وضعیت حقوق بشر در افغانستان (قسمت بیست و چهارم)

به طور مثال به مورد زیر توجه نمایید:
«در ولسوالی سروبی در قریه کڅ شیرخان، مکتب دخترانه وجود ندارد و کودکان پسر هم باید راه طولانی را برای رسیدن به مکتب طی کنند . مکتب پسرانه در طرف دیگر دریا قرار دارد و هنگامی که دریا آب داشته باشد کودکان به مکتب رفته نمی توانند، چون بالای دریا پلی وجود ندارد».
آموزش و پرورش باید طوری هدایت شود که شخصیت هر انسان را به حد کمال برساند و احترام به آزادی های بشر و حقوق بشر را تقویت کند. آموزش و پرورش باید با حسن تفاهم، گذشت و احترام به عقاید مختلف همراه باشد میان تمام ملل با جمعیت های نژادی یا مذهبی مختلف و همچنین توسعه فعالیت های ملل متحد را در راه حفظ صلح تسهیل نماید. پدر و مادر در انتخاب نوع آموزش و پرورش فرزندان خود نسبت به دیگران اولویت دارند.
بر اساس ماده ۱۳ میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی:
«کشورهای طرف این میثاق، حق هر کس را به آموزش و پرورش به رسمیت می شناسد، کشورها موافقت دارند که هدف آموزش و پرورش باید رشد کامل شخصیت انسانی و احساس حیثیت او و احترام به حقوق بشر و آزادی های اساسی باشد. کشورهای طرف این میثاق باید اقدامات لازم را جهت تامین این حق اتخاذ نمایید». توافق نامه افغانستان شاخص های کلیدی را برای رسیدن به هدف فوق ایجاد می کند. این توافقنامه پیش بینی می کند که در ختم سال ۲۰۱۰ در مطابقت به اهداف توسعه هزار ساله افغانستان، شمولیت در مکتب برای دختران و پسران حد اقل به ترتیب ۶۰درصد و ۷۵ درصد خواهد بود. نصاب جدید معارف برای تمام مکاتب متوسطه مورد استفاده قرار خواهد گرفت، تعداد معلمان زن۵۰درصد   افزایش خواهد یافت، ۷۰درصد معلمان افغانستان دوره های رشد  ارتقای مهارت را سپری خواهند نمود و یک نظام آزمایش میزان یاد گیری شاگردان در سطح ملی ایجاد خواهد شد.
نبود مکاتب متوسطه یا لیسه:
یکی از چالش ها و مشکلاتی که در مسیر دسترسی عادلانه ی کودکان به تعلیم و تربیت موجود است، عدم موجودیت مکاتب با صنوف بالاست. تسلسل در امر تامین حق تعلیم و تربیت در بسیاری نقاط کشور وجود ندارد. بدین معنا که در تعداد زیادی از ولایات، مکاتب لیسه به تناسب متوسطه و مکاتب متوسطه به تناسب مکاتب ابتداییه وجود ندارند که این امر باعث می گردد عده ی زیادی از کودکان از تکمیل دروس برخلاف خواست شان باز نگه داشته شوند. البته این مشکل در رابطه به مکاتب دخترانه بیشتر از مکاتب پسرانه به مشاهد رسیده است.
به طور مثال به نمونه های ذیل می پردازیم:
«در قریه خویندی ولسوالی سروبی ولایت کابل یک مکتب پسرانه وجود دارد و کودکان دختر تا صنف سوم در آن مکتب درس می خوانند، بعدا به علت نبود مکتب دخترانه خانه نشین می شوند».
همچنان، در ولسوالی گلدره ولایت کابل، صرف یک مکتب متوسطه دخترانه وجود دارد و کودکان بعد از اتمام دوره متوسط، مجبور هستند که ترک تحصیل کنند و به خانه های خود بنشینند.
بر علاوه در بعضی از مناطق کشور، مکاتب صرف در یکی از زبان های رسمی وجود دارد و کسانی که به زبان دیگری صحبت می کنند، از آموزش محروم می مانند. در ولسوالی گلدره کودکان قوم ناصری که به زبان پشتو صحبت می کنند و با زبان دری آشنایی درست ندارند، به علت عدم موجودیت مکتب به زبان مادری شان از درس باز مانده اند…
ادامه دارد

دکمه بازگشت به بالا