مصالحه حکمتیار با کرزی؟ این نمک‌خور نمکدان نمی‌شکند!

شبکه انگلیسی زبان الجزیره، روز پنجشنبه از کابل گزارش داد که گفتگوهای پنهان میان گلبدین حکمتیار و حکومت افغانستان با حمایت عربستان و بریتانیا در «دبی» جریان دارد. الجزیره مدعی شد که برای تایید این خبر با منابع افغان، غربی و حتا حزب اسلامی در تماس شده و آنها این مذاکرات را تایید کردند.
این گفتگوها در ادامه ی گفتگوهای قبلی حکومت با بعضی از مقام های سابق طالبان در عربستان پنداشته می شود که از سوی این گروه رد شده است. تلاش های عربستان و بریتانیا در این راستا نشانگر علاقه ی این دو کشور برای ادغام نیروهای افراطی داخل حکومت افغانستان است. به گزارش الجزیره، قرار است عربستان به حکمتیار پناهندگی داده و البته در فرصت مناسب می تواند به افغانستان رفته و بدون بیم از تعقیب عدلی به فعالیت های سیاسی خویش ادامه بدهد.
چرخش یا تاکتیک؟
اگر این مذاکرات به نتیجه ی مثبت دست پیدا کند، بی تردید نگاه های مشکوک تحلیلگران و سیاست مداران مخالف و موافق حکومت را به سوی خود جلب می کند. باتوجه به رابطه ی بسیار نزدیک حکمتیار با پاکستانی ها این سوال مطرح می شود که چگونه او از صفوف شورش و تخریب طالبان جدا شده، در پی گوشه ی عافیت در عربستان سعودی است و متمایل به فعالیت های غیرنظامی در آینده در افغانستان می باشد؟
این چرخش به دلایل چند یک تاکتیک تلقی شده می تواند تا یک مصالحه واقعی با کرزی.
۱ـ برای حکومت و نیروهای خارجی کم شدن مخالفان مسلح دولت و ضعیف شدن جبهه ی تروریست های داخلی، موضوع ارزشمند است. با وجود این که در سال های اخیر سطح فعالیت های مسلحانه و تخریبی حکمتیار پایین بوده است، ولی، برای حکومت همیشه یک خطر بالقوه به حساب آمده است. اگر حکمتیار به راستی ترک جنگ کند، در روند مبارزه  ی حکومت و نیروهای خارجی یک امتیاز به حساب می آید. ولی، تردیدی نیست که اگر پاکستانی ها که سال ها از حزب اسلامی علیه سایر گروه های جهادی سابق غیر پشتون در جنگ داخلی حمایت و استفاده کردند، مطمین می بودند که هنوز گلبدین یک مهره ی موثر تخریبی و جنگی علیه دولت و ناتو  است، هرگز او را تشویق به مصالحه با حکومت نمی کردند. از همان زمان که حزب اسلامی نتوانست رقبای خود را در کابل شکست بدهد و طالبان با خشونت و بربریت تمام این کار را انجام دادند، نقطه‌ی پایان برکارنامه‌ی او از سوی اسلام آباد گذاشته شد. پاکستانی‌ها فکر نمی‌کنند که گلبدین بتواند منفعتی به حال شان داشته باشد. شاید پاکستانی‌ها معامله بر سر گلبدین و گرفتن امتیاز از غرب را بیشتر به نفع خود بدانند تا حمایت از یک مهره‌ی سوخته و آهن کهنه‌ی ماشین جنگی خود علیه روس‌ها و رژیم‌های سابق کمونیستی در افغانستان.
۲ـ بی تردید این نظر به جای است که گلبدین نمی تواند بدون رضایت پاکستانی ها به این مصالحه تن بدهد. اگر این کار با هماهنگی اسلام آباد و متحدان آن صورت گرفته است، پس این کشور  متمایل به فروکش کردن شورش ها در افغانستان شده است؟
حرکت سیاسی جدید گلبدین را نمی توان بدون حساب و کتاب های سیاسی و نظامی پاکستان درک کرد. پاکستان مشتاق حمایت از جنگ در افغانستان است و مهمترین نشانه ی آن پشتیبانی بی دریغ اش از گروه طالبان است. از آن جای که هیچ نشانه ی قوی گرایش مثبت پاکستان در قبال صلح و ثبات افغانستان و دست کشیدن از حمایت طالبان به چشم نمی خورد، ترک مخاصمه از سوی گلبدین، در جهت همکاری پاکستان با روند صلح و ثبات افغانستان تلقی شده نمی تواند.
