منطق ملا نصرالدینی در سیاست افغانستان

می گویند در زمان های قدیم، زمانی که ملا نصرالدین بزرگترین فکاهی تاریخ زنده بود، روزی از روزها آمد به یک ده. در وسط میدان ده ایستاده شد و فریاد زد که ای مردم ده گوش بدهید که چه می گویم. اهالی ده هم به زودی در میدان ده جمع شدند. ملا باز هم فریاد بر آورد ای مردم اگر تا لحظاتی دیگر تمام ضرورت های مرا بر آورده نسازید بلایی را که بالای ده دیگر آوردم بالای شما هم خواهم آورد. اهالی ده که همیشه صادق و ساده دل اند، ترسیدند که مبادا این فرد قدرتی داشته باشد که ده ما را خراب کند پس تمام ضروریات ملا را آماده ساخته نزدش آوردند. ملا نیز آنها را برداشته به راه افتاد.

در همین وقت یکی از اهالی ده از ملا پرسید که ملا صاحب برسر ده قبلی که تقاضای شما را  بر آورده نساخته بود، چه بلا آوردید. ملا با خونسردی گفت هیچ؛ وقتی در ده قبلی تقاضای خود را مطرح کردم کسی به حرف من گوش نکرد. ناچار آنان را رها کرده به ده شما آمدم.
نتیجه ی اخلاقی: ملا نصرالدین گاهی هم دروغ می گفته و بلوف می زده است.
تاویل قصه: روز یکشنبه رییس جمهور کرزی، رییس جمهور خوش صحبت و خوش تیپ ما در مراسم فراغت یک تعداد از دانش جویان اکادمی نظامی در کابل حضور یافت و طبق معمول در این مراسم سخنرانی غرای نیز انجام داد. همچنانی که رییس جمهور همیشه حرف های می زند که باید در تاریخ ما ثبت اوراق زرین گردد، این بار نیز سخنانی از گلوی مبارک شان بیرون آمد که باز هم جهانی را به فریاد و فغان آورد. رییس جمهور در سخنان اش گفت که امریکا باید به افغانستان و یا به گفته ی رییس جمهور» به ما «   طیاره و تانک بدهد. اگر امریکا این طیاره و تانک درخواستی ما را نداد، باز ما از جای دیگر به خود طیاره و تانک پیدا می کنیم.
اولا که رییس جمهور نگفت چند تا طیاره و تانک می خواهد و در ثانی این تانک و طیاره را چه می کند. آیا می خواهد این طیاره و تانک را علیه برادران طالب خود استفاده کند؟ یا این که علیه کشور های همسایه و دوست و برادر رییس جمهور نظیر پاکستان و ایران که هردو یا اتومی هستند یا هم اتومی می شوند استفاده می کند؟ سوما رییس جمهور نگفت که آیا این طیاره ها را امریکا و جامعه جهانی همینطور مفت به ما بدهد چون که ما زیاد خوش داریم،
یا این که رییس جمهور آنان را از این کشور ها می خرد.
خوب گیریم که مثل بیشتر وقت ها امریکا و جامعه جهانی زیاد به قصه ی درخواست های رییس جمهور نشد. در آن صورت آیا رییس جمهور از کشور های دیگر که احتمالا روسیه خواهد بود، طیاره و تانک را می خرد. اگر می خرد با کدام پول و از کجا می کند این همه پول را. کشوری که حتا معاش مامورین اش را امریکا و جامعه جهانی می دهد و حتا نان را برای فقیران و گرسنگان اش جامعه جهانی تهیه می کند، میلیارد ها دالر دارد که برود و طیاره و تانک بخرد؟ یا شاید هم هدف رییس جمهور این است،  در صورتی که امریکا طیاره جنگی و تانک به ما نمی دهد، پول اش را بدهد که ما برویم از روسیه بخریم. یک تعداد فکر می کنند که این اظهارات فاضلانه تازه رییس جمهور پس از رسیدن نامه جوابیه رییس جمهور روسیه جناب مدویدف است که وعده ی همکاری در عرصه ی دفاعی را به رییس جمهور کرزی داده است.
ولی گویا رییس جمهور دانش سیاسی اش چنان افت کرده که نمی داند روسیه در قبال کمک دفاعی از افغانستان چه می خواهد.
این روسیه دیگر آن روسیه ی سابق نیست که در قبال حفظ رژیم دست نشانده اش در دهه ی هفتاد هزاران تانک و طیاره را به افغانستان فرستاد و حتا تا راکت های پیشرفته اسکاد را نیز به افغانستان داد. وانگهی قیمتی را که رژیم آن زمان در قبال به دست آوردن این تعداد طیاره و تانک به شوروی آن زمان پرداخت، آیا رییس جمهور کرزی هم حاضر است از کیسه ی خلیفه ببخشد.
شاید رییس جمهور از یاد برده که آقای مدویدف در نامه اش نوشته اولا قبل از آغاز همکاری های دفاعی باید زمینه های این همکاری بررسی گردد، آن هم به شکلی که منافع متقابل مطرح باشد.
این به معنای آن است که روسیه اولا منافع خود را دیده و بعد همکاری خواهد کرد و رییس جمهور حداقل این را می داند که منافع روسیه چه چیز های را مشخص می کند.
ما یک دوره روابط بسیار نزدیک با روسیه را تجربه کرده ایم؛ دوره ای که از زمان های بسیار قدیمی آغاز گردید و با سقوط داکتر نجیب خاتمه یافت و به صراحت می شود گفت سی سال بحران وحشتناک داخلی و یک دوره اشغال نظامی افغانستان از سوی شوروی سابق و تباهی تمام شوون زندگی افغان ها و حتا بحران موجود امروزه، نتیجه ی همان نزدیکی و همکاری های صمیمانه است.
حالا اگر رییس جمهور می خواهد برای این که امریکا یا جامعه جهانی به افغانستان طیاره جنگی یا تانک نمی دهد، با چرخش سیاسی خطرناک دوباره دست به دامن روسیه گردد، آن هم تنها به خاطر این که یک دوره دیگر هم به حکومت افغانستان تکیه زند، باید بداند که این ملت است که پس از این تعیین می کند با کی و چی گونه روابط داشته باشد، نه نظرات تک محورانه ی شخصی یک نفر.
مسلما داشتن یک اردوی قوی و مجهز خواسته ی هر کشور است و حتا شهروندان یک کشور هم با داشتن اردوی مجهز و مسلح احساس توانمندی و امنیت می کنند. زیرا با داشتن اردوی قوی ما حتا می توانیم در مناسبات منطقه ای دارای جایگاه و پایگاه ویژه باشیم، ولی زمانی می توانیم به این خواسته برسیم که به خودکفایی کامل رسیده باشیم. یعنی در خزانه های خود آن قدر پول داشته باشیم که هر چیزی را بتوانیم برای اردو یا پولیس خود خریداری کنیم، نه وقتی که حتا پول نان و گندم ما را دیگران می دهند.

دکمه بازگشت به بالا