عراق در کجا و ما در کجاییم!

به هر موضوعی مشترک میان عراق و افغانستان اگر نگاه شود، روشن می گردد که دولت های دو کشور دستاوردهای نابرابری دارند و این نابرابری بیشتر به نفع دولت عراق مورد صادق می باشد. البته هر کشوری شرایط خاص و مخصوص به خود را دارد و از این نظر مقایسه میان یک کشور با کشور دیگر نمی تواند اثر عملی داشته باشد. اما در خصوص عراق و افغانستان مقایسه ها بیشتر بر این مبنا اهمیت دارد که این دو کشور سرنوشت مشترکی را داشته اند. هم عراق و هم افغانستان مسیر مشترکی را رفته اند که به نظر می رسد در شروع افغانستان سبقت داشته اما در انجام ورق به نفع عراق در حال تغییر می باشد.
عراق توانست انتخابات شوراهای ولایتی خود را با موفقیت برگزار کند. انجام انتخابات و پیروزی طرفداران نوری المالکی نشان می دهد که مردم عراق نسبت به صدر اعظم کشورشان اعتماد داشته و از سیاست هایی که این سیاستمدار عراقی برای کشورش به اجرا در آورده است، راضی می باشند. این وضعیت دقیقا در مغایرت با اوضاع افغانستان قرار دارد که دولت در برپایی انتخابات ریاست جمهوری عجز نشان داده و کمیسیون انتخابات تاریخ متفاوت با آنچه در قانون اساسی در نظر گرفته شده است را تعیین کرده است. این شرایط باعث گردیده تا انتقاد های داخلی و خارجی نسبت به توانایی دولت رییس جمهور کرزی به وجود بیاید و مطرح گردد و رییس جمهور را تحت فشار قرار دهد.
این تغییر وضعیت در شرایط سیاسی دو کشور که هم از نظر کشورهای جهان به خصوص غربی ها و ایالات متحده امریکا و هم از نظر افراد و گروه های مرتبط با سازمان القاعده به عنوان مناطق استراتژیک در جنگ علیه یکدیگر تلقی می شوند، باعث گردیده تا عوارض منفی بر افغانستان عارض گردد. سال گذشته میلادی گزارش های مکرری به نشر رسید که حاکی از عزیمت شماری از افراد سازمان القاعده از عراق به افغانستان بودند. در آن گزارش ها آمده بود که ثبات نسبی سیاسی در عراق و احیای سریع اردو و نیروهای امنیتی آن کشور باعث گردیده تا افراد سازمان القاعده، افغانستان را سنگر بهتری نسبت به عراق تشخیص دهند و به افغانستان بیایند.
اکنون کماکان این تحلیل ها و ارزیابی ها از سوی مقام های رسمی دولت افغانستان نیز تایید می شود. اخیرا سترجنرال عبدالرحیم وردک وزیر دفاع اعلام کرده است که با کاهش خشونت در عراق، شبه‌نظامیان خارجی برای پیوستن به طالبان جهت مبارزه با سربازان بین‌المللی و افغان راهی افغانستان شده‌اند.  
وزیر دفاع در یک کنفرانس خبری اظهار  کرده است که حدود ۱۵هزار نیروی نظامی مربوط به طالبان در افغانستان هستند اما تعداد آنها به دلیل حضور شبه‌نظامیان خارجی که از عراق راهی افغانستان شده‌اند رو به ازدیاد است. اظهار نظر آقای وردک در زمانی مطرح می گردد که گزارش های امنیتی که در راستای مقایسه اوضاع امنیتی سال های ۲۰۰۸ و ۲۰۰۷ منتشر شده اند، حکایت از تشدید نا آرامی ها و تحرک مخالفان دولت در افغانستان دارند.
اخیرا خبرگزاری دانشجویان ایران ایسنا خبر داده است که بر اساس گزارش نیروهای تحت امر ناتو در افغانستان، حملات در افغانستان طی سال ۲۰۰۸ افزایش ۳۳ درصدی داشته است. در این گزارش آمده است که انتظار می‌رود این میزان در سال ۲۰۰۹ نیز افزایش داشته باشد.
با این که اظهارات آقای وردک در زمان مورد بحث قرار گرفتن افزایش نیروهای امریکایی و به خصوص تاکید وی بر این موضوع که نیروهای امریکایی که قرار است در افغانستان مستقر شوند، بر خطوط ارتباطی شبه‌نظامیان و نفوذ مرزی آنها از پاکستان متمرکز می شوند و با کاهش حملات هوایی به احتمال زیاد از میزان تلفات غیرنظامیان نیز کاسته خواهد شد، می تواند در ازمیان بردن تفاوت میان عراق و افغانستان بکاهد، اما واقعیت این است که دولت عراق از نظر سیاسی نیز توانسته است در کسب اقتدار و توانایی به مراتب بهتر از دولت افغانستان عمل کند.
به نظر می رسد یکی از مواردی که باعث گردیده است افغانستان حرکت رو به جلو نداشته باشد، عدم جدیت مقام های مسوول بر حاکمیت رسمی و جدی قانون بوده است. زمانی که دیده می شود تخطی از قانون در افغانستان جرم قابل تعقیب پنداشته نمی شود و با خاطیان و ناقضان قوانین نافذ در کشور برخورد جدی صورت نمی گیرد، بنیاد حاکمیت سیاسی در کشور بیش از پیش رو به ضعف می رود و سبب می گردد تا نهاد سیاسی حاکم بر جامعه نتواند مورد اعتنا قرار گیرد.
بی اعتنایی به قانون باعث گردیده تا دولت افغانستان نتواند در مبارزه با فساد که یکی از مظاهر اصلی بی اعتنایی جامعه جهانی به دولت افغانستان است، کامیاب گردد. ناکامی در مبارزه با فساد سبب شده است تا در سطح داخلی نیز دولت با انتقاد و اعتراض مواجه گردد و امیدواری و دلبستگی و اتکای مردم به دولت سیر نزولی را به خود بگیرد، تا جایی که بر اخلاق مردم نیز تاثیر منفی گذارده و مسبب شیوع بیشتر از پیش تخلف از مقررات و قوانین اجتماعی در جامعه گردد. چنانچه می توان به ازدیاد جرایم مختلف از جمله تجاوز بر اطفال به حیث یکی از مصداق های جدی این وضعیت اشاره کرد.

دکمه بازگشت به بالا