنگ افروزی را در دست دارند؛ گمان می رود که افغانستان به اشتباه فکر می کند، با پیروزی حزب مردم در انتخابات و ناکامی مشرف،  قدرت و نفوذ نظامیان برای همیشه خاتمه یافته است. در حالی که حوادث اخیر پس از یورش تروریستی بر بمبیی، کذب آن را نشان می دهد.  وقتی در اولین ساعات پس از آن واقعه وحشتناک، هندی ها از پاکستان خواستند، تا رییس استخبارات نظامی اش را به هند بفرستد و حکومت زرداری فورا پذیرفت اما چند ساعت بعد انکار کرد،  روشن شد که فشار نظامیان، عامل اصلی این کار بوده است. نکته ی دیگر قابل ذکر این است که پاکستان افغانستان را متحد بالقوه نزدیک هند فکر می کند و به چشم یک دوست نمی نگرد، از همین سبب بود که سفر آقای زرداری با وجود اعلام قبلی و آمادگی و انتظار مقام های افغانی،  عملی نشد. اکنون همه رخدادها نشان دهنده ی آن است که دولت پشت پرده در پاکستان،  سر رشته ی همه تصمیم ها را در اختیار دارد و حکومت حزب مردم که از داشتن یک رهبر نیرومند نیز محروم است و در درون خودش با معضلات و مشکلات عدیده ای دست به گریبان،  صرفا به خاطر پاره ای از مصلحت های سیاسی و اقتصادی، از طرف اردو تحمل می شود، صرفا جنبه سمبولیک دارد و نه بیشتر. آصف زرداری صرفا به اعتبار این که شوهر بی نظیر بوتو است، پس از ترور خانم بوتو،  مصلحتا و بیشتر از همه به خاطر حفظ وحدت درونی حزب، سکاندار سیاست شد، در حالی که سابقه ای جز ارتشا و اختلاس نداشت.  این در واقع چیزی بود که برای فرماندهان نظامی پاکستان نمی توانست ناگوار باشد،  برعکس و با در نظرداشت شخصیت وی خوشایند نیز بود، زیرا با چنین کسی به آسانی می شد به توافق رسید. نظامیان پاکستان با تشدید خصومت و دشمنی سنتی با هند،  می توانند تکیه گاه های نیرومندی در میان اقشار سنتی پاکستان بیابند و گروه های تندرو و افراطی ای را که پس از درگیری های اخیر در نواحی مرزی،  میان شان فاصله ایجاد شده بود، به سوی خود بکشانند. بی خود نبود که بیت الله محسود، یکی از رهبران افراطی در شمال پاکستان،  با اعلام این که در صورت جنگ میان هند و پاکستان،  در پهلوی نظامیان خواهند ایستاد، این دلگرمی را به نظامیان داده است. اما آیا پاکستان می تواند از زیر دود و خاکستری که این جنگ بر جای می گذارد پیروز و زنده و سالم به درآید؟ بعید به نظر می رسد؛ بر عکس می توان احتمال داد که پاکستان در آتش این جنگ خواهد سوخت و در نهایت تجزیه خواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا