غزه؛ نقض آشکار حقوق بشر

حمله هوایی و راکتی نیروهای اسراییلی به باریکه غزه در جنوب غرب فلسطین، تا کنون نزدیک به هزار کشته و زخمی برجای گذاشته است. از موضعگیری های مقام های اسراییلی چون ایهود باراک وزیر دفاع، زیپی لیونی وزیر امور خارجه، ایهود اولمرت صدر اعظم سابق و بنیامین ناتانیوهو، صدر اعظم اسبق اسراییل چنین برمی آید که مقام های اسراییلی قصد متوقف کردن این حملات را ندارند. بر اساس آخرین گزارش ها، حملات زمینی نیز به غزه آغاز گردیده است. به نقل از مقام های اسراییلی اعلام گردیده است که آنان در پی تغییر واقعیت ها در غزه می باشند. مردم غزه در حالی در بدترین وضع ممکن آماج حملات خصمانه نیروهای اسراییلی قرار می گیرند که کشورهای غربی سرگرم برپایی جشن های سال نو بوده و خیال نازک شان به طرف نقض آشکار حقوق بشر در غزه جلب نمی شود.
شاید حقوق بشر، یکی از حساس ترین موضوع هایی باشد که در هر تنازع زیانمند می شود. چه این که تنازع و جنگ و توسل به زور خود، پدیده ای خلاف قواعد حقوقی مخصوصا حقوق بشر می باشد. به ندرت از طریق توسل به قواعد حقوقی و اتکا به اصول کلی حاکم بر حقوق می توان جنگی را مشروع دانست. اما اکنون دیده می شود که غزه از سوی اسراییلی ها سرزمینی بدون حقوق بشر شناخته شده و آماج حملات زمینی، هوایی و راکتی قرار گرفته است و این در حالی است که در کشورهای متمدن  غربی نقض حقوق بشر یک جنایت به حساب می آید و  این کشورها در برابر نقض حقوق بشر، حساسیت نشان می دهند.
آنچه در غزه می گذرد، هر فرد باورمند به حقوق بشر را به تفکر وا می دارد. حتا اگر ادعای رهبران اسراییل  و بعضی از کشورهای غربی حامی اسراییل مبنی بر ستیزه جویی و سازش ناپذیری گروه حماس به جا باشد، آیا این مساله می تواند کشتن غیر نظامیان، زنان، اطفال، دانشجویان و مردم غیر نظامی را توجیه کند. بدون شک هیچ تفسیر و ارزیابی غیر جانبدارانه و عادلانه از قضایایی که در غزه می گذرد، نمی تواند توجیه کند که اسراییل حق دارد در واکنش به الغای صلح میان حماس و اسراییل و پرتاب راکت به خاک اسراییل از سوی حماس از باریکه غزه، با این شدت و قساوت جواب دهد.
چیزی که موضوع غزه را به بحث می کشاند، بی توجهی جهانی به این مساله است. کشورهای غربی واکنش جدی نسبت به حملات سرکوبگرانه ی اسراییل نشان نداده اند. از سوی دیگر سران کشورهای عربی روز چهارشنبه در مورد غزه جلسه می کنند که خود حکم حنای بعد از عید را دارد  و حتا در رام الله، بخش دیگری تحت حاکمیت حکومت خودگردان فلسطین، نیز غم شریکی جدی نسبت به حال و روز ساکنان غزه دیده نمی شود.
در حقیقت می توان گفت آنچه غزه را به این حال و روز انداخته است، بازی های خام سیاسی احزاب و جناح های شامل در دولت خودگردان فلسطین می باشد. سازمان آزادی بخش فلسطین تحت رهبری محمود عباس و حماس، تحت رهبری اسماعیل هنیه در حالی که خود را بر تحصیل حق مردم فلسطین مبنی بر داشتن جغرافیای سیاسی مستقل، وفادار اعلام می کنند، هنوز نتوانسته اند حتا بر مشارکت مسالمت آمیز برای تشکیل دولت وحدت ملی در مناطق خودگردان به توافق برسند.
همین مساله باعث گردیده است که توجه جامعه جهانی به این جنبش ها نیز تقلیل یابد و اکنون که مردم بی دفاع غزه آماج تهاجم وحشیانه اسراییلی ها قرار می گیرند، جامعه جهانی توجیه اسراییلی ها مبتنی بر سرکوب حماس را باور کرده و به نقض آشکار حقوق بشر در غزه واکنش نشان ندهند.
این در حالی است که آنچه اسراییلی ها در غزه انجام می دهند، حتا با معاهده کمپ دیوید نیز در مخالفت قرار دارد. در پیمان کمپ دیوید که به تاریخ ۱۷ سپتامبر ۱۹۷۸  به وسیله انور سادات، رییس جمهور وقت مصر و مناخیم بگین، نخست وزیر وقت اسراییل به امضا رسید، اسراییلی ها تعهد کرده بودند که از خود مختاری و حتا ایجاد کشور فلسطینی، در کرانه باختری رود اردن و نوار غزه حمایت کنند. اما اکنون دیده می شود که اسراییلی ها نه تنها در راستای تقویت دولت خودمختار فلسطینی ها کمک نمی کنند، بلکه با حمله بر غزه به نام سرکوب جنبش حماس، در صدد نسل کشی ساکنان غزه می باشند.
یکی از تاسف بار ترین موضوع هایی که باعث گردیده جنبش های فلسطینی نتوانند آرمان و آرزوی دیرینه ی مردم مظلوم فلسطین را تحقق بخشند، گرفتاری این جنبش ها به درگیری های داخلی بوده است. اختلاف میان جنبش حماس و سازمان آزادی بخش که از سال ۱۹۹۲ آغاز گردیده و در مقاطع مختلف زمانی به جنگ های مسلحانه خشونت آمیز تبدیل شده، تا کنون نیز پایان نیافته و حتا در طول سال های بعد از انعقاد آتش بس میان سازمان آزادی بخش و اسراییل و توافق به تشکیل دولت خود گردان با پذیرش قطعنامه  ۲۴۲ شورای امنیت سازمان ملل متحد، این دو جنبش نتوانسته اند به موافقتی در راستای تقویت پایه های ضروری برای هدایت دولت خودگردان و نزدیک کردن فلسطینی ها به آرزوی دیرینه ی شان مبنی بر داشتن سرزمین مستقل فلسطینی برسند.
همین اختلاف سبب گردیده است تا اسراییل را در موضع برتر قرار دهد و این کشور خود را مستحق و قادر بداند تا طبق دلخواه خود، مشکل خاورمیانه را دامن زند و از سوی دیگر این اختلاف باعث کاهش اعتماد جامعه جهانی به جنبش های فلسطینی و در نتیجه بی توجهی به این جنبش ها گردیده است. با آن هم نمی توان نقض آشکار حقوق بشر در غزه را نادیده گرفت و از کنار آن بی تفاوت گذشت. بدون شک عملیات خشونت آمیزی را که نیروهای اسراییلی در غزه آغاز کرده و مقام های سیاسی اسراییل از ادامه ی آن سخن می گویند، نباید از سوی افکار عمومی جهان و به خصوص کشورهای مدعی ترویج و گسترش حقوق بشر، بی پاسخ باقی بماند و محکوم نشود.

دکمه بازگشت به بالا