مذاکره بین الافغانی و چالش عدم تفاهم

در رسانه ها به نقل از همایون جریر آمده است که برای حل مشکلات موجود در افغانستان، یک کنفرانس بین الافغانی دایر می گردد و در آن طرف های درگیر در افغانستان که منظور از آن از یک طرف دولت و از سوی دیگر گروه های نظامی مخالف با دولت می باشند، مشارکت کرده و راهی را برای رسیدن به تفاهم پیدا کرده و بگشایند.
همایون جریر، داماد گلبدین حکمتیار که در گذشته خود یکی از مقام های معتبر حزب اسلامی تحت رهبری حکمتیار بوده است و در چند سال اخیر پیش از برگزاری کنفرانس بن، جریانی را تحت عنوان « جریان قبرس»  راه انداخته بود، در مصاحبه با بی بی سی گفته است که قرار است کنفرانس بین الافغانی که او از آن سخن گفته، در یکی از کشورهای اسلامی برگزار شود.
نکته ی برجسته در این موضوع این است که آقای جریر در مصاحبه اش  گفته است که  از گروه طالبان و حزب اسلامی که هم اکنون در مخالفت مسلحانه با دولت قرار داشته و با نیروهای دولتی درگیری دارند،  نیز خواسته شده است تا نمایندگان با صلاحیتی را به این کنفرانس «بین الا افغانی» بفرستند و حتا ابراز امیدواری کرده است که با توجه به « تماس هایی با آن ها گرفته شده، انشا الله که آنها دراین کنفرانس شرکت خواهند کرد.»
آقای جریر با حتمی و ضروری خواندن این کنفرانس و این که راه حل پایدار برای مشکل افغانستان جز از طریق تدویر چنین کنفرانسی حاصل نمی شود، دلیل انتخاب یکی از کشورهای اسلامی را برای تدویر چنین کنفرانسی، این دانسته که چون گروه های مخالف دولت افغانستان ( حزب اسلامی تحت رهبری حکمتیار و گروه طالبان) نمی توانند نمایندگان با صلاحیت شان را به کابل بفرستند، قرار بر این شده که این کنفرانس در یکی ازکشور های اسلامی برگزار شود.
با توجه به این که گفته ها یا موضع گیری های آقای جریر در زمانی به نشر می رسد که رهبر دولت افغانستان علاقه ی خود برای مذاکره با طالبان را به صورت علنی اعلام می کند و از سوی دیگر شایعاتی در مورد مذاکرات طالبان و دولت در دبی نیز نشر شد و پیش از آن نیز از مذاکراتی مشابه در عربستان سعودی خبر داده شد، چنین استنباط می گردد که امکان برگزاری چنین کنفرانسی مقصود است. زیرا نه دولت مخالف آن است و نه گروه طالبان بدش می آید تا با شرکت در چنین کنفرانسی، بیشتر از گذشته جنبه های سیاسی اش را متبارز کند. زیرا خبرهایی وجود دارد که حاکی از ارایه طرحی از سوی ملا محمد عمر، رهبر طالبان به پادشاه عربستان می باشد که آن هم مرتبط با موضوع درگیری ها در افغانستان می باشد. گفته می شود در این طرح آن به جایگزینی نیروهای کشورهای اسلامی به جای نیروی بین المللی کنونی، عفو عمومی طالبان، مشارکت طالبان در قدرت و … از سوی رهبر طالبان اشاره شده است.
اگر چنین طرحی به اجرا گذشته شود، نمی توان دو چالش در برابر آن را نادیده گرفت. یکی این که کشوری که میزبان برگزاری چنین نشستی خواهد بود، با چه انگیزه ی سیاسی از آن میزبانی خواهد کرد و دیگر این که ضریب دستیابی به تفاهم میان گروه های افغانی، بدون نظارت ناظران معتبر بین المللی، چه میزان خواهد بود. برای دستیابی به ارزیابی دقیق تر از این موضوع، می توان تاکید کرد که چنین کنفرانسی در صورت برگزاری از سیاست های کشور میزبان متاثر خواهد شد.
این مساله در گذشته نیز به اثبات رسیده است. گروه های سیاسی که در گذشته در پاکستان و ایران جای گرفته بودند، در عمل نشان دادند که تحت تاثیر سیاست عمومی حاکم بر این دو کشور قرار گرفته اند. از همین رو است که علی رغم اعلام استقلال صوری و شکلی دولت افغانستان، اثرات سنتی این دو کشور بر سیاست عمومی افغانستان غیر قابل انکار است و حتا یک بار در گذشته وزیر امور خارجه نیز به همین موضوع اشاره ی ضمنی داشت که کشورهای خارجی را به محدودیت در تامین روابط سیاسی از مجرای دولتی دعوت کرده بود.
از طرف دیگر آنچه را رویه رهبران سیاسی کشور ما ثابت ساخته،  این بوده که آنها بدون نظارت مقتدر بین المللی در دستیابی به تفاهم، به مشکل برخورد کرده اند. نمونه ی روشن آن مهار نشدن مخالفت ها و جنگ ها و دشمنی ها در طول سال های بعد از پیروزی مجاهدین تا استقرار دولت موقت می باشد. رهبران سیاسی افغانستان در طول این سال ها نتوانستند به توافق دست یابند و اگر دیده می شود که در کنفرانس بن چنین امکانی به وجود آمد، دلیل آن اعمال نفوذ از سوی ناظران بین المللی بود.
حتا نظراتی وجود دارد که نشان می دهد اگر نظارت بین المللی بر اوضاع افغانستان نباشد، هنوز هم تضمینی وجود ندارد که رهبران سیاسی افغانی بتوانند، با یکدیگر روابط مثبت تاثیر گذار داشته باشند؛ چنانچه که حتا در لحن سیاسی این رهبران نیز هر از گاهی آشکار می شود. رهبران سیاسی افغانستان همیشه از تحمل همدیگر سخن می گویند، در حالی که به کار گیری واژه ی « تحمل» این مفهوم را به دست می دهد که اگر نظارت مقتدرانه ی بین المللی وجود نداشته باشد، تحملی نیز در کار نخواهد بود. از همین جهت است که عدم تفاهم به عنوان یک چالش جدی در چنین کنفرانس هایی محسوب می شود.

دکمه بازگشت به بالا