کل اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی

هیچ حرفی تعجب برانگیزتر از این نیست که یک رییس دولت که در حل ابتدایی ترین معضلات و مشکلات کشور خود و پاسخ گفتن به فوری ترین و اساسی ترین نیازمندی های مردم اش، عاجز باشد و اداره اش در بی کفایتی و فساد و سو اداره، نام آور جهان باشد،  برای حل و فصل مناقشات و تنش های میان دو کشور دیگر، نقش میانجی بر عهده گیرد. تقریبا یک هفته بعد از سفر آقای کرزی به هند،  که برای بسیاری از افغان ها نشانه ای از مستقل بودن سیاست خارجی دولت تلقی می شد، آقای شاه محمود قریشی وزیر خارجه پاکستان طی یک نشست خبری اعلام کرد که «آصف علی زرداری رییس جمهور پاکستان از حامد کرزی خواسته بود که میان هند و پاکستان، میانجی گری نماید».

وزیر خارجه پاکستان با خوشحالی افزود که در حل منازعات بر پا شده میان پاکستان و هند بر سر حملات تروریستی در بمبیی، نقش میانجی گرانه آقای کرزی دستاورد بزرگی برای دولت پاکستان است. قریشی همچنان با اعلام این که فضای اعتماد و باور میان افغانستان و پاکستان خیلی گسترش یافته و کرزی توانست خواسته ی پاکستان را به بهترین وجه به جا آورد، علاوه کرد که حامد کرزی در هنگام صحبت با مقام های هندی از پاکستان دفاع کرده است. چنانچه در بالا اشاره شد سفر آقای کرزی به هند و آن هم متعاقب سفر زرداری به افغانستان،  نشانه ای از علاقه ی افغانستان به داشتن روابط یکسان و متعادل با تمامی کشورهای همسایه و پیگیری سیاست بی طرفانه مثبت تلقی می شد، که برای تاکید بیشتر وزیر خارجه افغانستان کوشش برای میانجی گری میان هند و پاکستان را در مصاحبه با ۸صبح انکار کرد و پس از ختم سفر به هند نیز اعلام شد که در مذاکرات میان مقام های هند و پاکستان، همکاری اقتصادی میان دو کشور، مبارزه با تروریزم و صحبت در مورد اوضاع منطقه، موضوع گفتگوها بود.  آیا می توان باور کرد که آقای کرزی به خاطر آن که خاطر دوستان پاکستانی را از سفرش به هند نرنجانده باشد،  ظاهرا با یک تیر دو نشان زده است، یعنی هم لعل به دست آورده و هم دل یار به دست گرفته است؟ یا این که هدف اصلی سفرش به هند، پاسخ گفتن به درخواست مقام های پاکستان بوده است؟ یا این که آقای قریشی این دروغ محیلانه را از خود ساخته و کوشیده است از این طریق ذهنیت های مردم افغانستان را مغشوش و مشوش سازد و یا رهبران هند را نسبت به نیات و مقاصد آقای کرزی بدبین و حداقل بدگمان سازد. روشن است که سکوت آقای کرزی و عدم انکار او در این رابطه می تواند موید ادعاهایی باشد که توسط آقای قریشی عنوان شده است. نه فقط دولت هند، بلکه بسیاری از اولیای رسانه های خارجی و نیز تحلیلگران داخلی بر این باور هستند که دست خرابکاران «آی اس ای» پشت سر تروریست ها در بمبیی بوده است؛ اگر ادعای آقای قریشی دایر بر دفاع آقای کرزی راست باشد، به این معنا است که آقای کرزی از «آی اس آی» و تروریست های وابسته به آن دفاع کرده است و این هرگز نمی تواند قابل قبول باشد، همان گونه که انفجار مقابل سفارت هند در کابل را نمی شود به کس دیگری جز «آی اس آی» نسبت داد. رییس جمهور پاکستان و وزیر خارجه اش، به صورت سنجیده شده به افغانستان سفر کردند و با مهارت تمام توانستند از ان به مثابه تربیون استفاده برده، برای هندی ها تخم سوظن و بدگمانی بکارند. در همین رابطه بود که سفر آقای کرزی به هند کاری به جا و مناسب به حساب می آمد.  اکنون با این شگرد تازه شاید بخواهند با اخلال در مناسبات دوستانه ی هند و افغانستان هم هندی ها را بترسانند و هم تلویحا و به اشاره به مردم افغانستان این باور را القا کنند که رییس جمهور شان مطیع و منقاد آنان است.

دکمه بازگشت به بالا