هرکه زورش بیش، سفرش بیشتر

خبرنگار: لطفا اندکی در مورد پیشینه ی ورزشی و تجربه های تان در عرصه  ی ورزش صحبت کنید.
رهبری المپیک: همه ی ما سال های زیاد عضویت چند تیم ملی را داشته ایم و نیز در عرصه های مدیریت ورزش، پلان گذاری ورزش، طب ورزشی، تغذیه ورزش و چند مورد دیگر که با ورزش پیوند عمیق دارند، دارای درجه های لیسانس، ماستری و داکتری و پروفیسوری استیم.
خبرنگار: رابطه شما با پارلمان چگونه است؟
رهبری المپیک: از استجواب های نمایشی شان باید بفهمید که درجه ی دوستی مان چقدر عمیق است که از باد و باران نیابد گزند.
رهبری المپیک: کاستی ها همانند کوه آسمایی برجای شان استوار اند، اما در این زمینه یکی از ارکان مدیریت قدیم و مدیریت نوین این است که شوق انتقاد کننده را پیدا کن و ما این کار را کرده ایم.
خبرنگار: آیا این راست است که هر کدام شما تعدادی از افراد بی کفایت را در پست های بلند المپیک مقرر کرده و حمایت می کنید؟
رهبری المپیک: این مساله کاملا دروغ است. آنها شکر خودشان بسیار شناخت و زور دارند. به زور خودشان آمده اند و به زور خودشان حمایت می شوند، منتها ما مخالفت نمی کنیم.
خبرنگار: گفته می شود که معامله گری بیشتر از هر اداره ی دیگر در المپیک وجود دارد، آیا این حقیقت است؟
رهبری المپیک: آغاجان اگر معامله گری نکنی ولله که یک روز هم ترا به جایت بگذارند. یادت رفته که یکی از کسانی که چند وقت پیش در تلویزیون ملی آمد، با وجودی که از توانمندی های فراوان فنی و مسلکی برخوردار بود، اما چون معامله گری نکرد، چطور در چک چک پراندن اش.
خبرنگار: چرا تا حال پروسه اصلاحات اداری و خدمات ملکی به المپیک نیامده است؟
رهبری المپیک: چه کنیم اصلاحات اداری را. ولله که از المپیک کده اداره اصلاح در کل افغانستان وجود داشته باشه، دلت قبول می کنی دلت نی.
خبرنگار: این مساله تا چه حدی واقعیت دارد که رهبری المپیک عده ای از زورداران را تا به ریاست فدراسیون ها رسانده است و حالا آنها از کنترول خودشان نیز خارج شده اند؟
رهبری المپیک: این مساله ی شخصی ماست و به اساس اخلاق خبرنگاری هیچ خبرنگاری نمی تواند در کارهای خصوصی و شخصی افراد تشبث کند.
خبرنگار: آیا به راستی بیشتر کسانی که به نام قهرمانان به دیدار رییس جمهوری برده می شوند، قهرمانان نیستند؟
رهبری المپیک: مگر می شود دوستان و آشنایان را از رفتن به ریاست جمهوری منع کرد؟ راز دوستی این نیست که به سینه دوستت دست رد بزنی.
خبرنگار: نظر رهبری المپیک در مورد تعدادی از رییسان فدراسیون ها که ریاست افتخاری فدراسیون ها را حق شخصی خود می دانند و هر چه می خواهند همان می کنند، چیست؟
رهبری المپیک: مه می گم چشم شانه صدقه. خوب می کنند. زور تان در کمر تان.
خبرنگار: برای تمدید دوره های کاری در المپیک به چه بیشتر نیاز است: تخصص، تجربه، ابتکار، خلاقیت یا چه؟
رهبری المپیک: هیچ چیز کار نیست، فقط و فقط هنر ایجاد کردن ارتباط با اراکین بلند رتبه، اما این هم کار آسان نیست.
خبرنگار: در مورد شهید شدن یکی از بهترین پهلوانان افغانستان هنگام وزن کشی رقابت های پهلوانی چه می گویید؟
رهبری المپیک: بیادر انقلاب است، انقلاب. هر کی برد برد، هر کی خورد خورد و هر کی مرد مرد. پهلوانی نمی کرد که نمی کشتندش.