۳ـ اکنون دیده شود که پاکستانی ها با استفاده از این موضوع چه نوع برخورد با غرب می نمایند. به همان گونه که مشرف پس از یازدهم سپتامبر به صورت موقت تعدادی از سران القاعده را تسلیم امریکا کرد و توانست کمک های گسترده ی امریکا و بریتانیا را در کیسه های کشورش بریزد، حالا نیز پاکستانی ها با این گونه اقدام های در جهت بهبود چهره ی خود به عنوان یک همکار مهم امریکا در جنگ با تروریزم حرکت کرده و دیده شود که به چه صورت از این موضوع بهره برداری می نمایند.
طالبان: با حکومت مصالحه نمی کنیم
اگر موضوع مصالحه حکمتیار با کرزی واقعیت پیدا کند، رییس جمهور نخستین نشانه های پیشرفت در گفتگو با مخالفان مسلح را به دست آورده می تواند. آقای کرزی در پی شکار ماهی کلان تر است: طالبان.
در عین حال که حکمتیار گاه و نا گاه سخن از مصالحه و ترک جنگ می زند، طالبان به همان اندازه بر دهل جنگ و ترور محکمتر می کوبند، و این نشانه ی شگون خوب برای سیاست های داخلی کرزی به حساب نمی آید.
باوجود این که حکومت از دیر باز دریافته است که از موضع ضعف طالبان را در پای میز مذاکره کشانده نمی تواند، دعوت او از این گروه برای تقسیم قدرت به خطابه های کسالت آور سیاسی مبدل شده است. در شرایطی که پاکستانی ها و طالبان شاهد فروپاشی دولت و همبستگی ملی افغان ها هستند، مذاکره ی شان برای تامین صلح یک مقدار دور از ذهن به نظر می رسد. ولی با این هم، رییس جمهور علاقه دارد که امریکایی ها راه مذاکره با طالبان را باز کرده و خشونت ها را از طریق تقسیم قدرت فروکش نمایند. اما، با فرستادن هفده هزار سرباز اضافی، اوباما نشان داد که هنوز به راه حل نظامی شورش و تروریزم طالبان باورمند است، هرچند که افراد این گروه با دست کشیدن از خشونت می توانند به زندگی عادی برگردند.
اما، واکنش طالبان در برابر دعوت به مصالحه و همچنین ورود سربازان بیشتر به افغانستان کما فی سابق بوده است.
به گزارش خبرگزاری رویتر و به نقل از مجله سعودی السموند، ملا معتصم، وزیر سابق مالیه ی طالبان و از افراد نزدیک به ملاعمر، در گفتگوی خود با این مجله گفته است که طالبان در صورتی با حکومت افغانستان وارد مذاکرات می شوند که ناتو سربازان خود را از افغانستان خارج نمایند. او می گوید که عامل جنگ کنونی سربازان خارجی اند و اگر این سربازان نباشند موضوع تنش ها به سادگی حل می شود.
ملا معتصم می گوید که طالبان در پی تقسیم قدرت و گرفتن چوکی در حکومت نیستند. آنها خواهان برپایی امارت اسلامی و سیستم سیاسی مبتنی بر شریعت می باشند.
این سخنان ملامعتصم، تکرار مواضع سابق این گروه به حساب آمده و کدام نکته ی تازه در خود ندارد. تنها ارزش این موضع این است که طالبان با وجود سخاوت های غیر قابل توجیه و نسنجیده ی حکومت، مایل به مذاکره نبوده و حتا ورود سربازان جدید امریکایی تاثیری ملموس در مواضع سیاسی آنها نگذاشته است.

دکمه بازگشت به بالا