صدای مردم، صدای خداست

مقاومت مردم ولسوالی مقر برعلیه طالبان در ولایت بادغیس به عنوان یک نمونه ی بی نظیر و مهم باید برای اکثر سیاستمداران افغان و همکاران خارجی این کشور بررسی شود و این نمونه باید با ایجاد راهکارهای موثر و تشویق مردم محلات دوردست در اقصا نقاط افغانستان گسترش داده شود.
خبر از این قرار است که  روز گذشته در پی حمله ی طالبان بر یک روستا در ولایت بادغیس، مردم محلی با آنان درگیر شدند که در پی این درگیری حدود هفت جنگجوی طالبان کشته و چهارتن دیگرشان زخمی شدند. در این رویداد سه مرد روستایی  نیز جان خود را از دست داده و  پنج تن دیگرشان زخم برداشتند.

این نخستین موردی است که از درگیری مردم محلی با طالبان در طول هفت سال گذشته گزارشی به نشر می رسد. وقوع این رویداد به دلایل زیادی می تواند یک نقطه  ی عطف باشد و نیز سرآغاز یک مرحله جدید در راهکار مبارزه علیه تروریستان و طالبان.
متاسفانه تاکنون هیچ گونه مورد مشابه در هیچ گوشه دیگر افغانستان یا رخ نداده است و اگر هم رخ داده باشد، حداقل رسانه ها از آن بی خبر بوده اند.
ما در طول هفت سال گذشته همیشه این سوال را از خود می پرسیدیم که چرا مردم در برابر جنایت و خونریزی های طالبان و دیگر جنایتکاران قدعلم نمی کنند و اساسا چرا نیروی عصیانگری مردم در برابر ستم به حد نازلی کاهش یافته است. اما اکنون نمونه ی ولایت بادغیس نشان می دهد که نیروی عصیانگر مردم در برابر ستم، هیچ گاهی به زودی محو شدنی نیست و هرازگاهی که کاسه ی خشم شان لبریز شود، آنان به پا خواهند برخاست.
در حالی که گزارش های متعددی وجود دارد که مردم اکثر محلات دوردست کشور به دلیل فساد گسترده در نهادهای حکومتی و عدم تطبیق برابر قانون از سوی حکومت به جنگجویان طالبان در محلات شان پناه می دهند،  مورد درگیری مردم ولسوالی مقر در ولایت بادغیس می تواند نشانگر این مساله باشد که مردم تنها به خاطر این مساله که طالبان رشوت اخذ نمی کنند و یا امنیت جان و مال مردم را تاحدودی در حوزه زیر کنترول خود تامین می کنند، قادر به جلب حمایت مردم برای همیشه نیستند. مردم خواهان چیزهای زیادی اند که گروه طالبان با افکار بنیادگرایانه و روش های جنایتکارانه شان قادر  به تامین و فراهم سازی آن نیستند. مردم آزادی می خواهند، مردم آسایش می خواهند، آسایشی می خواهند که در پناه قوانین مبتنی بر اراده خود شان ایجاد شود. مردم کار می خواهند، مردم مکتب و جاده می خواهند و صدها خواسته مشروع دیگر که طالبان به هیچ صورتی قادر به تامین آن نیستند و تجربه پنج سال حکومت داری این گروه در کشور نشان داده است که این گروه خواهان تامین خواسته های مشروع مردم نیستند.
نمونه ی مقاومت مردم در ولسوالی مقر ولایت بادغیس را اگر دولتمردان ما دقت، ظرافت و درک داشته باشند، می توانند به بخش های گسترده ای از کشور که هرازگاهی طالبان در آن نفوذ و حضور دارند، گسترش ببخشند. مردم افغانستان حتا در مناطقی که به طالبان پناه داده اند و یا به دلیل فشار و ترس تسلیم طالبان شده اند، از دولت خواسته های نامشروع ندارند. مردم خواهان تطبیق سراسری و برابر قانون اند. مردم خواهان ختم فساد و رشوه ستانی اند. مردم خواهان تصمیم گیری هایی از سوی حکومت اند که در آن نقش، حضور و منافع مشروع شان تضمین شده باشد. مردم خواهان دولتی اند که به جنایت و زورگویی پایان داده و عدالت را به صورت عادلانه تطبیق کند. این خواسته ها به هیچ صورتی خواسته های نامشروع نیستند. این ها مجموعه ای از مسوولیت های است که دولت باید آنها را اجرا کند.  وقتی گفته می شود که باید از نمونه ی ولسوالی بادغیس به عنوان یک نمونه ی خوب و موثر استفاده شود، این مساله به هیچ صورتی به معنای حمایت از ایجاد گروه های ملیشه ای در مناطق دوردست نیست، بلکه منظور این است که دولت باید قادر به پاسخگویی به خواست های مشروع مردم در مناطق دوردست و روستایی شود و با اجرای برنامه ها و ایجاد نهادهای مسوول، شفاف و پاسخگو  به این خواست ها رسیدگی کند. در آن صورت طالبان و تروریستان به هیچ صورت قادر به پناه گیری در میان مردم ملکی نخواهند بود و هرازگاهی که بخواهند حتا با فشار چنین کاری را انجام دهند، بعید نیست که با مقاومت مردم آن چنان که در ولایت بادغیس مواجه شدند، مواجه شوند.

دکمه بازگشت به بالا