معیار ارزش و غیر ارزش چیست؟

مرکز همسبتگی رسانه ها روز گذشته اعلام موجودیت کرد. در این مراسم مسوولان رسانه های همسو، تعدادی از خبرنگاران و نویسندگان حضور داشتند. در این مراسم مولوی مفلح در سخنرانی خود گفت: «رسانه ها از لحاظ اهداف به چند دسته تقسیم می شوند: برخی رسانه ها اهداف مادی خود را دنبال می کنند و برخی رسانه ها رسالت اسلامی خود را».
وی در ادامه گفت در مرکز همبستگی رسانه ها تلاش شده است تا رسانه های ارزشی در یک محور جمع شوند. به گفته ی آقای مفلح، تعدادی از رسانه ها را  یا امریکا و یا اسراییل ایجاد کرده اند و ما اکنون در یک نبرد رسانه ای در برابر تهاجم رسانه ای غربی قرار داشته و در این نبرد پیروز می شویم. آقای مفلح  در بخش دیگری از سخنان خود گفت که شرکت های اسراییل ایجاد شده تا برخی رسانه ها را سمت و سو بدهد. مرکز همبستگی رسانه ها متشکل از  رسانه های صوتی، تصویری و چاپی می باشد.
مرکز همبستگی رسانه ها یا ایتلاف احزاب سیاسی:
به نظر می رسد که مرکز همبستگی رسانه ها بیش از آن که یک حرکت رسانه ای باشد، بیشتر یک حرکت سیاسی همسو در آستانه ی انتخاب آینده می باشد. حضور رسانه های حزبی، مانند تلویزیون تمدن مربوط به شیخ آصف محسینی رهبر سابق حرکت اسلامی؛ تلویزیون نور و ابسته به آقای ربانی، نشریه تکبیر مربوط به احمدشا احمدزی؛ صحیفه، ارگان رسمی حزب وحدت آقای اکبری؛ مجاهد، ارگان نشراتی جمعیت اسلامی و پیام مجاهد، وابسته به رهبر حزب مردم مسلمان افغانستان، نمایانگر یک ایتلاف سیاسی برخی احزاب سیاسی کشور می باشد، که با ایجاد این مرکز می خواهند فعالیت های نشراتی خود را با یک همسویی سیاسی، و احتمالا در راستای اهداف و حمایت از نامزد مشخص جهت دهند.
معیار ارزشی و غیر ارزشی:
 مسوولان مرکز همبستگی رسانه ها در صحبت های شان واژه های ارزشی و غیر ارزشی را در مورد رسانه ها به تکرار استفاده کردند. ابتدا این که تقسیم بندی رسانه ها به ارزشی و غیر ارزشی در توان یک فرد و یا یک نهاد نمی باشد. هر رسانه ای که با اهداف، خط مشی و پالیسی  ای که دارد، در چوکات قانون اساسی کشور فعالیت کرده و ارزش های آن را باورمند می باشد، خود یک کار ارزشی به شمار می رود. زیرا مسوولان رسانه ها وقتی در چارچوب قانون اساسی که به مثابه ی وفاق ملی برای همه افغان ها است، فعالیت می کنند، عملا به ارزش های آن  احترام گذاشته و باورمندی خود به آن را به نمایش می گذارند. اکنون سوال اساسی این است که  از دیدگاه مسوولان مرکز همبستگی رسانه ها ارزش ها کدام اند؟
آیا آن چه که مبارزه با تهاجم فرهنگی غرب خوانده می شود و کشور اسلامی همسایه ما ایران از آن همیشه نام می برد و به همان بهانه استبداد رسانه ای را در ایران حاکم کرده، و در ۴۸ ساعت ۱۸ روزنامه را بسته و ۱۰۰۰ نویسنده و خبرنگار را بیکار نمود، می تواند معیار ارزش و غیر ارزش رسانه ها به شمار آید؟ انتظار ما از مرکز همبستگی رسانه ها این بود که به جای تقسیم کردن رسانه ها به ارزشی و غیرارزشی، خودی و غیر خودی، به مشکلات و چالش های اساسی روزنامه نگاران افغانستان توجه و تمرکز می کرد. آیا بهتر نیست که به جای اتهام بستن همدیگر به مزدور اسراییلی، امریکایی و … به مسایل اساسی تر بپردازیم؟ چرا دوستان ما هیچ گاه دغدغه های شان را از عدم توشیح قانون اساسی بیان نمی کنند؟ چرا به فکر این نباشیم که افغانستان پس از عراق خطرناکترین محل برای خبرنگاران می باشد؟ چرا به این مساله نپردازیم که چگونه می توانیم به خود کفایی رسانه ها دست یابیم؟ آیا با سکوت نمودن در مورد مشکلات و نارسایی های رسانه ای در این سرزمین و پرداختن به توسعه توان هسته ای کشور همسایه، و سیاست خاور میانه ای آن، می تواند برای یک رسانه ارزش باشد؟
منابع مالی رسانه ها:
 یکی از مسایلی که از سوی مسوولان مرکز همبستگی رسانه ها بیشتر مورد توجه قرار گرفت، منابع مالی رسانه ها می باشد. به نظر مولوی مفلح، دریافت کمک یک رسانه از امریکا، یک کار غیرارزشی و از سوی کشوری مانند ایران یک کار ارزشی به شمار می آید. آقای مفلح که برای قتل عام مردم کشور خود، سربریدن ها، تیزاب پاشیدن به روی دختران دانش آموز، مکتب سوزی و تجاوزهای جنسی، حتا برای یک روز مظاهره ای بر پا نکرد، اما در همسویی با سیاست های منطقه ای برخی کشورها بارها است که مظاهره هایی راه اندازی شده است حق دارد که رسانه ها را با این معیار تقسیم بندی نماید. آقای مفلح به خوبی می داند که رسانه های فعال در مرکز همسبتگی رسانه ها از سرمایه  آبایی شان به راه نیفتاده اند و حتا توان یک روز نشر را هم ندارند، پس چه خوب است که به جای ارزش گذاری رسانه ها بر اساس منابع دریافت مالی، به نظرات و استقبال مخاطبان آنان توجه شود. آیا رسانه های صوتی و شنیداری را که در سراسر کشور مخاطبان زیادی را دارند و رسانه های چاپی را که مقام اول را کسب کرده اند، نمی توان رسانه های ارزشگرا نام گذاشت؟ اگر قضاوت مردم در باب رسانه ها مهم است، پس چه خوب است که ارزش ها را از دید مردم ببینم و به قضاوت آنان اهمیت دهیم.
از سوی دیگر، دلیل وجودی این مرکز، بر اساس گفته های برخی از سخنرانان آنان، بسیار واضح می باشد. آن چنان که برخی از سخنرانان این محفل گفتند، این مرکز می تواند نقش یک نهادت نظارت کننده ی رسانه ها را داشته باشد.  این خود می نماید که سیاست گذاری از سوی نهادی که هویت اعضای تشکیل دهنده ی آن بر همه معلوم است، چیزی جز تامین منافع کشوری نیست که این رسانه ها به نحوی خود را در ارتباط و یا شاید هم مدیون آن می دانند.

دکمه بازگشت به بالا