نگار مجلس ما خود همیشه دل می‌برد علی‌الخصوص که پیرایه‌ای به او بستند

گرچه هنوز نام ملاعمر هم‌چنان در لیست سیاه ملل متحد و امریکا هست و طالبان هر نوع مذاکره با دولت کابل را موکول به خروج کامل نیروهای خارجی نموده‌اند، آقای حامد کرزی رییس دولت، بر مذاکره با طالبان و نیز رهبر حزب اسلامی اصرار می‌ورزد، منتظر است که طالبان به درخواست‌های مکررش پاسخ مساعد بدهند. 

آقای کرزی بارد هر نوع پیش شرط از جانب طالبان در مذاکرات،  از آنان می‌خواهد که باید به قانون اساسی افغانستان احترام بگذارند و این را نیز بدانند (یعنی قبول کنند) که حضور نیروهای خارجی در افغانستان یک ضرورت است.  در حالی که می‌داند لازمه‌ی احترام به قانون اساسی و تعهداتی که دولت مکلف به تطبیق آنها است، این است که هیچ کسی نمی‌تواند از بازخواست عادلانه مصوون باشد. چک سفید به ملاعمر و یاران‌اش اصولا به معنای نقض عریان آن ارزش‌هایی است که در قانون اساسی ما مذکور است و هیچ کسی حتا رییس دولت نمی‌تواند آن را نادیده بگیرد. این در حالی است که دولت بی‌هیچ مشوره و همه پرسی‌ای به صورت یک‌جانبه تصمیم به چنین مذاکره‌ای گرفته است و تضمین می‌کند که ملا عمر، رهبر طالبان ( و طبعا یاران و همراهان‌اش) مورد پیگرد قرار نگیرند. وی وعده کرد که «اگر آنها حاضر شوند به افغانستان برای صلح بیایند و مذاکره کنند، من به عنوان رییس جمهور افغانستان در مورد حفاظت‌شان،  از هیچ کاری دریغ نمی‌کنم».  وی با جدیت یادآور شد که «جامعه جهانی باید با من موافق باشد و اگر مخالفت کند دو انتخاب دارند یا مرا از قدرت برکنار نمایند یا از خاک این کشور بیرون روند».  البته آقای کرزی نیک می‌داند که نیروهای خارجی، نه به دستور او به افغانستان آمده‌اند و نه به خواست او از افغانستان می‌روند.  از همین سبب نه به تقاضاهای مکرر ایشان مبنی بر قطع بمباران غیر نظامیان و کشتن افراد ملکی وقعی نهاده‌اند و نه در مورد ضرورت قانونمند شدن حضورشان. وانگهی اگر آنان به تایید موضع آقای کرزی بپردازند، این سوال را که چرا به افغانستان آمده بودند و سربازان‌شان را به کام مرگ فرستادند، چه جوابی دارند؟ تاکید آقای کرزی بر قانون اساسی را هرگز نباید جدی گرفت،  زیرا طالبان قانون اساسی خودشان را دارند و درصدد آن‌اند که آن را اجرا نمایند.  در همین صحبت آقای کرزی خواستار حکم اعدام برای کسانی شد که چند روز قبل با اسید پاشیدن بر روی دختران مکتب در قندهار،  موجب هراس خانواده‌ها شده بودند.  اما راستی چگونه می‌توان با مجریان و عاملین چنین اعمالی با این شدت برخورد کرد، ولی با فرماندهان و طراحان اصلی آن برنامه این چنین از رافت و مهربانی کار گرفت؟
به نظر می‌رسد که ملاقات میان آقای کرزی و آصف علی زرداری، رییس جمهور پاکستان به با میانجی‌گری ملک عبدالله در اتخاذ این موضع و بیان علنی آن بی‌تاثیر نباشد، از همین سبب وی آمادگی تازه عربستان سعودی و پاکستان را نیز یادآور شد، ولی در مورد جزییات آن چیزی نگفت.  ولی نمی‌توان نادیده گرفت که اظهارات آقای کرزی، بازتاب دل‌سردی‌هایی نیز هست که وی از دوستان غربی‌اش دارد.  نه فقط آقای کرزی، بلکه همه ناظران و آگاهان سیاسی درک کرده‌اند که آقای کرزی در انتخابات بعدی تشویق و حمایت دوستان‌اش را پشت سر نخواهد داشت. از طرفی نیز مسلم شده است که نرمی و شفقت آقای کرزی در رابطه با ملاعمر و گلبدالدین و سایر جنگ افروزان، که در این اواخر شدت گرفته است، بی‌ارتباط به انتخابات بعدی نیست و می‌تواند طالبان و اعضای حزب اسلامی را به طرفداری از وی ترغیب و تشویق نماید.  از طرف دیگر این نوع موضع‌گیری در برابر خارجیان که عملکردشان موجب نارضایتی‌هایی در میان مردم به وجود آورده است، می‌تواند تصویری از یک ناسیونالیست و وطن‌پرست قاطع را از ایشان،  در چشم مردم به یادگار بگذارد و وجهه‌ی خوبی به وی دهد.  طالبان،  به درخواست‌های کرزی جواب دلخواه نمی‌دهند، اما اظهارات اخیر آقای کرزی می‌تواند آنان را دل‌گرم سازد و به عنوان حسن نیت و نظر آقای کرزی روی آن حساب کنند. همین هم کافی است؛ آری، دروازه‌ها را نباید کاملا بست.

دکمه بازگشت به بالا