محرم فرصت محترمی برای همبستگی

هلال خونین محرم، یک بار دیگر بر کرانه ی آسمان هویدا می گردد، تا خاطره ی شکوهمند آزادگانی را احیا کند که به امامت یکی از عزیزترین فرزندان آدم، به خاطر دفاع و پاسداری از گرانبهاترین ارزش های انسانی،  از جان شیرین خویش مایه گذاشتند.  حسین و یاران اش با آن چه انجام دادند، الگو و نمونه ای برای همه آزادگان تاریخ آفریدند. از همین سبب است که مهاتما گاندی، رهبر بزرگ خلق هند عصاره ی اهداف آزادی خواهانه اش را فشرده ای از آن آموزه هایی می داند که از عاشورا و محرم و کربلا می داند.

به این حساب، نادرست است اگر حسین و محرم را در ظرف تنگ و حقیر گروهی و فرقه ای خویش کوچک نماییم و متعلق به دسته و گروه مشخصی بسازیم؛  که او امام آزادی و عدالت است و او الگو و نمونه و اسوه ایثار و استواری است و این ها ارزش های متعالی ای هستند که متعلق به همه انسان ها، فارغ از پیوندهای فرقه ای و گروهی هستند. بنابراین نخستین شرط گرامی داشت و تجلیل از آن بزرگ عزیز،  شناختن و توصیف کردن او در گستره ای به وسعت تاریخ و تمامی بشریت است و نه فرقه و گروهی خاص. با چنین نگرشی روشن می شود که هر نوع نمایش و تظاهر گروهی و فرقه ای در تجلیل از عاشورا خیانت به آرمانی است که سرداران محرم به خاطر آن جان دادند. اسلام و ارزش های والایی که ما را بدان فرا می خواند، محورهای هستند که ما را به هم پیوند می دهند و بدون تردید محرم و کربلا و عاشورا بخشی از این ارزش ها هستند.  شوربختانه هم در کشور ما و هم در سایر بلاد مسلمانان،  بسیاری از ارزش های الهام بخشی که باید عاملی برای مشاهده ی پیوند و بستن پیمان باشد، به بهانه هایی برای چند دسته گی و نفاق و جدایی،  بدل شده است. طبیعی است که در این تعامل همیشه عده ی اند کی از بازیگران که از قضا در ظاهر امر بیشتر از دیگران از وحدت و اخوت سخن می گویند،  نقش سودجویانه ای دارند؛  آنهایی که تفرقه اندازی برای ادامه ی حکومت، اساسی ترین کوشش موذیانه ی شان است. آنانی که با رهبر و پیشوای آزادی به کربلا آمدند و بر سر پیمان، جان فشانی کردند به خاطر آزادی و آزادگی انسان برخاسته بودند و نه فرقه و گروه خاص. از همین رو هر کوششی برای انحصار او و یاران اش،  نا سپاسی و تحریف و دشمنی با آنان است؛ کاری که دشمنان مزور او برای ارایه تصویر غلط از شمایل و سیمای نجیبانه و انسانی آنان انجام می دهند. بزرگداشت از حسین و یاران اش بزرگداشت از آزادی انسان،  عدالت،  کرامت انسان و ضدیت با بردگی و اسارت و بندگی است. پس اگر در این تجلیل این همه فراموش گردد و ما در تجلیل از حسین همچون مراسم مرده داری های رایج صرفا ماتم داری می کنیم و یا بر سبیل سنت غلط کیش شخصیت،  به جای تجلیل از ارزش هایی که آن عزیزان ممثل آن بوده اند،  از یک یا چند شخص تجلیل می کنیم،  هیچ سودی به حال ما ندارد. به همین ترتیب اگر این تجلیل به شکلی از سکتاریزم مذهبی و دینی بدل گردد و ما از این طریق فقط بخواهیم حضور متمایز خود را بنمایانیم، تا با استناد به آنان امتیازاتی را نصیب گردیم،  برخلاف هدفی رفته ایم که باید می رفتیم.
نکته ی دیگری که در این مقال قابل توجه است، این که این تجلیل که می تواند فرصتی برای همدلی و هم خواهی ما باشد، باید چنان برگزار شود که شایسته ی شان و مقام آنان است.  آن که خود را می زند و خونی و مجروح می سازد، اما هرگز نمی داند فلسفه ی رستاخیز فراموش ناشدنی عاشورا چیست،  نمی تواند مدعی تجلیل از حسین باشد. چگونگی تجلیل و کیفیت و نوع این تجلیل در حقیقت ظرفیت و سطح درک و معرفت ما را نیز نشان می دهد.

دکمه بازگشت به بالا