محتوای چرب‌زبانی‌های ایران: تهران قصد همکاری با غرب را ندارد!

کنفرانس پاریس، در راستای تلاش های سارکوزی به دلیل قایل شدن نقش فعال برای اتحادیه اروپا و فرانسه به خاطر حل منازعات منطقه ای است. این کنفرانس که افغانستان را در چارچوب همکاری کشور های منطقه برای تامین صلح در کشور، مورد توجه قرار داده است، از اهمیت بسیار بالا برای کشور ما برخوردار است.
سارکوزی که برخلاف همتایان پیشین خود راه دوستی سرسختانه با ایالات متحده- شاید سارکوزی در تلاش است که در اروپا جای خالی تونی بلر را پر کند- را در پیش گرفته است، چرخش در سیاست خارجی اش را در راستای تحولات جدید در استراتژی ایالات متحده در قبال منطقه عیار کرده است.
پس از این که باراک اوباما به عنوان رییس جمهور آینده ایالات متحده نگاه اصلی خود را متوجه افغانستان و راه حل منطقه ای این بحران کرد، فرانسه به تعقیب آن کنفرانس وزیران کشور های منطقه و متحدان افغانستان را روی دست گرفت. اهمیت این اقدام در این است که فرانسه ریاست دوره ای اتحادیه اروپا را در دست دارد و با اغتنام از این فرصت، می تواند کشور های اروپایی را به سیاست ایالات متحده در قبال افغانستان متمایل سازد.
اگر بوش تنها بر جنگ با طالبان و بی توجه به ریشه های منطقه ای و تاریخی بحران افغانستان تاکید می کرد، موضع اوباما نزدیک شدن به راهبرد همکاری های منطقه ای به منظور حل بحران افغانستان، هند و پاکستان است. این موضع برای اروپایی ها این فرصت را می دهد که امریکا را در فاصله گرفتن از سیاست های نظامی محض دوره ی بوش همکاری کنند.
البته، این نکته را نمی توان از یاد برد که تمام رهبران جهان با احتیاط به اقدام های اوباما نگاه می کنند. در شرایطی که انتصاب های جدید او کمکی به مساله ی فلسطین نمی کند، و لابی های خطرناک اسراییل در مقام های کلیدی کاخ سفید حضور پیدا کرده اند، اروپایی ها می توانند هنوز در اعتماد کردن و نزدیک شدن به اوباما تردید هایی را  داشته باشند.
سارکوزی پیشگام در عملی کردن سیاست منطقه ای اوباما شده است، اما، همسایگان افغانستان قصد همکاری برای حل بحران افغانستان را از خود بروز نداده اند. ظاهرا، ایران با نیامدن به کنفرانس پاریس پیام روشن به دولت افغانستان، اروپا و امریکا فرستاد: ایران قصد همکاری با غرب را ندارد.
عدم حضور ایران در پاریس به دولت افغانستان خاطر نشان ساخت که فریب چرب زبانی های ایرانی ها را نخورد و آنان کسانی نیستند که کرزی را در مجادلات منطقه ای کمک کنند. باید عدم حضور آقای منوچهر متکی، وزیر خارجه ایران در کنفرانس پاریس، برای آقای کرزی خاطر نشان ساخته باشد که منافع ایران در بی ثباتی افغانستان نهفته است، زبان و فرهنگ مشترک و تهدیدات امنیتی افغانستان، دلیلی برای همکاری این کشور با افغانستان و غرب نمی باشد.
آقای متکی در بلاروس اظهار داشت که سیاست های امریکا در افغانستان ناکام است و آن کشور نیازی به همکاری با این سیاست های شکست خورده را نمی بیند. این به معنای آن است که ایران نمی خواهد افغانستان با طرح ها و سیاست های اروپا و امریکا به راه حل منطقه ای و داخلی دست یابد. زیرا، اگر ایران با امریکا و اروپا همکاری کند، نتیجه ای این همکاری می تواند به نفع حضور ایالات متحده در افغانستان باشد.
ظاهرا، پس از یازدهم سپتامبر ایرانی ها با امریکایی ها به توافق بر سر همکاری در افغانستان دست یافته بودند. ایرانی ها توقع داشتند که همکاری در افغانستان به عنوان نقطه ی آغاز اعتماد سازی میان دو کشور متخاصم باشد، و امریکایی ها با توجه به حسن نیت تهران، راه های سازنده ی مذاکره و حسن روابط را در پیش گیرند. اکنون، با توجه به خصومت شدید غرب و ایران بر سر پرونده ی هسته ای ایران، این کشور دلیلی برای همکاری با اروپا و امریکا را نمی بیند. زیرا، از این همکاری هیچ امتیازی، به جز از افزایش فشارهای بیشتر و فارغ بالی غرب از منازعات منطقه ای، به دست نمی آورد. در حالی که آقای سارکوزی با تحقیر می گوید که حتا حاضر به دست دادن با رییس جمهور ایران نیست، دعوت برناردکوشنر از وزیرخارجه ی آقای احمدی نژاد بی معناست.
 در شرایط فعلی ایرانی ها منفعت خود را در بی ثباتی کشور ما می بینند، نگاهی که به عراق دارد. زیرا، بی ثباتی افغانستان به معنای خروج غرب از افغانستان است. نقطه ی مشترک پاکستان و ایران، دو کشوری که باید در منازعات افغانستان نقش فعال را داشته باشند، شکست غرب در افغانستان و عراق است. پاکستانی ها فکر می کنند که غرب برنامه ی تجزیه پاکستان را روی دست دارد، و ایران فکر می کند که اگر ایالات متحده در عراق و افغانستان به ثبات و صلح دست یافت، هدف بعدی سرنگونی رژیم مستبد ایران است؛ رژیمی که برای ثبات داخلی و سرکوب مخالفان خود – ترس از انقلاب های مخملی- سیاست های سرکوبگرانه را در پیش گرفته است.
با توجه به مواضع ایران و پاکستان، کنفرانس پاریس تنها در حد یک سیاست خوب باقی می ماند و دو کشور همسایه افغانستان، این کشور را به میدان جنگ خود با ایالات متحده و هندوستان مبدل ساخته و می سازند. از این رو، اگر آقای اوباما خواهان نقش سازنده ی همسایگان افغانستان در بحران موجود است، فرآیند اعتمادسازی با این کشورها را نیز آغاز کند.
در شرایطی که ایران و امریکا در حال نبرد غیر مستقیم هستند، صحبت از نقش سازنده ی ایران در افغانستان و عراق بی معناست. تروریزم، سیاست موثر برای بی ثبات سازی مناطق تحت تسلط امریکا در منطقه است. پاکستانی ها و ایرانی ها به صورت یکسان از گروه های تروریستی به سود برنامه ها و مقاصد خود در افغانستان و البته عراق استفاده می کنند. از این خاطر، مذاکره ی مستقیم ایران و امریکا بر سر عادی سازی روابط، مذاکرات جدی هند و پاکستان بر سر مساله ی کشمیر و نفوذ هند در افغانستان، می تواند اجزای سازنده و مهم سیاست منطقه ای اوباما برای حل منازعات منطقه ای و از جمله افغانستان باشد.

دکمه بازگشت به بالا