وضعیت حقوق بشر در افغانستان (قسمت بیست و پنجم)

عدم موجودیت مکاتب برای اقلیت های دینی
کودکان اهل هنود و سک ها که در چند ولایت افغانستان زندگی می کنند، از تحصیل به دور مانده اند. در هیچ منطقه از کشور، مکتبی از طرف دولت برای این کودکان ساخته نشده است. بنابراین این کودکان به مکاتب عادی رفته و در بسیاری از مواقع از طرف کودکان مسلمان در مکاتب مورد آزار و اذیت قرار می گیرند. این کودکان دسته ی دیگری از کودکان اند که دسترسی متوازن و برابر شان به تعلیم و تربیت در افغانستان به صورت دوامدار مورد نقض قرار گرفته است.
شیوه تدریس و موارد خشونت
اعمال مجازات فیزیکی، روحی، توهین و تحقیر از مواردی است که در مکاتب افغانستان زیاد به چشم می خورد. این موارد، مانع روند عادی تعلیم و تربیت کودکان می گردد. مسوولان تعلیم و تربیت در کشور به منظور جلوگیری از این عمل به ارسال مکتوب به ادارات مکاتب اکتفا نموده، اما عملا برای جلوگیری از این خشونت قدم های برداشته نمی شود که این روند مایه ی تشویش و نگرانی است. به طور مثال:
«در ولسوالی سروبی ولایت کابل برخورد خشونت آمیزی با کودکان صورت می گیرد. در یکی از مکاتب این ولسوالی، یکی از معلمان با ضرب چوب به سر یک دختر خرد سال او را مجروح می کند و کودکان به علت اعمال خشونت ترک تحصیل می نماید».
برعلاوه خشونت، توهین و تحقیر، سواستفاده های مختلف از دیگر موارد اند که در نظام آموزش و پرورش منحیث یک چالش به شمار می روند. دریکی از مکاتب ولایت لوگر، ولی شاگردی چنین اظهار می دارد:
«پسرم در مکتبی مصروف فرا گیری درس است. یکی از مسوولان این مکتب از موقف خود سواستفاده نموده، در وقت درس شاگردان مکتب را به خاطر شکار ملخ، به مزارع اطراف مکتب می فرستد و ملخ های جمع آوری شده را به پرنده های خانگی (جل)خود می برد. همچنان از شاگردانی که مالداری دارند شیر ومسکه می خواهد و به شاگردان می گوید اگر برایم شیر و مسکه نیاورید من شمارا ناکام می کنم. وی همچنان از مستخدمان مکتب به خاطر کارهای شخصی خود استفاده می کند».
کمبود مواد درسی
در اکثریت مناطق کشور، شاگردان به کتاب و سایر مواد درسی دسترسی، کامل ندارند. علاوه براین، وجود کلمات و عبارات نا مناسب، که خود فرهنگ خشونت را در ذهن شاگردان حک می کند، از دیگر مواردی است که باید به آن توجه و رسیدگی شود. با وجود این که کتاب های درسی تجدید چاپ شده است اما متاسفانه مشکلات فوق، هنوز هم در متن کتاب ها موجود است. به همین ترتیب در جریان نظارت های کمیسیون معلمان و شاگردان از مغلق بودن مواد گنجانیده شده درکتاب های درسی شکایت داشتند. بعضی از معلمان ادعا داشتند که موضوعات بعضی از کتاب های درسی با در نظرداشت ظرفیت و استعداد شاگردان تهیه نشده است و گاهی هم دیده شده که فهم برخی از موضوعات از توان و ظرفیت حرفه ای معلمان همان مضمون بالا تر است.
کمبود معلمان مجرب و مسلکی
 یکی از عمده ترین مشکلاتی که مکاتب با آن روبه رو اند، عدم موجودیت معلمان مسلکی، با ظرفیت تدریسی بالا است. تعدادی از معلمان، دارای تحصیلات ابتدایی بوده حتا عده ای به کلی تحصیلات ندارند یا تحصیلات ابتدایی در سطح مساجد قریه ها دارند. در حقیقت می توان ادعا کرد این معلمان به منظور نگهداری کودکان استخدام می شوند نه به منظور تدریس، چون ایشان توانمندی تدریس برای شاگردانی را که در چنین مکاتبی می روند، ندارند.
 مشکلات امنیتی
مشکلات امنیتی به حیث یک چالش بس عمده و قابل تشویش بر سر راه تامین حق تعلیم و تربیت کودکان قرار دارد. این چالش ها باعث می گردد تا تعداد زیادی از کودکان از حق تعلیم و تربیت محروم گردند، به ویژه در ولایات جنوب، جنوب شرق و جنوب غرب کشور. علاوه بر این موارد، مشکلات امنیتی موجب گردیده است تا فرصت های مناسب برای جلب تعداد بیشتر دختران به مکاتب از طریق ازدیاد تعداد مکاتب ابتداییه، متوسطه و لیسه از دست برود و هیچ زمینه و فضای شوق برانگیزی برای معلمان زن و امثال آن فراهم نگردد…
ادامه دارد

دکمه بازگشت به بالا