مرگ تدریجی مردم غزه

مردم غزه پس از هجوم به دیوار آهنینی که طی ۴ دهه اشغال به وسیله ی اسراییل ایجاد شده و منطقه فقرزده ی آنها را از مصر جدا کرده است، توانسته‌اند چند روزی را از آزادی برخوردار باشند و صد‌ها نفر از مردم غزه، که به زندانی واقعی تبدیل شده است، اجازه یافته‌اند از این پایانه مرزی بیرون بروند و به خرید نیاز‌های خود در مرز مصر بپردازند. ‌
اما درها دوباره روی غزه بسته می‌شوند. افزایش فشار از سوی ایالات متحده و اسراییل سبب شده است که مصر نیرو‌های مرزی بیشتری را به محل اعزام دارد که با انواع وسایل کنترول این جمعیت مجهز شده‌اند. پیش از این، مواد مورد نیاز مردم غزه از کانال سویز به شهرک‌های مرزی می‌رسید ولی جلو این کار را گرفته‌اند. اکنون در واقع، مرز جدید، کانال سویز است. یعنی حتا اگر مردم غزه بتوانند برای خرید مواد مورد نیاز خود از غزه بیرون بروند، مجبور خواهند بود از گستره ی بیابان سینا و از کانال سویز بگذرند. ‌
مدیر محلی آژانس کار و اعانه سازمان ملل متحد جان کینگ گفته است: در واقع همه ی این خرید‌های دیوانه‌وار و هیجان‌زده در شهرک‌های مرزی مصر، تنها درصد کوچکی از غذایی را تامین کرده است که سازمان ملل و سایر آژانس‌های کمک‌رسانی، بین مردمی که برای زنده ماندن به این غذا وابسته‌اند، توزیع می‌کرده‌اند.
هر گونه هم که حساب کنیم، این رویه بحران را حل نخواهد کرد. تا زمانی که مرز با مصر حتا گاه گاهی باز است، اسراییل از باز کردن مرز‌های خود با غزه برای ورود هر چیز غیر از حداقل سوخت صنعتی برای حفظ یک نیروگاه برق در سطح نیاز‌های بسیار ضروری و چند لاری از نیاز‌های اولیه در روز امتناع می‌کند.
تقریبا تمام ذخیره غذایی که پیش از این برای موارد ضروری به وسیله آژانس کار و اعانه سازمان ملل در غزه فراهم شده بود، به پایان رسیده است. از تاریخ ۱۸ جنوری، وقتی اسراییل محاصره غزه را کامل کرده است، تنها ۳۲ لاری حامل غذا اجازه یافته‌اند به این منطقه وارد شوند، در حالی که پیش از جون گذشته روزانه ۲۵۰ لاری وارد غزه می‌شدند که آن هم پاسخگوی نیاز‌های مردم نبوده است. ‌
 گوشت‌های کنسرو شده که تنها منبع پروتیین در بسته‌های غذا بوده است و کمتر از دوسوم حداقل نیاز تغذیه روزانه نیازمندان غزه بود – و در بدترین شرایط هم توزیع می‌شد – دیگر اجازه ی ورود به غزه را ندارند. برنامه غذایی جهانی که ۳۴۰ هزار نفر را در غزه تغذیه می‌کند، تنها به ۹ لاری در دو هفته رسیده است که هفت ماه پیش از آن ۱۵ لاری در روز بوده است. در اثر محدودیت‌های اسراییل و تحریم‌ها ۸۰ درصد جمعیت غزه به کمک‌های غذایی، در حد زنده ماندن، نه زندگی کردن، نیازمندند. ‌
همه ی این ها ظاهرا در پاسخ پرتاب موشک‌های بی‌اثر گروه‌های نظامی در غزه است، ولی اسراییل خیلی پیش از این ها غزه را زیر فشار قرار داده بود. اسراییل بیش از ۴ دهه است که این نوار باریک را اشغال کرده و فشار بر غزه از سال ۱۹۹۱ شروع شد و با قانونی شمردن این اشغال به وسیله ی پیمان اسلو در سال ۱۹۹۳ شدت این فشار‌ها بیشتر شد. سپس در واکنش به انتفاضه ی دوم در سال ۲۰۰۲ باز هم افزایش یافت و بعد از استقرار دوباره ی مهاجرنشین‌ها و سربازان اسراییلی در داخل غزه وضع چنان شد که جان دوگارد، نماینده ویژه سازمان ملل در حقوق بشر از آن به‌عنوان یک زندان نام برد. پس از پیروزی حماس در انتخابات ۲۰۰۶ و سپس تشکیل دولت به وسیله ی حماس در جون ۲۰۰۷ این خفقان و مرگ تدریجی به اوج خود رسید. ‌
در ۲۰ جنوری امسال دادگاه عالی اسراییل محاصره غزه در مورد برق و سوخت را جنبه قانونی داده است. به عبارت دیگر آسیب رساندن به افراد معمولی طی جنگ مجاز است. ممکن است نظر عالی‌ترین مرجع قضایی اسراییل این گونه باشد، ولی قوانین بین‌المللی به‌گونه‌ای دیگرند.
طبق این قوانین طرف‌های درگیر باید بین جمعیت غیرنظامی و جنگجویان در جهت مصوون داشتن غیرنظامیان و اموال آنها تفاوت قایل شوند. آنچه در غزه اتفاق می‌افتد جنگی متعارف نیست. غزه دولتی نیست که با دولت اسراییل در جنگ باشد؛ منطقه‌ای است تحت اشغال نظامی به وسیله ی اسراییل.
از این جهت قوانین بین‌المللی، اسراییل را مسوول خدمات رفاهی به مردم غزه می‌داند. طبق بند ۵۵ از کنوانسیون چهارم ژنیو در سال ۱۹۴۹ نیروی اشغالی، در صورتی که منابع منطقه مورد اشغال کافی نباشد، وظیفه ی تامین غذا و داوری جمعیت تحت اشغال خود را دارد. ‌
این جنایت‌های برنامه‌ریزی شده روشن می‌سازد که اسراییل تصمیم دارد مردمی را که قانونا مسوول تامین رفاه آنها است تا سرحد مرگ گرسنگی بدهد، زیرا ۵/۱ میلیون مردم غزه را جمعیتی اضافی می‌داند که باید به هر ترتیبی شده از شر آنها خلاص شود. وقتی خاخام بزرگ اسراییل کمی پس از بحران فعلی گفت «کل جمعیت غزه باید به بیابان‌های مصر منتقل شوند» و گفته ی او کوچک‌ترین اعتراضی را در اسراییل برنینگیخت، در واقع تصمیم اسراییل را تایید کرده است. این خاخام معتقد است «در صورت انتقال مردم غزه به مصر ما در صلح و آرامش زندگی خواهیم کرد».
به طور قطع مردم غزه به چنین تقدیری تن نخواهند داد. تصمیم به فشار شدید بدون راه گریز و منفذ در آینده، نه تنها به تصمیم اسراییل، که به خواست یا توانایی مصر هم بستگی دارد.
بیرون راندن فلسطینی‌ها از غزه و به انتظار مرگ آنها نشستن، احتمال وقوع بسیار اندکی دارد. پا در میانی نکردن مصر برای نجات همزبانان خود از اشغال اسراییل یک چیز است و شرکت در سرکوب آنها چیز دیگری. دولت مصر مجبور است نه تنها به مردم فلسطین پاسخ دهد بلکه در برابر مردم خودش و همه ی اعراب نیز پاسخگو باشد.

دکمه بازگشت به بالا