خبرنگار: آیا این واقعیت دارد که تمام صلاحیت پولی، بازاریابی و سفرها را به یک پسرک جوان که به گمان اغلب مکتب را هم تمام نخوانده است، تفویض شده است؟
رهبری المپیک: مکتب اش را چه می کنی، انگلیسی یاد داره، دست اش در کمپیوتر می گرده و تیز و چالاک هم است. باز او صلاحیت پول های سولیدریتی و بازاریابی ره داره. این پول ها خو به حساب دولت نیست که حساب و کتاب می گیری.
خبرنگار: گفته می شود که عده ای از رییسان فدراسیون ها حتا از پول جیب خرچ و سفرخرچ ورزشکاران هم می زنند، آیا شما این را می دانید؟
رهبری المپیک: بلی می دانم. این به شما چه ارتباط دارد؟ نوش جان شان. همان قدر کار می کنند؛ از شیر مادر حلال تر.
خبرنگار: آیا این درست است که تعدادی از تیم های ملی بر بنیاد سلیقه های شخصی رییسان فدراسیون ها تشکیل می شود و تعدادی از بهترین ورزشکاران را بدان راه نمی دهند؟
رهبری المپیک: رییس فدراسیون حق و صلاحیت دارد، هر کاری که دل اش شد بکند. رییس فدراسیون کم آدم خو نیست.
خبرنگار: آیا حلقاتی برای تطمیع تعدادی از رسانه ها از امکانات المپیک استفاده نمی کنند؟
رهبری المپیک: ما خوبی را می دانیم. آیا رسانه هایی که کارهای کوچک ما را بزرگنمایی می کنند و چشمان اش را بر نارسایی های و کاستی های ما می بندند، ارزش یگان تحفه را ندارند. ما کاکه هستیم و خوبی را با خوبی پاسخ می دهیم.
خبرنگار: شما مشکل اصلی ورزش افغانستان را در چه می دانید؟
رهبری المپیک: ما هیچ مشکل نداریم. در بخش های علمی، فنی، مسلکی، طبی و دیگر عرصه های ورزش هیچ مشکل نداریم و حتا حاضریم به کشورهای اروپایی مربی و متخصص بفرستیم، اما مشکل اصلی ما فقط و فقط کمبود پول است و بس.
خبرنگار: آیا المپیک وب سایت دارد و به انترنت وصل است؟
رهبری المپیک: بلی، ما از چند سال بدین سو بیشتر تر از ده ها هزار دالر را برای ساختن وب سایت و انترنت به مصرف رسانیده ایم، اما این که جور نمی شود، نمی شود دیگه، البته انترنت و وب سایت در نصیب ما نیست. ما خو کار خوده کدیم.
خبرنگار: با وجودی که بیشتر پول هایی که برای رشد و گسترش ورزش و قهرمان سازی مشخص شده اند، بیشترینه مصرف سفرهای فرمایشی و بی مفهوم می شوند، چرا از کمبود بودجه شکایت دارید؟
رهبری المپیک: به خاطری که این پول ها کفایت سفرهای بیشتری را نمی کند و ما می خواهیم با کسب بودجه بیشتر شمار سفرها را بیشتر کنیم.
خبرنگار: در پیروزی روح الله نیکپا چه کسانی نقش عمده داشتند؟
رهبری المپیک: معلوم است رهبری المپیک، ریاست المپیک، معاونت المپیک، ریاست فنی المپیک، ریاست اداری المپیک، ریاست تفتیش المپیک، ریاست پلان المپیک، آمریت فدراسیون های المپیک، آمریت ارتباط خارجه المپیک و دیگر شعبات اداری و فنی المپیک.
