عدالتی که در این میان قربانی می شود

روز گذشته حامدکرزی در حالی که باید بیشتر به نگرانی های زنان که در قطعنامه‌ی خود خواسته بودند تا حقوق زنان «نباید قربانی معامله‌های سیاسی شود»، تنها به چند نکته‌ی کلی اکتفا کرد، که مثل تعریف های که آقای کرزی از طالبان ارایه می کند، مبهم بود.

او گفت: «تمام کوشش های ما این است که در این کشور صلح بیاید. طالبان که دشمن این خاک نیستند، خواهران بی غم باشید. کسی که می خواهد آزادی های شما را سلب کند، از این خاک نیست، دشمن این خاک است. دشمن این خاک را باید شکست بدهیم، هر کسی که هست؛ خارجی یا داخلی».

متاسفانه در چند سال گذشته ابهام ایجاد شده در تعریف طالبان که عمدتا منشای آن آقای کرزی است، ذهنیت عامه را با توجه به عملکردهای طالبان، مغشوش و سرگردان ساخته است. طالبان سر مردم بیگناه و ملکی را می برند، دختران و زنان را از رفتن به مکتب باز می دارند و در هیچ یک از بیانیه های رسمی آنان نیز به مساله‌ی دادن حقوق ابتدایی به زنان اشاره ای نشده است. بنابراین اگر طالبان همان های اند که دست به فجیع ترین جنایات در تاریخ بشر می زنند، پس معلوم نیست که منظور آقای کرزی از آن طالبانی که دشمن این خاک نیستند، کیست؟ نکته‌ی جالب این است که فیصله روز گذشته جرگه‌ی کوچک امن در اسلام آباد نیز بر همین نکته استوار بود که باطالبان گفتگو شود و گفتگوهای عربستان سعودی نیز با همین طالبانی صورت گرفت که مردم آن را می شناسند و تعریف این گروه در اذهان عامه جهانی و رسانه ها نیز روشن است، پس منظور آقای کرزی از «طالبی که دشمن این خاک نیست» روشن و واضح به نظر نمی‌رسد.

کرزی باید این تناقض را حل کند. او می داند که طالبان را بیرون از چارچوب افکار بنیادگرایانه و ضد بشری شان نمی توان، سنجش کرد و تعریف جدیدی باید از آنان ارایه نمود. کرزی می داند که بیرون از این چارچوب، طالبی «فرشته مانند» وجود ندارد، حتا طالبی که بتوان به آن نام معتدل گذاشت، نیز وجود ندارد. مگر همان های که به زعم آقای کرزی «دشمن این خاک» نیستند، در کجا قرار دارند که مردم تاکنون آنها را ندیده اند، یا حتا هیچ کسی شاهد یک اعلامیه مطبوعاتی همین گروه مورد نظر نبوده که در آن حملات انتحاری و حمله بر افراد ملکی تقبیح شده باشد. کسی که انسان بیگناه را می کشد در هیچ قاموس و قانونی قابل تبریه نیست. قاتل باید به پای میز عدالت برود و سزای عمل ضد بشری اش را ببیند. درست است که باید با طالبان مذاکره صورت گیرد، اما مذاکره نباید ارزش های انسانی مردم این سرزمین را قربانی کند. طالب اگر براساس چارچوپ های قانون اساسی به حکومت افغانستان می پیوندد و شریک قدرت سیاسی می شود، حرفی نیست، اما باید قبل از آن در یک محکمه عادلانه و شفاف که رشوت و خویشخوری در آن وجود نداشته باشد، جواب تمام جنایت های خود را بدهد.

گمان اصلی این است که کرزی این روزها به خاطر اطمینان از برنده شدن در انتخابات آینده ریاست جمهوری، به هر معامله‌ای نامشروعی تن می دهد. به همین خاطر است که زنجیره ای از معاملات از چندی پیش به این سو آغاز شده است. او با فرستادن صبغت الله مجددی نزد دوستم جهت آشتی دادن وی با اکبر بای از یک طرف به جلب حمایت گسترده ای ازبک ها و ترکمن ها خود را آماده کرده است و از سوی دیگر با پذیرش درخواست جمهوری ترکیه در این مورد، از حمایت آن کشور در انتخابات آینده نیز تاحدی مطمین شده است. او این روزها تلاش می کند که روند مذاکره و گفتگو با طالبان هرچه زودتر تشدید شود و به نوعی با آنها به توافق برسد تا از یک طرف بتواند امنیت نسبی را برای انتخابات در مناطق جنوب فراهم کند و از سوی دیگر حمایت مردمی را که بالقوه از طالبان حمایت می کنند به سوی خود جلب نماید و از این طریق جناح های رقیب خود را بترساند و آنان را به سازش با خودش وادار سازد.

بعید نیست که در این معامله نیز مثل همه معاملات دیگر آقای کرزی، عدالت بار دیگر قربانی شود، حق مردم در نظر گرفته نشود و جلادان طالب، همان‌هایی که بر افراد ملکی حمله انتحاری انجام دادند، همان های که سر بی پناه ترین انسان های این سرزمین را بریدند، از سوی آقای کرزی بخشیده شوند. چنانچه از آغاز توافقات بن نیز همین کار را کرد و با پشت کردن به برنامه عدالت انتقالی جنایتکاران بالفطره تاریخ سه دهه اخیر را آزاد گذاشت و چنین است که امروز ما شاهد بالارفتن گراف جرایم جنایی و سازمان یافته هستیم. یک روز در گوشه ای بر کودک خردسال تجاوز می شود، روز دیگر بر یک زن تجاوز می شود، املاک مردم و دولت غصب می شود و … ولی کرزی تمام این ها را می بیند، اما کاری نمی کند، زیرا برای او ماندن در کرسی ریاست جمهوری مهم است، تا برای پنج سال دیگر آخرین ته مانده های مردم این سرزمین نابود و تاراج شود.

دکمه بازگشت به بالا