یکی علیه همه؛ کدام دیدگاه هم ضد هندوهاست، ‌هم خارجی‌ها، هم یهودیان؟

وقتی حمله ی تروریستی اتفاق می‌افتد، ‌تحلیلگران رسانه‌های جهان از یک روش شرلوک هلمزی برای بررسی آن استفاده می‌کنند! کارشان مثل این است که به صحنه ی وقوع جنایت بروی و صرفا بر اساس آنچه که در صحنه می‌بینی حکم صادر کنی. حالا دقیقا همین اتفاق در مورد حوادث تروریستی بمبیی نیز افتاده است.
رسانه‌های غرب می‌خواهند با حسابی راحت‌تر از «دو دو تا چهار تا» در مورد عوامل این عملیات تروریستی نظریه ارایه بدهند. بنا بر تحلیل آنها، از آنجا که گروگانگیران بمبیی سعی داشتند جهان گردان امریکایی و انگلیسی را اسیر کنند، حتما کل حوادث بمبیی برای زهر چشم گرفتن از غربی‌ها بوده است!
یکی از تحلیلگرانی که چنین نظری را رد می‌کند، ‌فرید زکریا، دبیر بخش بین‌الملل هفته‌نامه نیوزویک است. به گفته ی زکریا، ‌اگر تروریست‌های بمبیی واقعا می‌خواستند از غربی‌ها زهر چشم بگیرند، سراغ هوتل‌های نمادینی مثل هوتل هیلتون یا ماریوت می‌رفتند. اما صاحبان هوتل‌های تاج محل و اوبری ترایدنت- که در بمبیی هدف حمله و گروگانگیری قرار گرفتند- هندی هستند نه خارجی. ‌
تحلیلگران رسانه‌ها حتا اگر این بخش از نظر زکریا را هم بپذیرند، باز خواهند گفت: پس گروه «مجاهدین دکن» که مسوولیت این مجموعه عملیات ترویستی را به عهده گرفته، چه می‌شود؟ در جواب این سوال هم باید گفت مگر تا به حال چیزی راجع به این گروه شنیده بودید؟ چطور ممکن است یک گروه بی‌نام و نشان چنین عملیات هماهنگ و وسیعی را صورت بدهد؟
محض اطلاع این افراد باید گفت «دکن» نام فلات وسیعی است در بخش جنوبی شبه‌قاره هند. از لحاظ لغوی هم ریشه «دکن» کلمه‌ای است به معنا»جنوب». اصلا معنای دیگری ندارد. حالا چرا یک گروه تروریستی بزرگ با چنین امکاناتی اسم خودش را بگذارد «مجاهدین دکن». این تصور، به این می‌ماند که یک گروه هندی بیاید و اسم خودش را بگذارد «جبهه آزادیبخش قاره!» 
خوب، آیا می‌توان با توجه به این شرایط نتیجه گرفت که حوادث تروریستی بمبیی کار گروهی «وابسته» به القاعده بوده است؟ شاید باز هم این اصطلاح چندان درست نباشد. القاعده سازمانی نیست که دفتر و دستک داشته باشد و تمام فعالیت‌هایش برنامه‌ریزی شده در نقاط مختلف جهان انجام شود! ماجرایی که در بمبیی اتفاق افتاد این بود که تروریست‌ها هوتل‌هایی را هدف قرار دادند که صاحبان آنها هندی بودند. اما این هوتل‌ها تنها اهداف حمله ی تروریست‌ها نبودند. ایستگاه راه‌آهن و نیز یک مرکز یهودیان از دیگر اهداف این حمله تروریستی بودند. بالاخره اسم عاملان چنین پروژه‌ای را چه می‌توان گذاشت؟ کدام ایدیولوژی می‌تواند هم علیه غربی‌ها باشد، ‌هم علیه هندی‌ها و هم یهودیان؟
این که چنین عملیات تروریستی‌ای کار «مجاهدین دکن» بوده یا سازمان‌های اطلاعاتی پاکستان یا القاعده یا لشکر طیبه، اصلا اهمیتی ندارد. بحث بی‌موردی است. ممکن است دست همه ی این گروه‌ها در کار باشد. شاید هم کار هیچ‌کدام‌شان نبوده است. نکته‌ای که باید به آن توجه کرد، این است که ایدیولوژی غالب این گروه‌ها در تمام نقاط جهان جان گرفته و دارد فعالیت می‌کند. آن قدر گروه‌های ریز و درشت با چنین ایدیولوژی‌ای شکل گرفته‌اند که تمییز دادن‌شان از هم کار سختی به نظر می‌رسد. ‌
بر خلاف آنچه که خیلی‌ها می‌گویند، این دوره دیگر دوره ی جنگ سرد نیست. در آن زمان گروه‌های مشخصی علیه یکدیگر وارد جنگ شده بودند و محاسبات‌شان هم بر همین اساس شکل گرفته بود. اما امروز اوضاع فرق می‌کند. همین چند هفته پیش، رییس‌جمهوری در امریکا روی کار آمد که همه به موفقیت اش در مذاکره با گروه‌های مختلف و کاهش تنش‌ها در سطح جهان امید بسته بودند. اما حالا چطور؟ باراک اوباما باید با یک ایدیولوژی تروریستی ویرانگر مقابله کند، نه با کشور و گروه خاصی. ‌

دکمه بازگشت به بالا