خبرنگار: لطفا در مورد نقش بنیادی این شعبات در پیروزی روح الله نیکپا اندکی توضیح بدهید؟
رهبری المپیک: اگر ریاست اداری هر چند ماه بعد مبلغ ۵۰۰ افغانی به روح الله نمی داد، او چطور  می توانست انرژی از دست رفته اش را جبران کند. اگر آمریت ارتباط خارجه برایش ویزه نمی گرفت، باز روح الله را کی اجازه شرکت در رقابت های المپیک می داد. اگر آمریت فدراسیون ها با دساتیر همه جانبه اش فدراسیون تکواندو را رهنمایی نمی کرد، باز هم روح الله نیکپا نمی توانست بدون این رهنمایی ها ره به جایی بگشاید. اگر رهبری المپیک هر روز و هر شب روح الله را تشویق نمی کرد و… آیا روح الله می توانست به مدال دست المپیکی بیابد؟
خبرنگار: آیا این واقعیت دارد که در ترکیب سفرهای ورزشی عده ای از دوستان، بادیگاردها، سکرترها و کارمندان اداری نیز اعزام می شوند؟
رهبری المپیک: بلی، چرا نروند. آیا دوست حقی بر گردن دوست ندارد، آیا کسی که مسوولیت محافظت مان را دارد حق رفتن به سفر را ندارد، آیا کارمندان حق ندارند برای تماشای رقابت ها بروند؟
خبرنگار: برای بازتاب کارهای کرده و ناکرده ی المپیک چه می کنید؟
رهبری المپیک: بیشتر رسانه ها از خود استند. از آن مساله بیغم باشید.
خبرنگار: گفته می شود که در بیشتر پست ها در المپیک کسانی مقرر شده اند که هیچ گونه آگاهی در همان بخش ندارند، در این مورد چه گفتنی دارید؟
رهبری المپیک: به خیالم خودت در افغانستان نبودی. باز اگر به پاسخ های قبلی دقت بیشتر کنی پاسخت را درمی یابی.
خبرنگار: در مورد پیشینه سیاسی تان بگویید؟ آیا شما مجاهد استید، یا تکنوکرات یا دموکرات و یا…؟
رهبری المپیک: جای را دیده. ما آنقدر ساده نیستم که یک چیز باشیم.
خبرنگار: چرا به خواست های نامعقول اراکین بلند پایه دولت و قوماندانان مبنی بر تقرر افراد دست رد نمی زنید و افراد سالم را به جای شان مقرر نمی کنید؟
رهبری المپیک: سرم را خو مار نگزیده که دست رد بزنم. هر وقت که دست رد بزنم ولله که یک ماه را هم در المپیک پوره کنم. دو دیگر این که بیشتر افراد سالم در همی کل افغانستان یک زوردار را هم نمی شناسند. پیشنهاد من به افراد سالم این است که اول بروند واسطه پیدا کنند بعد سالم شوند.
خبرنگار: اعزام ورزشکاران به سفرها بر بنیاد چه شاخصه هایی صورت می گیرد؟
رهبری المپیک: بیشترینه بر بنیاد شناخت ها و درجه واسطه و یا به عباره ی دیگر هر که زورش بیشتر باشد، سفرش بیشتر است.
خبرنگار: این درست است که المپیک در یک روز سه فدراسیون را به یک نفر حاتم بخشی کرد؟
رهبری المپیک: در همان موقع همان کار صلاح بود، اگر مقاومت می کردیم شاید حالا این جا نبودیم. اما اگر شما مساله را تعقیب کرده باشید چند ماه بعد هر سه فدراسیون را ازش پس گرفتیم. این را می گویند هنر مدیریت که شما کارگزاران رسانه ها از آن چیزی نمی دانید.
خبرنگار: شما در مورد چند فدراسیون چند حکم متفاوت اصدار کرده اید. آیا امکان دارد که یک مساله در یک وقت هم درست باشد و هم نادرست؟
رهبری المپیک: اگر به پاسخ پرسش قبلی به تعمق بنگرید، پاسخ خود را در می یابید. حکم مبنی بر درست بودن و نادرست بودن در زمان درست و مطابق به خواست زمان صورت گرفته است، پس من آن را تایید می کنم.
خبرنگار: به عنوان حسن ختام چه گفتنی برای ورزشکاران دارید؟
رهبری المپیک: ورزش کنند، ورزش کنند، ورزش کنند، ورزش کنند، ورزش کنند و ورزش کنند.
خبرنگار: تشکر از پاسخ های همه جانبه و راه گشای تان.
رهبری المپیک: از شما هم تشکر که دستاوردهای ورزش افغانستان را به مردم ورزش دوست ما می رسانید.

دکمه بازگشت به بالا