نرخ اختطاف

برخلاف دیگر اجناسی که این روزها با صعود سرسام آوری نرخ آن بالا می رود، عده ای از کارشناسان اقتصادی خبر داده اند که نرخ «سر» به کلی کاهش یافته است و عنقریب از نرخ کاه پایین تر بیاید.
نرخ سر که منظور همان «سرِ» بی سامان آدمی می باشد، به دنبال آن رو به کاهش گذاشته که از مدتی به این طرف آمار اختطاف ها روند تصاعدی به خود گرفته است. به گفته ی کارشناسان، افزایش اختطاف ارتباط مستقیم به کاهش نرخ سر دارد. به گفته ی یک تن از کارشناسان امور اختطاف، در دو سال اخیر نرخ اختطاف هر چه بالا رفته به همان نسبت نرخ سر کاهش یافته است. در این ارتباط نظر یک تن از اختطاف گران محترم را گرفتیم که چنین اظهار داشت: «وضعیت خیلی خرابه برار جان ،

سه سال قبل وقتی ما یک تاجر را اختطاف می کردیم،  در شهر غوغا می شد، شهر به هم می ریخت و نیروهای امنیتی به جوش و خروش می افتادند. در آن زمان نرخ روز در بدل رهایی جنس حداقل ۵۰۰ هزار تا یک ملیون دالر بود، به علاوه اینکه والی و قوماندان شهر به عذر و زاری به پای ما می افتادند، ولی این روزها وقتی یک اختطاف روی می دهد اصلا کسی خودش را نمی خارد. به کاسبی ما خیلی ضربه وارد آمده است، قیمت ها به ۳۰ هزار و حتا به ده هزار پایین آمده است». وی در جواب این سوال که علت کاهش «نرخ سر» چیست، چنین گفت: «دست زیاد شده برار جان. در هر کار و کسبی که دست زیاد شد، ارزش کار میایه پایین. سه سال قبل ما در کل شهر یکی دو تا اختطاف گر معروف داشتیم، ولی حالا در هر کوچه چندین اختطاف گر سبز شده. شما می توانید هرلحظه شاهد یک اختطاف باشید…».
وی ضمن ابراز نارضایتی از این وضع، ادامه داد: «علت دیگرش خرده اختطاف است ، ما درآن زمان مثلا کسی را اختطاف می کردیم که چند دالری می ارزید، ولی حالا دو نفر سر کوچه با هم تصمیم می گیرند که اختطاف کنند. بقال سر کوچه را اختطاف می کنند، هر کس و نا کسی را اختطاف می کنند، نه نظمی نه برنامه ای. درآن زمان ما وقتی می خواستیم اختطاف کنیم، حداقل یک ماه تا دو ماه روی پروژه کار می کردیم، با ارگان های مختلف هماهنگ می کردیم، بعد نفر را بار می زدیم، ولی حالا نه…». وی در جواب این سوال که چه درخواستی از دولت دارند، چنین گفت: «ما از نیروهای امنیتی خواهشی که داریم اینه که اختطاف گرانی را که نمی شناسند حق فعالیت ندهند، جلوشه بگیرند، این به اقتصاد کشور ضرر می رساند، به اعتبارنیروهای امنیتی لطمه وارد می کند و باعث بدنامی دولت می شوند که مثلا با دو نفر اختطاف گر کوچک وارد معامله شود. حالا ما که جای خود داریم، ما را هم نیروهای امنیتی می شناسند هم مردم می شناسند، به خدا این اختطاف های کوچک ضمن این که نرخ معامله را پایین آورده، آبروی ما را هم برده». وی چنین ادامه می دهد: «ما حالا وقتی کسی را می بریم باور کنید گاهی سرگردان می مانیم که به کی بگوییم؟ به نیروهای امنیتی زنگ می زنیم که ما اختطاف کردیم، می گوین اشتباه گرفتی لالا !! به خانه اش خبر بدین … ما تقصیر را به گردن نیروهای امنیتی می دانیم که با خرده اختطاف گران و این بچه دزد ها مقابله نمی کنند …».
وی ادامه داد: «باید این کارقانون مند شود ، به هر کس و نا کس اجازه فعالیت داده نشود».
واقعا چرا این روزها اختطاف در شهر افزایش یافته است؟ این سوال را باز با یک تن از اختطاف گران معروف شهر که نخواست نام اش فاش شود، در میان گذاشتیم. وی علت افزایش اختطاف را چنین بیان داشتند: «بسیار روشن است برار جان. در این کار امنیت شغلی وجود دارد. کاسبی بی درد سری است برار جان. مثلا اگر یک آفتابه لگن بدزدی ممکن گرفتار شوی و نامت هم به عنوان دزد سر زبان ها می افتد، ازتلویزون هم تصویرت نشان داده می شود و هزار رقم رسوایی دیگه. ولی در کار اختطاف هم اعتبار است و هم امنیت. ممکن از همین طریق یک روزی وکیل یا وزیر یا حتا شاروال شوی. دوما، این کار معامله پرسودی دارد. می دانید، در معامله ی که یک طرف اش دولت باشد، سود فراوانی موجود است. دیگر این که این کار امنیت شغلی دارد. مثلا کسی که قالین فروشی داره یا فوق اش طلا فروشی داره، اولا که ممکن این مواد دزدی شود، در ثانی ممکن یک روزی در طی یک مظاهره ای غارت شود و یا به آتش کشیده شود. دیگر نه، کم از کم اش مجبوری به دولت مالیه بدی، ولی جنس اختطاف شده را نه کسی آتش می زند، نه کسی دزدی می کنه و نه مجبوری مالیه بدی. مهمتر این که معامله به نقد است. تا حالا هیچ اختطاف به نسیه معامله نشده است». وی در بیان مزایای این شغل چنین ادامه داد: «دیگه این که در پایان کار امنیت تو تضمین می شود. مثلا به طرف و دولت می گویی این هم جنست صحیح و سالم اگر بعد از این مثلا دماغ من خون شد، مقصر تو هستی… . دولت با این تعهد برای ابد امنیت تو را تضمین می کند».
در همین حال گروهی از کسبه کاران دیگر که در راستای تجارت با سر و جان آدم داد و ستد می کنند، نیز از این وضعیت ضررمند شده و شاکی اند. یک تن از «قروتک»های معروف که در تجارت سر و جان مشغول است، ضمن شکایت از پایین آمدن قیمت آدمی، چنین گفت: «به طور مثال، سال گذشته یک نفر که با برادرش سر مساله ارث دعوا و جنجال داشت، به من پیشنهاد داد که برادرم را بکش به تو ۵۰ هزار می دهم، ولی ما قبول نکردیم و ۱۰۰ هزار خواستیم. حالا با گذشت یک سال برادر او هنوز زنده است و ما این دفعه که مراجعه کردیم، به طرف پیشنهاد دادیم که برادرت را در بدل ۳۰۰۰۰ می کشیم، ولی او قبول نکرد و گفت: « تو کجایی کاری برارجان، نرخ روز دور و بر ۱۰۰۰۰ هزار است!».
قابل ذکر است که حرفه ی اختطاف ازمدتِ چند سال به این طرف به شدت رونق گرفته است و روزانه میلیون ها دالر در جریان این حرفه در کشور رد و بدل می شود و گفته می شود بعد از تریاک مهمترین تجارت درسطح کشور است.

دکمه بازگشت به بالا