ناامنی، طالبان و دیگر هیچ

در جریان سفری که اخیرا به افغانستان داشتم، متوجه شدم که هیچ‌کس در این کشور علا‌قه‌ای به تکرار دوران حکومت طالبان ندارد. افغان‌ها با تمام وجود از این موضوع که در سرنوشت کشورشان نقش داشته باشند استقبال می‌کنند اما واقعیت این است که بن‌بست خطرناکی پیش‌روی افغانستان قرار دارد. از یک سو، طالبان آن قدر قدرت نگرفته‌ که وارد مواجهه مستقیم و متعارف با نیروهای ایتلا‌فی و نیروهای امنیتی افغان شوند و از سوی دیگر، نهادهای امنیتی در افغانستان نیز هنوز پا نگرفته‌اند و برای مقابله با جنگ چریکی طالبان آمادگی ندارند. ‌
در این میانه، بهترین خبری که می‌توان شنید، موافقت باراک اوباما، رییس‌جمهور امریکا به اعزام ۱۷ هزار نیروی نظامی جدید به افغانستان است. واقعیت این است که خطر تروریزم در جهان از بین نرفته و القاعده نیز همچنان در افغانستان و نواحی نزدیک به آن مشغول فعالیت است. طالبان و برخی از جنگ‌سالا‌ران محلی نیز در این راه به القاعده یاری می‌رسانند و همین مساله روشن می‌کند که چرا امریکا و چهل کشور دیگر به ادامه ی حضور در افغانستان و برقراری امنیت در این کشور علا‌قه نشان می‌دهند. ادامه ی حضور نیروهای نظامی، دیپلومات‌ها و امدادرسانان از کشورهای مختلف دنیا در افغانستان سرنوشت‌ساز بوده و در چنین شرایطی است که امید به تقویت نهادهای تحت کنترول دولت، بهبود اوضاع اقتصادی و مقابله با کشت مواد مخدر در افغانستان در اولویت توجه قرار می‌گیرد.
قبلا‌ چنین استدلا‌ل می‌شد که با توجه صرف به راه‌حل نظامی نمی‌توان در افغانستان کاری از پیش برد. این استدلا‌ل هنوز هم پابرجاست زیرا اگر استراتژی سیاسی و اقتصادی درستی در پیش گرفته نشده باشد، قدرت نظامی به هیچ کار نمی‌آید و فقط به زیرزمینی شدن فعالیت‌های طالبان در افغانستان منجر خواهد شد.
نکته‌ای که می‌خواهم بگویم این است که مقابله با فعالیت طالبان در افغانستان به فهم و درک آنها بستگی دارد و باید اوضاع افغانستان را در این راستا به وضوح مورد بررسی قرار داد. فعالیت طالبان در افغانستان از یک نهاد خاص نشات نگرفته و هدفی هم که طالبان از این فعالیت‌ها دنبال می‌کنند، هدفی واحد نیست. برخی از آنها دیدگاهی ایدیولوژیک به قضیه دارند و به همین جهت وارد مبارزه نظامی شده‌اند. برخی دیگر صرفا پول بگیرند و حاضرند در ازای چند دالر در روز به هر کاری دست بزنند. حساب قاچاقچیان مواد مخدر و جنگ‌سالا‌ران و نیز افراد غیر‌افغان حاضر در گروه‌های طالبان را هم باید از یکدیگر جدا کرد. خیلی از این افراد در واقع با کمک شهروندان عادی افغان تا همین جا هم دوام آورده‌اند و همین مساله نشان می‌دهد که برخی مردم افغان علی‌رغم میل باطنی خود در این بازی قدرت به سود طالبان وارد عمل شده‌اند. آنها نمی‌خواهند به دوران حکومت طالبان برگردند اما در عین حال در توانایی نهادهای دولتی افغان برای تامین امنیت تردید دارند و به همین خاطر روش‌های دیگری- از جمله همکاری با طالبان- را برای تامین امنیت خود برگزیده‌اند.
استراتژی نیروهای ایتلا‌ف در افغانستان این است که برای مقابله با فعالیت طالبان، به دولت افغانستان کمک کند و در عین حال شرایطی را فراهم آورد که مردم عادی نیز به لزوم مقابله با خشونت‌های طالبان پی ببرند. اما اگر قرار بر این باشد که برخی شهروندان عادی افغان از پناه دادن به طالبان دست بردارند، باید در مقابل، امنیت و اطمینان خاطر لا‌زم را برای آنها فراهم کنیم. ارتش، پولیس و قوه قضاییه در افغانستان در این راستا باید با تمام قدرت وارد صحنه شوند.
اما برخی از شهروندان افغان از همکاری با طالبان اهداف دیگری را دنبال می‌کنند. این افراد از روی ناچاری یا برای تامین امنیت خود به همکاری با طالبان روی نیاورده‌اند بلکه می‌خواهند قدرت و نفوذ خوبی در افغانستان برای خود دست و پا کنند. باید این افراد را در شرایطی قرار دهیم که حس کنند با نفی خشونت و با پذیرش حاکمیت قانون، گزینه‌های زیادی پیش‌روی‌شان قرار می‌گیرد. تنها در شرایطی که این افراد به هیچ ترتیب دیگری به قطع همکاری با طالبان رضایت ندهند، باید با گزینه ی نظامی وارد میدان شد.
در این میان، ایدیولوگ‌های طالبان هم سهم خودشان را دارند. این افراد رسما دولت مشروع افغانستان را نادیده گرفته و به پیاده کردن ایدیولوژی مورد نظر خودشان مشغول اند. برای مقابله با این گروه نیز راهی جز توسل به قدرت نظامی باقی نمی‌ماند. این مساله به‌خصوص در مناطق مرزی میان افغانستان و پاکستان اهمیت زیادی دارد و باید به‌طور جدی راهی برای مقابله نظامی با نیروهای طالبان در این منطقه پیدا کرد.
در این میان نباید از یاد برد که افغانستان عرصه آزمایشی است برای ناتو و نیروهای بین‌المللی. صرفا اضافه کردن به شمار نیروهای حاضر در افغانستان نمی‌تواند معجزه کند. اما تحت فشار قرار دادن افرادی که علیه دولت به همکاری با طالبان مشغول اند و نیز حمایت از افرادی که می‌خواهند راه خود را از طالبان جدا کنند، می‌تواند همان راه‌حل سیاسی‌ای باشد که همه در افغانستان خواهان اجرایش هستند. ‌

دکمه بازگشت به بالا