قوام دموکراسی در ایالات متحده امریکا

باراک اوباما به عنوان چهل و چهارمین رییس جمهور ایالات متحده امریکا سوگند یاد کرد. عمدتا انسان ها زمانی به تاریخ می پیوندند که کارنامه و دستآورد های بزرگی از خود برای بشریت به میراث بگذارند. تفاوت میان باراک اوباما و بسیاری از شخصیت های تاریخ در این نهفته است که او در بیستم جنوری ۲۰۰۹ فصل جدیدی از تاریخ بشریت مظلوم را ورق زد. اوباما تنها نامزد دموکرات های امریکا نبود، او پیشنهاد بشریت ترقی خواه، دموکرات و عدالت خواه بود. حضور جوانان بی شمار در گردهمایی های انتخاباتی او نشان و نماد دلتنگی های نسل های آینده در سراسر جهان در برابر ساختار ها و ارزش های فرسوده ی بود که نسل پس از ۱۹۶۸ را در دایره تنگ افسانه های «فرجام تاریخ» (فوکویاما)  و «جنگ تمدن ها» (هانتینگتون) به گروگان گرفته بود.
سخن گفتن از پایان تبعیض نژادی در جهان کنونی هنوز اتوپیایی است که باید نسل های زیادی در راستای تحقق آن تلاش کنند. اما دموکراسی نیرومند ترین کشور جهان نشان داد که سرزمین اش قلمرو تحقق اتوپیا های مشخص (آدرنو) است. توانایی دموکراسی بر نظام های رقیب دقیقا در همین است. در حالی که انتقال قدرت سیاسی در نظام های که متولیان آن خویش را صاحب و واجد آخرین حقیقت می دانند، با خون و کشتار و شکنجه ممکن می گردد، دموکراسی زمینه ی انتقال صلح آمیز و با نشاط قدرت سیاسی را از طریق اراده ی آزاد مردم ممکن می گرداند. شهروندان امریکا پس از ۱۷۷۶ بار دیگر نشان دادند که در دموکراسی این کشور نیروی عظیمی از امانسیپاسیون (آزادی رهایی بخش) و گسترش آزادی شهروندان نهفته است. روند خود رهایی در ایالات متحده در واقعیت در پایان جنگ داخلی این کشور آغاز شد، روندی که در مشارکت این کشور در جنگ جهانی دوم علیه فاشیسم و رهایی مردم جهان از آن مصیبت به درجه عالی از دفاع از حقوق بشر رسید. بدون شک دموکراسی ایالات متحده از دید لیبرالیسم سیاسی بر سایر دموکراسی ها تفوق دارد. موجودیت جامعه مدنی نیرومند، جدایی ای قابل قبول جامعه سیاسی (دولت) و جامعه مدنی نشان می دهد که نظام سیاسی این کشور به پختگی سیاسی بیشتری رسیده است. پختگی ای که موجودیت فرهنگ فردگرا  و باور به فردیت انسان، شهروندان را از رعیت محض متفاوت می سازد و پیوند اصلی میان شهروندان بیشتر باور به نظام سیاسی ایالات متحده است و نه به ادیان و نژادها. سخن اوباما که قدرت ملت امریکا در این نهفته است که این ملت مرکب است از مسیحیان، مسلمانان، یهودان، هندو ها و آنانی که دین ندارند، به خوبی فلسفه ی اصلی موجودیت ایالات متحده را بازتاب می دهد؛ توانایی در تنوع و دلبستگی به زیبایی بی پایانی که در تنوع نهفته است. بازتاب این واقعیت را که در یک فرایند ثبات، جامعه سیاسی و مدنی در ایالات متحده شکل و قوام گرفته است، می توان در گزینش باراک اوباما به صفت رییس جمهوری آن کشور مشاهده کرد.
سال ها پیش فلمی دیده بودم از یهودی مناهیم، در باره ی تاریخ موسیقی. بازرگانان برده، جوانان ستبر و بلند بالای رنگین پوست را شکار کرده بودند و در عرشه یک کشتی به زنجیر بسته و برای فروش به امریکا می بردند. جوانان در زنجیر با صدای حزینی ترانه های محلی را زمزمه می کردند. صدها هزار سیاه پوست در کشتزار های پنبه و مزارع امریکا جان دادند. بنای عظیمی را که دیروز اوبامای سیاه پوست در سکوی آن سوگند وفاداری به قانون اساسی کشورش یاد کرد، نیز همین لشکر های برده ایجاد کردند.
دیروز، چه فرخنده آغازی بود برای نسل به سال رسیده ای من که سوسیالیزاسیون سیاسی مان را در دفاع از جنبش مدنی سیاهان امریکا، جنبش صلح علیه جنگ ویتنام و خروش مردم هند و چین آغاز کردیم. ای دریغ ! بهادرانی که در راه تحقق این آرزو ها جان دادند، دیروز  جای شان خالی بود.
شب وقتی مراسم سوگند اوبا ما را در تلویزیون می دیدم، حس عجیبی داشتم. جدال دایمی که هرگز از سرم دست بر نداشته است بار دیگر آشکار شد. از خود پرسیدم که آیا چنین حادثه ی انقلابی در قاره اروپا، زادگاه دموکراسی ممکن و میسر خواهد بود؟ آیا ممکن خواهد شد تا فرزند یک پاکستانی در انگلستان، فرزند یک ترک در آلمان و یا فرزند یک الجزایری در فرانسه از طریق رای اکثریت مردم به مقام ریاست جمهوری دست یابند؟ اصولا طرح این سوال شرمنده ام ساخت. آیا ممکن خواهد بود در افغانستان، یک شهروند تاجیک، هزاره، ازبک و یا نورستانی به حیث رییس جمهور کشور ما بر گزیده شود؟ بگذریم از اینان آیا مکتب رفتگان کشور ما حاضر خواهند شد، تا به نخبگان آن «دیگران» رای بدهند. در لحظاتی که ذهن من مشغول طرح این پرسش های بیهوده بود، به آن نخبگانی اندیشیدم که در کشور من با صدور فرمان و دستورالعمل، اجازه نمی دهند به زبان مادری ام، اشیا و افراد را صدا کنم. این در حالی است که من از هیچ قاره ای دیگری نیامده ام و با این نخبگان ریشه در یک فرهنگ و حتا یک تبار دارم. ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا! در سرزمین من دیگراندیشان به زنجیر کشیده می شوند و هندوان و سک ها که باشندگان و صاحبان  این سرزمین اند، به گونه ی نظام مند مورد ستم و تجرید و تهدید قرار می گیرند و در آنجایی دیگر، شایستگان اقلیت ها بر سکوی قدرت برای خدمت به میهن شان تکیه می زنند.
آقای اوباما، ماستر پرزیدنت!
انتخاب شما را برای مردم کشور شما و همه آنانی که خواهان صلح و عدالت در این جهان اند، تبریک می گویم. این خوشنودی یک وزیر خارجه نیست؛ خوشنودی یک مبارز حقوق بشری و وفادار به ارزش های شهروندی است.

دکمه بازگشت به بالا