هند و پاکستان درصدد اعمال نفوذ بر افغانستان

از چندی به این سو به نظر می رسد هند و پاکستان در صدد گسترش روابط شان با افغانستان هستند و به این منظور دید و وادید های رهبران هردو کشور با  افغانستان در چند ماه اخیر بیشتر شده است.
بعد از سفر رییس جمهور کرزی به پاکستان به منظور اشتراک در مراسم تحلیف آصف علی زرداری، رییس جمهور منتخب پاکستان، من موهن سنگ، صدر اعظم هند از افغانستان دیدار کرد و به تعقیب آن زرداری نیز از افغانستان دیدار کرد.
چهارشنبه گذشته پرناب مکرجی، وزیر خارجه هند به افغانستان آمد و همزمان رییس جمهور پاکستان از رییس جمهور کرزی دعوت کرد تا از پاکستان دیدار نماید.  
تحلیلگران مسایل سیاسی در افغانستان دیدگاه های متفاوتی را در رابطه به این ازدیاد دیدار ها ابراز می دارند.
شماری از تحلیلگران به این باور هستند که حملات تروریستان و بنیاد گراها در پاکستان، هند و افغانستان، هشداری است به رهبران این کشور ها که این رهبران نیز خطر را احساس نموده، می خواهند در یک پیوند در مقابل تروریزم مبارزه کنند.
عمر شریفی، کارشناس مسایل سیاسی می گوید: «در طی سال های گذشته پاکستان به افغانستان منحیث یک منطقه انحصاری خود می نگریست و یک رقابت تنگاتنگ بین هند و پاکستان به خاطر اعمال نفوذ بالای افغانستان و اسیای میانه از یکسو و مساله ی کشمیر از جانب دیگر وجود داشت و از طرف دیگر این کشاکش منطقه ای یگانه عامل رشد تروریزم در آسیای جنوبی شد».
شریفی می افزاید: «اما از آغاز سال ۲۰۰۸ با سست شدن پایه های حکومت مشرف، رویداد های دیده شد مانند روی کارآمدن زرداری، سفر های جنرال پتریوس، روی کار آمدن اوباما، تجدید پالیسی امریکا در مورد منطقه که اگر همه این ها را در یک تصویر بزرگ در نظر بگیریم، می بینیم که تمام منطقه به یک طرفی روان است تا یک تفاهم به هم پیدا کنند».
شریفی معتقد است که تعدادی از حلقات سیاسی هم در پاکستان، هم در هند و هم در امریکابه این نتیجه رسیده اند که ادامه ی کشمکش و بحران در منطقه در نهایت به نفع بنیاد گرایی و تروریزم تمام می شود. بنابراین سفرهای اخیر مقام های این کشور ها خود نشان دهنده ی شکل گیری یک پالیسی جدید در خود منطقه است، که به اساس همکاری های طرفین باید استوار باشد. این مساله در کل جز همان پالیسی های ایالات متحده امریکا است که در استراتژی های خود در این منطقه می خواهد تغییر وارد کند.
داکتر محی الدین مهدی، عضو شورای اجراییوی شورای متحد می گوید: «جامعه جهانی این نکته را دریافت که معضلات بین افغانستان و پاکستان و معضله بین هند و پاکستان یک گره تاریخی دارد که همه بر می گردد به دوره حاکمیت هند برتانیوی».
او ادامه می دهد، به نظر می رسد که با تحول عظیم در پاکستان که ارتش از قدرت کنار رفت،  قدرت به ملکی ها رسید، اجنسی ها به دولت مرکزی پاکستان پیوستند، تمام این ها نشان می دهد که  زمینه ای مساعد شد که قضایای این کشور ها باز بینی شود و به نظر می رسد که هرسه کشور به این نتیجه رسیده باشند که مشکلات خود را در پیوند با همدیگر حل کنند.
این در حالی است که شماری از کارشناسان به این باور اند که پاکستان تحت فشار های هند و جامعه جهانی چنین نزدیکی های را از خود نشان می دهد.
احمد سعیدی، تحلیلگر مسایل سیاسی می گوید:» دولت هند از گذشته با افغانستان دوست بوده و حتا روابط شان استراتژیک است، اما پاکستان بافشاری که از جانب هند و جامعه جهانی به خاطر حملات بمبیی و تقویه تروریزم بالایش وجود دارد می خواهد از موقفی که افغانستان در نزد هند دارد، استفاده کند و به نوعی منافع سیاسی خود را در این جا تقویت نماید و اگر این فشار ها بالای دولت پاکستان نمی بود هیچ گاهی به دولت افغانستان خود را نزدیک نمی کرد».
او می افزاید:»همزمان با آمدن وزیر خارجه هند به افغانستان فورآ دولت پاکستان از رییس جمهور ما دعوت کرد که به پاکستان سفری انجام دهد که می شد قبلا انجام دهد. این ها همه نیرنگ های سیاسی پاکستان هستند».
سعیدی با تاکید می افزاید درست است که حکومت ملکی در پاکستان روی کار آمده اما هنوز ماشین را نظامی ها می چرخانند و دولت ملکی پاکستان تا هنوز آن توانایی را پیدا نکرده است. هر زمانی که این توانایی را دولت پاکستان پیدا کرد، می شود امیدوار بود.
اما داکتر مهدی ابراز می دارد که اگر حوادث بمبیی در زمان مشرف رخ می داد، قطعا باعث جنگ می شد. اما چون در زمان حکومت ملکی این حملات انجام شده است حکومت هند می داند که پاکستان در آن سهمی ندارد و این را در حکم پس لرزه های زلزله ای که دستگاه نظامی پاکستان را فروپاشانید، محسوب کرد که در آخرین نفس هایش دست به چنین جنایتی زد.
شریفی ابراز می دارد که از بیرون اگر ببینیم، به گونه‌ای معلوم می شود که گویا هند و پاکستان هردو در صدد اعمال نفوذ در افغانستان هستند. اما اگر در یک دید وسیع تر ببینیم، در می یابیم که خویشتنداری هند در جواب به حملات بمبیی نشان می دهد که دولتمردان هند این را درک می کنند که در پاکستان چندین حلقه های تصمیم گیری وجود دارند که مهمترین آن ارتش و «ای اس ای» اند.
به گفته ی او حکومت غیرنظامی پاکستان با وجود مشکلاتی که دارد،  کوشش می کند یک توازن را بین سیاست های افراط گرایانه ای که از طرف ارتش و «ای اس ای» پیش برده می شود و حکومت غیرنظامی، برقرار کند  و علت حمله نکردن هند به پاکستان هم همین بود.
با این حال برخی از صاحب نظران به این عقیده اند که رفت و آمد ها تاثیراتی خوبی می تواند در گسترش روابط حسنه داشته باشد.
صاحب نظر مرادی می گوید: «اگر چه پاکستان تا به اکنون سیاست روشن در قبال افغانستان دارد و افغانستان به هندوستان یک دوست بی غرض بوده و هند هم علاقه نداشته که در کشاکش های افغانستان کدام بهره‌گیری سیاسی داشته باشد؛ اما با این حال این دید و وادیدها می‌تواند یک افاده سیاسی خوبی برای بهبود روابط را به همراه داشته باشد».

دکمه بازگشت به بالا