سیاست دوگانه روس ها در افغانستان

چنین به نظر می رسد که روس ها خیلی خوب یاد گرفته اند در عین حالی که به حمایت از مبارزه علیه تروریزم سخن می گویند، استراتژی خودشان را مبنی بر گرفتن امتیازهای معین و مشخص از رقیبان غربی شان از یاد نبرده اند و می توانند هر دو را به هم بیامیزند. با در نظر داشت بسته شدن راه مواصلاتی خیبر که نیروهای ناتو را امکان دسترسی به امکانات مورد نیازشان می داد، روسیه فرصت مساعدی یافت تا از طریق اعمال فشار و نیز اعطای کمک پولی،  کشور قرغیزستان را وادار به بستن پایگاه هوایی ماناس، که سربازان و نیز امکانات مورد نیاز ناتو را اجازه می داد به افغانستان برسد،  به رقیبان خویش نشان داد که بدون گرفتن امتیازهای معینی حاضر نیست، در مبارزه بر ضد تروریزم همکار آنان باشد. 

این چنین تجربیاتی آموزه های روشنی را در بردارد که باید آویزه ی گوش دولت افغانستان گردد و آن این که بداند که در همراهی با روسیه و چشم امید داشتن به کمک ها و وعده های آنان هشیارتر عمل کند.  البته نباید انتظار داشت که روس ها بدون در نظر داشت مصالح و منافع امنیتی و سیاتی خودش به افغانستان کمک کند.  ولی این حق افغانستان است که آینده این کمک ها را به روشنی و به صورت شفاف مدنظر داشته باشد و تضمین های لازم را به خاطر تداوم آن و نیز فارغ و آزاد بودن آن از رقابت های سیاسی و استراتژیک میان روس و رقیبان غربی اش، اخذ نماید.  هر توافقی با روس ها باید بر محور منافع مشترکی که میان دو کشور در مبارزه علیه ناامنی و تروریزم وجود دارد،  صورت بگیرد. روس ها بی تردید از حضور نظامی ناتو و امریکا در افغانستان نگران هستند و حق هم دارند. آن ها از این که افغانستان تخته ی خیز غربیان گردد و زمینه ای برای عملیات سیاسی آنان علیه روسیه گردد، نگران هستند.  ولی دولت افغانستان می تواند این اطمینان را که افغانستان پایگاه هیچ کشوری بر ضد کشور دیگری نخواهد شد، بدهد و در همین آغاز از آنها بخواهد که روسیه نیز درصدد استفاده از افغانستان بر ضد هیچ کشوری نباشد و نکوشد که از این کشور جنگ سرد دیگری را آغاز نماید. همان گونه که رییس جمهوری فدراسیون روسیه آقای مدودیف گفته است حل بحران در افغانستان فقط از طریق تمرکز بر محور مبارزه با تروریزم در شکل جنگی اش خلاصه نمی شود، بلکه عطف توجه به بازسازی افغانستان و نیز کمک کردن به این کشور در به وجود آوردن سیستم پیشرفته و معاصر سیاسی، ضروری می باشد. این همه فقط با این پیش فرض عملی و ممکن است که کشورهای کمک دهنده در عرضه ی کمک های شان،  اهداف و مقاصد دیگرشان را کنار گذاشته باشند.  در غیر آن،  شامل شدن پای روسیه در قضایای افغانستان نیز می تواند حربه ی تازه ای در اختیار طالبان بدهد.  آقای مدودیف با تاکید یادآور شده است که استقرار ثبات در افغانستان بدون حل مشکل تروریزم در پاکستان ممکن نیست.  وی در همین رابطه از ضرورت ایجاد قوای جمعی واکنش سریع سخن گفته است که به عقیده ی وی جوابگوی منافع کشور های آسیای میانه می باشد و تجهیزات و ساز و برگ های آن کمتر از آرایش نیروهای ناتو نخواهد بود.  وی پیشنهاد می کند که این کار را باید به صورت منظم و با دعوت از کشورهای منطقه به انجام رسانید.  در مورد ضرورت همکاری منطقه ای بارها سخن به میان آمده است و توافق عمومی وجود دارد که بدون همکاری کشورهای منطقه حل مشکل افغانستان ممکن نیست اما آیا این مساله صرفا از طریق کوشش های نظامی میسر است؟ آقای مدودیف خود بر ضرورت همکاری ها در عرصه ی بازسازی افغانستان تاکید دارد،  آیا نیروهای واکنش سریع توسط پیمان امنیت جمعی،  هم زمان با تلاش های نظامی اش قادر است این وظیفه را نیز به انجام رساند؟ وانگهی معلوم نیست هماهنگی میان نیروهای ناتو و نیروی واکنش سریع و رابطه میان اردوی ملی از چه طریقی صورت خواهد گرفت؟ در مجموع می توان فهمید که روس ها برای آغاز یک جنگ سرد دیگر آمادگی می گیرند و قصد دارند این عزم خویش را از افغانستان آغاز نمایند.  این بر عهده ی افغانستان است که با هوشیاری تمام مانع تکرار چیزی گردد که هویت و موجودیت اش را تهدید می کند.

دکمه بازگشت به بالا