ناتو و راهبرد دیرهنگام منطقه ای

یاپ دیهوپ شیفر در سخنانی از اهمیت کشور های منطقه در حل مشکلات افغانستان سخن گفته است. به باور آقای شیفر، مشکل افغانستان صرفا داخلی نبوده و از همین جهت باید همکاری کشورهای همسایه را در راستای حل آن مطالبه کرد. این سخنان در حالی از سوی دبیر کل ناتو مطرح می گردد که قبل از این به نقش کشور های منطقه توجهی کمتر صورت گرفته بود.
هرچند کشور های همسایه افغانستان، به شمول کشورهای عضو پیمان شانگهای بر حضور موثر شان در افغانستان تاکید داشتند، اما بنا به دلایلی این فرصت برای آنان کمتر فراهم گریدد.

نشست رهبران کشورهای عضو شانگهای در سال های گذشته و نگرانی از حضور نظامی غرب در منطقه، از سوی کشور های غربی چندان مورد توجه قرار نگرفت. این در حالی است که کشور های همسایه افغانستان به خصوص روسیه،  ایران و پاکستان به خاطر اشتراک های فرهنگی، دینی و مرز های طولانی منافع و علایق خاصی در قضیه افغانستان دارند، اما به این علایق پس از توافق بن از سوی کشورهای غربی توجهی نشد. کشور های همسایه که در دوره های مختلف از افغانستان به عنوان حیات خلوت استفاده کرده بودند،
اکنون در نقش کمرنگی قرار گرفته و یا به آنها به دیده ی دشمن نگریسته می شود. غربی ها به چند دلیل برای کشور های همسایه افغانستان مجال فعالیت و سهم گیری فعال در عرصه های مختلف قایل نشدند. جمهوری روسیه که میراث دار شوروی سابق می باشد، از گذشته های دور تاکنون در رقابت نظامی و سیاسی با امریکا قرار دارد. این کشور هر چند از توافق بن حمایت کرد اما همواره از حضور نظامی غرب در افغاسنتان ناراضی می باشد. طی سال های اخیر روابط روسیه و امریکا نه تنها در قضیه ی افغانستان بلکه در مسایل مختلف بین المللی و از جمله طرح سپر دفاعی به شدت تیره شده است. این تیرگی روابط می تواند تاثیرات خود را در بخش های مختلف از جمله مساله ی افغانستان به جای گذارد. گذشته از این در دوران مقاومت گروه های جهاد علیه طالبان، روسیه از حامیان اصلی این مقاومت به شمار می رفت. این پیوند ها سبب گردید تا غربی ها در تلاش شوند که فاصله میان گروه های جهادی و روسیه با نقش کمرنگ این کشور حفظ شود.
این نگاه دقیقا در مورد ایران نیز مطرح است. جمهوری اسلامی ایران نزدیک به سی سال است که با امریکا و کشور های غربی در تنش قرار دارد. امریکا همواره به سیاست های ایران به دیده ی شک  و تردید نگریسته و از همین جهت مخالف هر نوع حضور پر رنگ ایران در قضیه افغانستان می باشد. جمهوری اسلامی ایران نیز با توجه به دشمنی تاریخی که با امریکا و برخی از کشور های غربی دارد، سعی می کند که با استفاده از نقطه ضعف های که در افغانستان و عراق خلق شده است، این کشور ها را تحت فشار جدی قرار دهند. روابط نزدیک برخی گروه ها و جریان های فعال سیاسی عراق و افغانستان با ایران، نگرانی های را برای امریکا و دیگر کشور های غربی خلق کرده است.
بخش عمده ای از  گروه های فعال در عراق و افغانستان طی دهه های گذشته از سوی جمهوری اسلامی ایران تمویل گردیده و آموزش نظامی دیده اند. اکنون این گروه ها در ساختار حکومت های عراق و افغانستان از نقش برجسته ای برخوردار می باشند. کشور های غربی دقیقا به این مهم پی برده و با نگاه ذره بینی تمام فعالیت ها را زیر کنترول شان قرار دادند.
بازداشت چند مقام ایرانی در عراق  و اتهام ارسال تجهیزات نظامی از سوی ایران به مخالفان  مسلح حکومت افغانستان در همین راستا مطرح می شود.
برخی کشور های غربی از جمله فرانسه با میزبانی نشستی تلاش کرد تا کشور های منطقه را به همکاری در قضیه افغانستان فرا خواند که عدم حضور ایران در این نشست بنا به دلایل نا معلوم تاثیراتی خاصی خود را بر فیصله ها و تصمیم های آن به جای گذاشت.
به نظر می رسد که حکومت جدید ایالات متحده امریکا و فرماندهان ناتو اکنون به این مهم پی برده اند که با راهبرد منطقه ای می توان بر چالش های موجود فایق آمد.
تجربه ی همکاری امریکا با کشور های همسایه عراق به خصوص ایران نشان داد که این همکاری ها می تواند تاثیرات ویژه ای بر اوضاع امنیتی داشته باشد.
نشست فرماندهان امریکایی با نمایندگان ایران در قضیه ی عراق و مذاکره با اردن و سوریه سبب شد که اوضاع در عراق به زودی تغییر کرده و فضای مثبتی به وجود آید.
اکنون به نظر می رسد که امریکایی ها از الگوی همکاری همسایگان در قضیه عراق در افغانستان نیز استفاده نمایند. بدون تردید رفع نگرانی کشورهای منطقه و همسویی آنان در حل مشکل افغانستان می تواند موثر به شمار آید. متاسفانه کشور های غربی همواره نوشدارو را پس از مرگ سهراب می آورند. اگر واقعا قضیه ی افغانستان از همان آغاز جدی گرفته می شد و افزایش نیرو، فشار بر منابع اصلی تروریستان و همکاری منطقه ای هفت سال قبل  به عنوان اولویت های مهم به شمار می رفت، اکنون ما با این همه مشکل رو به رو نمی بودیم.

دکمه بازگشت به بالا