مردم این گونه امنیت نمی خواهند

روز سه شنبه ساعت هفت صبح برای شرکت در کنفرانسی که از سوی تیم تیم بازسازی ولایتی در غزنی راه اندازی شده بود، از کابل به طرف غزنی حرکت کردم. در موتری از ایستگاه کابل-غزنی سوار شدم و با چند تن دیگر همراه شدم  که نسبت به من عجله ی بیشتر داشتند و آنان می خواستند تا به موترهایی که در اول صبح از شهر غزنی به  مناطق اطراف غزنی می روند، برسند. کنفرانسی که قرار بود من هم در آن شرکت کنم، ساعت یازده پیش از ظهر بر گزار می شد. از این رو، نگرانی من نسبت به دیگران کمتر بود و مطمین بودم که حتما تا ساعت یازده به مقصد خود می رسم.
از همین رو، ما چند نفر به موتر کرولا که نسبت به دیگرموتر های تیزرفتارتر است، سوار شدیم. معمولا آغاز سفرهای نسبتا طولانی با  دعای خیرشروع می شود. ما نیز این امر معمول را به جا آورده و حرکت کردیم. راه تا میدان وردک خوب بود و از دو طرف موترهای باری و سواری به سرعت از کنار همدیگر می گذشتند. اما چند دقیقه که از میدان وردک دورتر رفتیم، نگرانی های ما از این که نتوانیم در وقت معین به مسیر خود برسیم، زیاد شد. البته نگرانی ها ناشی از راه بندی ای بود که توسط کاروان نیروهای خارجی در شاهراه ایجاد شده بود و از دوطرف موترها توقف داده می شدند. در جایی که صدها موتر بزرگ و کوچک و هزاران مسافر منتظر باز شدن راه بودند، عقربه ساعت به سرعت می گذشت. بالاخره پس از انتظار طولانی، راه یک طرفه باز شد و ماتوانستیم که از  کاروان نیروهای خارجی که مسوولیت تامین امنیت مردم را دارند، بگذریم. تا چند کیلومتر دیگر پیش تر رفتیم که بازهم راه مسدود شد و بازهم مدتی انتظار کشیدم که خوشبختانه زودتر از دفعه قبل باز شد. اما این تنها مشکل اصلی نبود. ما همگی بی خبر از این که هیچ یک نمی توانیم به وقت معین به مقصد می رسیم. نزدیک منطقه ای رسیدیم که بیشتر از نقاط دیگر شاهراه کابل-غزنی، تانکرهای تیل و موترهای نیروهای امنیتی را دیدم که قبلا به آتش کشیده شده و یا توسط انفجار ماین از بین برده شده اند. این منطقه که موسوم به چشمه ی سالار است،  خطرات جانی ناشی از انفجار ماین کنار جاده ای و شلیک مستقیم شورشیان طالب را نیز برخی اوقات در پی داشته است. زمانی که نزدیک بازار این منطقه رسیدیم، باز هم دچار ترافیک سنگین شدیم. در آن زمان ساعت دقیقا ده و نیم پیش از ظهر بود. با آن که من امید خود را برای شرکت در کنفرانس تیم بازسازی ولایتی غزنی کم کم از دست می دادم، اما راه دو باره باز شد و باز هم به مقصد خود ادامه دادیم. در منطقه ی شش گاو رسیدیم که باز هم دچار راه بندی سنگین تر از همه راه بندی های قبلی شدیم . موترهای زیادی در دو طرف خط متوقف شده بودند.
بالاخره ما توانستیم که با گذراندن شش ساعت در مسیر راه، ساعت یک بعد از ظهر خود را به شهر غزنی برسانیم. این وقتی بود که همگی از مقاصد شان باز ماندند و به هیچ جایی نرسیدند.
مشکل اصلی در مسیر راه این بود که زمانی که کاروان های نیروهای امنیتی عبور و مرور می کردند، از دو طرف اجازه ی رفت و آمد برای دیگر موترها را نمی دادند و جای که می خواستند توقف کنند نیز برای موتران باری و سواری هشدار می دادند. شاید نیروهایی که در مسیر راه ها مسوولیت تامین امنیت مردم را به عهده دارند، به این موضوع که ممکن مردم از بندش هر روزه راه خسته شوند، توجه نکرده و یا نمی خواهند که توجه کنند. البته این گونه تامین امنیت برای مردم اکنون خسته کننده شده و مردم خسته اند از این که  با از دست دادن وقت کارشان امنیت شان تامین گردد،
اکنون به نظر می رسد که تامین امنیت جانی، نه روحی و شغلی، یگانه هدف نیروهای جارجی در این کشور و نیروهای امنیتی است. شاید نیروهای امنیتی هم بر این مساله که آنان تامین کننده ی امنیت هستند، بالای مردم منتی بگذارند. در حالی که مردم منت بار این نیروها نخواهند شد؛ زمانی که موتری و یا یک فرد ملکی که در کنار موترها و نیروهای امنیتی قرار می گیرند، از این هراس دارند که در پهلوی این نیروها وی نیز مورد هدف شورشیان قرار نگیرند. یعنی مردم اکنون از نیروهای امنیتی دوری می کنند و از شورشیان هراس کمتری دارند. چنانچه با مسافرانی که من در این مسیر همراه بودم، همیشه تاکید شان به راننده این بود که از تانکرهای تیل و کاروان های نیروهای امنیتی دوری کند تا از خطرات انفجار ماین های کنترولی کنار جاده و شلیک مستقم شورشیان بالای نیروهای امنیتی مصوون بمانند. این امر نشان می دهد که گشت و گذار کاروان های امنیتی در شاهراه ها برای مسافرین و رانندگان نگرانی زیادی را به بارآورده است. از یک سو مسافرین و رانندگان با راه بندی هایی که توسط این نیروها ایجاد می شود، از روز گارخود عقب می مانند و ازسوی دیگر از شورشیان هراس دارند که در نزدیکی نیروهای امنیتی بالای شان شلیک نکنند.
با این حال، انتظار می رود نیروهای داخلی و خارجی به عوض تامین امنیت، چیزهای دیگر را از مردم نگیرند. بندش راه ها ضربه ی شدیدی به  اقتصاد مردم خواهد زد و از سوی دیگر باعث می شود بدبینی های بیشتری میان مردم نسبت به نیروهای امنیتی داخلی و خارجی  ایجاد گردد.

دکمه بازگشت به بالا