نتیجه‌ی صلح در دره سوات طالبان پاکستانی راه افغانستان را پیش می‌گیرند

هنوز یک هفته از اظهار نگرانی مقام های دولتی افغانستان نسبت به صلح سوات و رفتار کژ دار و مریز دولت پاکستان با طالبان آن کشور نگذشته است که خبر تصمیم گیری چند گروه از طالبان پاکستانی برای عزیمت به افغانستان و جنگ علیه نیروهای خارجی و دولتی افغانستان منتشر می شود. رسانه ها به نقل از روزنامه گاردین چاپ انگلستان گزارش داده اند که چند گروه از طالبان پاکستانی با ایجاد ایتلاف جدید، به درخواست ملا محمد عمر رهبر طالبان پاسخ مثبت داده و اعلام کرده اند که به زودی با عزیمت به افغانستان علیه نیروهای خارجی وارد جنگ خواهند شد.
چیزی که می تواند در اولین نگاه به این مساله به ذهن متبادر شود، این است که چنین تصمیمی از سوی گروه های مرتبط با بیت الله محسود، یکی از رهبران طالبان پاکستانی بی ارتباط با صلح در دره سوات نمی تواند باشد. واقعیت این است که بیت الله محسود و گروه های مرتبط با وی که در همفکری با طالبان قرار دارند، تصمیم عزیمت به خاک افغانستان را بدان جهت می گیرند که با به وجود آمدن صلح در دره سوات و احتمال گسترش آن به دیگر مناطق شمال پاکستان، وضعیت داخلی پاکستان برای این گروه ها از اضطراب خارج شده و زمینه ی روانی و عملی ورود به افغانستان مساعد گردیده است.
بسیار واضح است که اگر مقام های دولت پاکستان از صلح دره سوات طرفداری نمی کردند و همچنان تقابل مسلحانه و شدید علیه طرفداران طالبان را در شمال پاکستان ادامه می دادند، این گروه ها فرصت عزیمت به افغانستان و تصمیم گیری برای ادامه ی جنگ در افغانستان را به دست نمی آوردند. این مساله ثابت می کند که دولت پاکستان با قبول صلح در دره سوات، وضعیت امنیتی داخلی افغانستان را به مخاطره انداخته است.
این در حالی است که وقتی داکتر رنگین دادفر اسپنتا، وزیر امور خارجه افغانستان و عبدالرحیم وردک، وزیر دفاع افغانستان در واشنگتن نگرانی خود را در مورد سیاست های پاکستان و به خصوص صلح در دره سوات اعلام کردند، شاه محمود قریشی، وزیر امور خارجه پاکستان اعلام داشت که صلح در دره سوات باعث می‌گردد تا نیروهای دولتی پاکستان منسجم تر گشته و با قدرت و کارآیی بیشتری بر ضد طالبان پاکستانی در سایر مناطق شمالی پاکستان مبارزه می کنند.
اما اکنون که خبرهای جدیدی در خصوص تصمیم گیری اخیر بیت الله محسود، مولوی نذیر و حافظ گل بهادر برای تشکیل ایتلاف جنگی برای عزیمت به افغانستان منشتر می گردد، واضح می شود که تنها نتیجه ی صلح سوات تغییر مکان جنگ و متمرکز شدن فشار طالبان بر قلمرو جغرافیایی افغانستان می باشد. این در حالی است که اشتراک دولت پاکستان در مبارزه علیه این گروه ها ایجاب می کند که این دولت نباید به پروسه ای وارد گردد که باعث فشار بر افغانستان گردد.
چیزی که این مسایل می تواند در پی داشته باشد، زمینه سازی طبیعی برای ورود فشار از سوی نیروهای بین المللی کمک کننده به صلح در افغانستان به گروه های طالبان و مراکز حمایتی این گروه ها در خاک پاکستان می باشد. زیرا دولت پاکستان با تایید صلح در خاک آن کشور، عملا به تقویت طالبان در افغانستان کمک می کند و در صورتی که نیروهای بین المللی موجود در افغانستان به نبرد در افغانستان اکتفا کرده و از ضربت وارد کردن به مراکز اصلی این گروه ها در داخل خاک پاکستان خودداری کنند، متمرکز شدن جنگ در افغانستان نتیجه ای نخواهد داشت.
از دیر زمان بسیاری از کارشناسان سیاسی و نظریه پردازان نظامی اعلام کرده اند که جنگ علیه نیروهای طالبان در صورتی منجر به نتیجه ی مطلوب برای دولت های افغانستان و پاکستان خواهد شد، که در قالب یک پروژه ی مشترک منطقه ای به اجرا در آید. به این معنا که دولت افغانستان در داخل قلمرو خود و دولت پاکستان در داخل قلمرو خود با گروه های طرفدار طالبان مجادله کنند. اما وقتی که دولت پاکستان عملا خود را از این صف خارج کند، جنگ در افغانستان نتیجه ای نخواهد داشت. زیرا دستیابی مخالفان دولت افغانستان به منابع تمویلی انسانی و تجهیزاتی باعث طولانی تر شدن جنگ و حتا تغییر نتیجه خواهد گردید.
چیزی که برای دولت افغانستان اهمیت دارد، این است که این دولت بتواند با شریک ساختن وضعیت با امریکا و کشورهای کمک کننده به افغانستان، کوشش های لازم را برای تحصیل علاقه ی این کشورها جهت تغییر تصمیم به پاکستان وارد کرده و این کشور را مجبور به عملی ساختن مسوولیت خود به عنوان شریک مبارزه علیه گروه های مرتبط با طالبان کند. اگر چنین کاری امکان ناپذیر باشد، شاید تنها گزینه این باشد که ناتو و ایالات متحده امریکا جبرا و بدون توجه به رضایت یا نارضایتی پاکستان مراکز تجهیزاتی و اکمالاتی گروه های مرتبط با طالبان را در داخل خاک پاکستان هدف قرار داده و فرصت عزیمت این گروه ها برای جنگ در افغانستان را سلب کنند.

دکمه بازگشت به بالا