عدالت مال سرداران است

سردار داوود خان و خانواده‌اش شانس این را داشتند که با تلاش دولت از زیر خاک بیرون آمده و به فرمان آقای کرزی مراسم آبرومند خاکسپاری را پس از سه دهه داشته باشند. استالینیست های افغان در یک درگیری نظامی داوودخان و خانواده‌اش را هلاک ساخته و آنان را به صورت گمنام در جای نامعلوم به خاک  سپردند.
ولی، هیچ کسی دیگر شانس این را ندارد که  متعلق به خانواده‌ی سرداران باشد تا رییس جمهور با تلاش‌های متعدد به شناسایی اجساد شان پرداخته و با حرمت و در طی یک مراسم ویژه دو باره به خاک سپرده شود.

تنها عدالت در باره‌ی خانواده‌ی سردارها تطبیق می‌شود و آنان که بی سر در زیر خاک افتاده‌اند و یادی از آنها نمی‌شود، در پلیگون‌ها و گورهای دسته جمعی خفته‌اند و کسی حتا زحمت یادآوری آنان را به خود نمی دهد، چه رسد به شناسایی و کفن و دفن شان.
وقتی دولت اعلام کرد که کمیسیونی را برای شناسایی اجساد خانواده‌ی داوود و شخص او تعیین می‌کند و برخلاف سایر کمیسیون‌ها این کمیسیون نتیجه‌ای نیز در برداشت و در نتیجه سردار داوود و خانواده‌اش شناخته شدند، این سوال در ذهن من خلق شد که چرا دولت سعی در شناسایی اجساد مردم عادی در پلیگون های پلچرخی و گور های دسته جمعی در نقاط مختلف افغانستان نمی نماید؟ مگر آنها لایق اکرام و حرمت نیستند؟ آیا اکرام و حرمت تنها شامل حال داوود خان و خانواده ی او می شود؟
علاقه ی آقای کرزی به سردار داوود برای من قابل درک نیست و حتا اگر مصلحت های سیاسی و ابراز ارادت در این کار دخیل باشد، دور از نظر نیست. اما، مهمتر از این مساله برخورد غیر انسانی دولت با موضوع عدالت و قربانیان جنگی در افغانستان است. آقای کرزی با تمایل و اراده ی قوی، به گرفتاری قاتلین داوود خان اقدام می نماید و اجساد او و خانواده اش پس از چند دهه از زیر خاک گمنام بیرون می آیند. ولی، هزاران انسان عادی که در گور های دسته جمعی خفته اند، از هرنوع توجه به سرنوشت شان محروم هستند. البته، من این توقع را از دولت ندارم که عاملین کشتارها و گورهای دسته جمعی دوران های مختلف را مورد بازخواست قرار دهد، بلکه توقع ما این است که همانند خانواده ی سردار داوود به کشف گورهای دسته جمعی و قربانیان آن پرداخته شود.
من این انتقاد را در روزنامه ی ۸صبح خواندم که دولت، عدالت انتقالی را فراموش کرده است. توقع پرداختن به عدالت از سوی دولت، انتحار سیاسی آن است. مگر این دولت چه کسی است که ما از آن تقاضای توجه به عدالت انتقالی را داریم؟ این پروژه تنها یک وسیله ای برای دهان بستن اروپایی ها بود که پول های شان را بدهند و در افکارعامه توجیهی برای خود داشته باشند. غربی ها به ناگزیر باید به عدالت انتقالی به صورت رسمی توجه می کردند. آنان از کسانی حمایت می کردند که به صورت فاحش به نقض حقوق بشر پرداخته بودند. روی کار آمدن دو باره ی این افراد در افغانستان چنان برای همه سوال برانگیز بود که بدون پرداختن به گذشته ی سیاسی شان به معنای چشم پوشی جنایات و نقض حقوق بشر از طرف آنان بود. اما، از همان اوایل برای دولت و  متحدان خارجی آن عدالت انتقالی تنها یک موضوع جنجال برانگیز و بدون سود بوده است. گرفتاری قاتلان داوود خان برای دولت لرزان و قمار باخته ی کرزی مفادی در بر دارد. اما، گورهای دسته جمعی چمتله و بدخشان و مفقود شده های دروه ی امین چه سودی برای دولت دارد؟ فرض کنیم که این گورها کشف شوند مسوولیت آن متوجه ی کدام دوره ی سیاسی و رژیمی بر سر اقتدار شود؟
گورهای دسته جمعی چمتله و بدخشان بدون کدام نتیجه ای به فراموشی سپرده شدند. آیا کسی برای آنها کدام فاتحه و یا مراسم دفن و کفن در سطح ملی گرفت. نه، چون آقای کرزی و دوستان اش مصروف ساختن کمیسیون ویژه برای پیداکردن و شناسایی اجساد داوود و خانواده اش بودند. برای دولت ساده است که به شناسایی اجساد داوود و خانواده اش بپردازد، اما، شناسایی کشته شدگان و گورهای دسته جمعی دارای هزینه ی بالای سیاسی است. زیرا، این گورهای دسته جمعی در زمان حاکمیت گروه هایی به وجود آمده اند که اکنون بر سر قدرت هستند. اگرچه این کشته شدگان شهادت می دهند که به وسیله ی رژیم های سیاسی گذشته فجیعانه به قتل رسیده اند، اما، دولت فعلی متشکل از مقام های همان رژیم های است که مسوول به وجود آمدن آن گور های دسته جمعی می باشند.
عدالت انتقالی، بحران اخلاقی دولت فعلی بوده و این زخمی است که بر چهره ی تمام سیاستمداران بر سر اقتدار هویدا می باشد.

دکمه بازگشت به بالا