طالبان می آیند جوانان از کشورخارج می‌شوند

بنا به گفته‌ی مسوولین دولتی، گریز جوانان به خارج از کشور،  در حال افزایش است و عمده‌ترین علت آن را بیکاری و مشکلات امنیتی تشکیل می‌دهد.  قرار گفته‌ی عبدالقادر احدی، معین مرکزی وزارت امور مهاجرین و عودت‌کنندگان به خبرگزاری پژواک، مقصد اغلب این جوانان،  ایران و پاکستان می‌باشد؛ در عین حالی که عده‌ای هم به امید رسیدن به کشورهای اروپایی، از افغانستان خارج می‌شوند.  در این میان، از آن عده‌ای که از روی شانس و تصادف موفق به رسیدن گردند و توفیق آن را بیابند که با گذشتن از هفت‌خوان‌های متعدد،  به هدف برسند و ردمرز هم نشوند،  تعدادی از آنان یا به صورت یک معتاد و مریض از ایران،  یا به صورت یک خراب‌کار و تروریست از پاکستان به کشور بر می‌گردند. 
این همه در حالی است که دولت افغانستان برای توقف این جریان نه برنامه‌ای دارد و نه اهمیتی بدان می‌دهد.  افغانستان از جمله کشورهایی است که بیشترین جوانان را در خود جا داده است، ولی بدبختانه تعدادی از این جوانان از داشتن شغلی که بتواند موجب اعاشه‌ی او گردد، محروم‌اند. طبیعی است که این تعداد یا به دامن مواد مخدر بیافتند یا در شبکه‌های اختطاف و سرقت و سایر اشتغال‌های غیرقانونی مصروف گردند و یا به خاطر امرار معاش به طالبان روی آورند.  اگر هیچ کدام از این راه‌ها برایش باز نبود، یا نخواست،  چاره را در فرار به خارج از کشور می‌یابد.  خروج ناخواسته و تحمیلی این نیروی بشری برای دولت هرگز مساله‌ای نبوده است، زیرا آنان نه تفنگی دارند و نه قصد برهم زدن امنیت را دارند و نه خطری را برای دولت ایجاد می‌کنند، هرچند ضایع شدن نیروی آنان در خارج از کشور خطر بالفعل و آشکاری است. اما برای حکومت افغانستان قابل توجه است که متوجه خودش باشد؛ از همین سبب است که به گروه تروریست و مخرب طالبان و حزب حکمتیار تا آن‌جا اهمیت می‌دهد که رییس حکومت حاضر می‌شود به خاطر آن از مسند ریاست‌جمهوری برطرف گردد.  طالبان با اعمال تخریبی و ارعاب و تهدید و هراس‌آفرینی، مانع آن شده اند که برنامه‌های بازسازی متوقف گردد و جوانان کشور برای کار راهی خارج گردند، اما این کارشان جرم به حساب نمی‌آید، همان گونه که قتل عام‌های‌شان، زیرا می‌توانند در انتخابات آینده نقش مورد دلخواه را ایفا نمایند؛
همان گونه که برخی از آنان در انتخابات گذشته ایفا نمودند.
گفته می‌شود که در همین حال بیشتر از ۴۰ هزار نیروی خارجی آن هم بدون جواز کار در افغانستان به کارهای گوناگون مصروف‌اند.( برخی احتمالا وظایف دیگری هم دارند.) اما در همین حال آقای احدی، معین مرکزی وزارت امور مهاجرین می‌گوید که نسبت به نبود کار رقم جوانانی که جهت دریافت کار به ایران و پاکستان می‌روند، افزایش یافته است.  شاید رفتن این تعداد از جوانان موقتا دولت را آسوده خاطر سازد و بار کوچکی را از شانه‌های حکومت‌گران بردارد، اما باید در نظر داشت ‌که بخش اعظم این جوانان دوباره و آن هم با تحمل هزاران محنت و مصیبت جسمی و روان فرسا، به کشور باز می‌گردند در حالی که بخشی از آنان حامل ارمغان‌های آزاردهنده‌ای نظیر اعتیاد،  لاابالی‌گری،  لومپن منشی هم هستند. آیا واقع‌بینانه و منصفانه هست که از این جوانان انتظار میهن‌دوستی و مردم‌خواهی و ایثار و فداکاری داشته باشیم و از آنان بخواهیم که به خاطر میهن و مردم و دفاع از ارزش‌های میهنی از جان و هستی خودشان مایه بگذارند و احساس ملی در آن‌ها تا آن‌جا قوی باشد که خود را قربان کنند؟  کسی که در کشور خود دیده است که صدها تن مانند خودش به اندازه‌ی یک تار ریش ملا عمر و حکمتیار ارزش و حرمت ندارد. 

دکمه بازگشت به بالا