عدالت انتقالی، یا عدالت مرحوم!

به نظر می رسد که مقام های مسوول افغانستان، عدالت انتقالی را که سه سال قبل و آن هم از روی مصلحت و به اقتضای سیاست، آغاز آن را اعلام کرده بودند به همان تعبیری که در پاکستان رایج و مرسوم است به کار می بردند. در آن جا معمول است که انتقال را به مفهوم درگذشت و وفات شخص استعمال می نمایند.  این اشتباه اگر از سویی، ناآشنایی ایشان را از مقوله ها و اصطلاحات مدرن حقوق نشان می دهد از جانب دیگر حکایت از تمایل و اشتیاق و علاقه و رغبت ایشان به آن برادرانی است که از دیر باز بدین سو، در آن جا بستر هموار کرده و از همان جا به کشور خودشان انتحاری و تروریست می فرستند، دارد.

البته وقتی ملاعمر و حکمتیار و سایر ملایان آنجایی را از روی مصلحت برادر عزیز بدانیم، لازم نه بلکه ضروری است که به پاس خاطر مبارک ایشان و نشان دادن حسن نیت خویش با به کارگرفتن صنعت ادبی «توریه» چنان سخن گوییم که هم خرما (امدادهای خارجیان) را بدست آریم و هم دل یار بلکه برادر را نرنجانیم،  که بزرگان چنین کرده اند. از همین بر است که هم شصتمین سال تصویب اعلامیه حقوق بشر را تجلیل می نماییم و هم نقض مستمر و سیستماتیک آن را بدیده اغماض می نگریم و هم بر جریده اعمال جنایت کاران سیاه دل، خط عفو می کشیم. این است که قسی القلب ترین جنایت کاران نیز دیگر از عدالت (عدالتی که مرحوم است ) نمی ترسند و خود در ظاهر مدافع حقوق بشر می شود و حتا بالاتر از آن خواستار تکمیل آن.  نهادهای بین المللی مدافع حقوق بشر با انتقاد از دولت افغانستان که برخی از جنایت کاران و ناقضین حقوق بشر هم اکنون نیز در پست های مهم حکومتی و پارلمان آن حضوردارند از ادامه نقض آشکار حقوق بشر گزارش داده اند ولی این گزارش ها کمترین تاثیر را در اوضاع داشته است و هرگز نتوانسته است مانع تجاوز جنسی بر کودکان، اعمال خشونت بر زنان، ازدواج های اجباری، نادیده گرفتن حقوق کودکان، معافیت عاملین جنایت گردد زیرا دولت آقای کرزی حداقل علاقه مندی و اراده لازم را برای مبارزه با آنها ندارد و در گذشته هم نداشته است. اساسا ترکیب و تشکیل دولت به گونه ای است که اگر قرار شود قاچاق بران، جنایت کاران، رشوه خواران  زورگویان از آن حذف شود،  کسی در آن باقی نمی ماند. «گر حکم شود که مست گیرند_ در شهر هر آنچه هست گیرند» ترسی که دولت آقای کرزی سعی در القای آن دارد و می کوشد از آن طریق برای خودش کسب حیثیت و آبرو نماید.  که بروید خدا را شکر کنید که با مستان مواجه هستید و بترسید از روزی که به جای این خیل مستان، دیوانه ها بر شما حاکم شوند و دمار از روزگارتان برآرند. با این حساب حضور و موجودیت هراس آور و وحشت گروه طالبان برای حکومت آقای کرزی، نعمت بسیار بزرگی است و شاید هم از این سبب است که آقای کرزی پاس خاطرشان را گرامی می داند و آنان را برادر خطاب می کند. تعلیق عدالت انتقالی رشوتی بود که رییس دولت به جنایت کاران و جنگ سالاران داد و اشاره سبزی که به طالبان عطا فرمود. اما شاید نمی دانست و یا خود را فریب می داد که این حاتم بخشی از سفره مردم افغانستان، تمامی امیدها و آرزوهای مردم افغانستان را بر باد می دهد و در عوض دشمنان رنگارنگ آنان را قدرت می بخشد تا خودشان را باز تولید نمایند. آقای کرزی شاید نمی دانست و هنوز هم نمی داند که مستی آغاز دیوانگی است و آن که امروز از برکت غنایم باد آورده و بی کفایتی و ناکارآیی و فساد حکومت و غارت مردم مستی آغازیده اند،  در آینده ی نه چندان دور به دیوانگان خون ریزی بدل می شوند که هیچ کس و هیچ قدرتی را توان مقابله با ایشان نیست. اتفاقا نمونه های چنین افرادی کم هم نیستند.  
دست کم هفت سال گذشته این حقیقت را نشان داد که با بی عدالتی نمی توان حکومت کرد و حکومتی که اساس کارش را بر ظلم و حق کشی بگذارد جز سقوط و شکست راهی ندارد. اما آن گونه که معلوم می شود حکومت کنونی در وضعیتی نیست که بتواند همه چیز را از نو آغاز کند. زیرا فساد و حق تلفی و سو اداره و بی کفایتی در او چنان حلول کرده است که جزو ضرورت ذاتی اش شده است و هر اقدام اصلاح طلبانه ای را نفی و طرد می کند و هر قدر ادامه یابد غیر از آن ارمغانی به بار نمی آورد.  مستی ها کارش را به جنون خواهد کشانید و چنین مباد!

دکمه بازگشت به بالا