نشست پاریس و انتظارات نامعلوم

قرار است امروز، نمایندگان قدرت های بزرگ و مقام های بالا رتبه افغانستان و همسایگان این کشور طی یک نشست مشترک به بررسی راه هایی که می تواند دولت افغانستان را در جهت به دست گرفتن کنترول کشور کمک کند بپردازند. در این نشست که نماینده صاحب صلاحیت ایران، آقای منوچهر متکی با همتای پاکستانی اش «شاه محمود قریشی «و نیز معین وزارت خارجه هند و هم چنین ریچارد باوچر، معاون وزیر خارجه امریکا شرکت خواهند کرد، وضعیت سیاسی و اقتصادی افغانستان، محور عمده بحث خواهد بود، ولی به نظر می رسد که برخی از کشورها در این نشست فرصت پیدا کنند که در مورد اختلافات و رنجش های میان خودشان که بی رابطه با قضایای افغانستان نخواهد بود، نیز به گفتگو بپردازند. 

با در نظر داشت اوج گیری اختلافات و تنش ها میان هند و پاکستان که پس از حوادث بمبیی اوج تازه ای یافته است و در تازه ترین اظهارات مقام های هندی، پاکستان مسوول آن شمرده می شود و حتا یکی از مقام های  ارشد هند وعده کرد که پس از تکمیل تحقیقات،  اقدام های جدی را در قبال اسلام آباد روی دست خواهد گرفت،  معلوم نیست،  توافقات حاصله از این نشست را تا چه حدی تحت تاثیر قرار خواهد داد و یا این که در عمل چه موانعی را پیش روی آن خواهد گذاشت. عین همین نگرانی در مورد ایران و امریکا وجود دارد زیرا به نظر می رسد که ایران با استفاده از وضعیت نامساعد افغانستان به انتقادهای جدی از سیاست های بوش بپردازد. چنانچه که آقای منوچهر متکی، وزیر خارجه ایران قبل از این کنفرانس به خبرنگاران گفته بود که « ایران معتقد است که سیاست های جورج بوش در افغانستان شکست خورده و اینک زمان آن رسیده است که این سیاست های غلط تغییر کند». وی هم چنان گفت که ایران در این مورد پیشنهادهای مشخصی برای مطرح کردن در این نشست دارد. در هر حال ایران و نیز پاکستان، حضور و افزایش نیروهای خارجی را تهدیدی بر ضد خودشان می بینند و یا این که آن را بهانه قرار داده و از همکاری صادقانه در جهت ختم بحران در افغانستان طفره می روند. آیا این نشست در اطمینان دادن به آنان در مورد این که حضور نیروهای خارجی در افغانستان، تهدیدی بر ضد آن کشورها نیست، موفق خواهد شد؟ در این میان نمایندگان دولت افغانستان جز پیشکش کردن چند تقاضا و خواهش حرف زیادی برای گفتن نخواهند داشت و اگر هم داشته باشند بعید به نظر می رسد که مورد توجه جدی اعضای این نشست قرار بگیرد؛ زیرا هم مردم افغانستان دریافته اند که خود این دولت، با ساختارها و تشکیلات و بی برنامگی هایش یک از مشکلات به حساب می آید؛ مشکلی که خارجیان نمی توانند آن را حل کنند. هر چند می توانند با احترام به اراده و خواست مردم افغانستان،  برای فعلیت بخشیدن به این اراده،  از هر نوع تحمیلی پرهیز کنند و با در نظر داشت انتخاباتی که پیش روی مردم ماست، در تدویر شفاف و عادلانه ی آن از هیچ اقدامی دریغ نورزند. زیرا هم اکنون که در برخی از مناطق کشور، پروسه ی ثبت نام و اخذ کارت رای دهی در جریان است، گزارش های زیادی از تقلب و جعل کاری به پیمانه ی وسیع به گوش می رسد. نشست پاریس می تواند روزنه ی امید دیگری برای مردم افغانستان باشد اما هر توافقی که در این نشست صورت بگیرد، بدون حمایت و جانبداری آگاهانه، شعوری و داوطلبانه و حضوری مردم افغانستان
بی ثمر خواهد بود، مردمی که سالیان دراز به آنها دروغ گفته شده به عناوین گوناگون فریب داده شده اند. هم اکنون زمستان فرا رسیده است و هزاران خانواده مرگ از گرسنگی و مرض و فقدان موادسوختی و هزاران آفت دیگر را چون کابوس هول انگیزی پیش رو می بینند.  بی امنیتی، فقر، مریضی، بیکاری، بی پناهی،  رشوت گیری مسوولین و هر بلا و مصیبت دیگری که به تصور درآید، گریبان گیر آنان است، در حالی که یک اقلیت مفتخوار و بی همه چیز از طریق غارت و ستم مستمر بر آنها ارتذاق می نمایند.  خوبی های نظری و تیوری دموکراسی هیچ دردی از این مردم را دوا نمی کند.  گرسنگی و فقر همه ظرفیت های این مردم را نابود کرده است. اگر این مردم نباشند و نمانند و یا اگر بمانند معیوب و معلول و مریض بمانند، چه چیزی به درد آنان می خورد.

دکمه بازگشت به بالا