سواره را بگیر پیاده سر جایش است

 
 این روز ها سوژه ی داغ در رسانه ها، خانه ها، دفتر ها، کوچه و بازار و در کل در همه جا موضوع اختطاف ها و بازداشت اختطاف گران است، تا جایی که مردم شاید نان خوردن یادشان برود، ولی صحبت کردن در این مورد یادشان نمی رود.
 ریاست امنیت ملی که توانسته باند اختطاف گری که چندی پیش یک شخصیت معتبر سیاسی و فرزند معاون یک بانک را ربوده بود، متلاشی کند، حالا تبدیل به یک قهرمان گردیده است.
 به گفته ی یک دوست خیلی آگاه ام، جناب امرالله صالح با این کارش در مقابل هرگونه تغییر و تبدیلی واکسینه شده است. دیگر کسی نخواهد توانست آقای صالح را به پارلمان بخواهد که چرا فلان کار اش اشتباه است.
 آقای صالح هم دست به کار های جالبی زد. وی به تمام رسانه ها کاپی نوار های ویدیویی را فرستاد که شکنجه و قطع عضو اختطاف شدگان توسط اختطافگران را نمایش می داد. گفته می شود این نوار ها به دسترس خانواده های اختطاف شدگان قرار می گرفت تا رعب و وحشت این نوار ها آنان را به تحویل دادن پول بیشتر ترغیب کند.
 این صحنه ها به اندازه ای وحشتناک بود که کمتر کسی می توانست دیدن آن را تحمل کند. حتا رسانه ها هم این بار بر خلاف گذشته، که صحنه های این گونه فجیع را سانسور می کردند، کمتر به سانسور آن پرداختند.
 در کل حدود سه روز است که همه رسانه ها به این موضوع می پردازند و
 برنامه های متواتر و متنوع در زمینه ی اختطاف تولید و ارایه می شود. جالب است آدم فکر می کند برای بار اول است که مساله ی اختطاف ها چالش بر انگیز شده است؛ در حالیکه این مساله سال هاست امان مردم را بریده و صدها و شاید هزاران نفر قربانی این حوادث شدند و هیچ کس هم در گذشته نپرسید که رنج شما چقدر بود. هرات از سه سال پیش دچار این بلا است و چندین بار مردم دست به تظاهرات زدند، اعتصاب کردند، فریاد شان به آسمان رفت، ولی به جز خدا کسی فریاد شان را نشنید. با تمام این مسایل باز هم جای شکر باقی است که حداقل دست یکی از هزاران گروه اختطاف گر از سر مردم برداشته شد.
 ولی در این رابطه هنوز سوال های زیادی بی جواب مانده که معلوم نیست روزی جواب پیدا خواهد کرد یا نه.
 در یکی از نوار یکی از اختطاف شدگان را نشان می دهد که به خانواده اش تضرع می کند تا هرگونه می شود پول برای اختطاف گران آماده بسازد. او می گوید « چند بار برای تان گفتم به دولت ارتباط نگیرید. شما هر باری که نزد دولت می روید و با آنها هر حرفی که می زنید همه برای این ها معلوم است. این ها از هرچیز خبر دارند».
 این جملات چه معنای داشته می تواند؟ آیا به این معنا نیست که نهادهای امنیتی که باید برای نجات اختطاف شدگان از چنگ اختطافگران کمک کنند، برای نجات نیافتن شان کمک می کنند؟ آیا این به معنای آن نیست که عده ای در نهاد های امنیتی با آنان همدست اند. جوانب را که بسنجیم، همین گونه معلوم می شود. اختطاف اشخاصی نظیر آقای آصفی یا فرزند معاون عزیزی بانک و کسانی که حاضر اند سه میلیون دالر برای رهایی خود بپردازند، ساده نیست. معاملات میلیون دالری به برنامه ریزی های بسیار پیچیده و تشکیل بسیار گسترده ضرورت دارد که اختطافگران داشته اند. آنان چندین گروه منسجم با فعالیت منسجم بوده اند.
 مساله ی دیگر این است که این گروه پس از اختطاف اشخاص چگونه می تواند به راحتی در داخل شهر بدون این که از سیل پوسته های داخل شهری که در هر چار راهی و جاده ای موجود اند، بترسند، فرد اختطاف شده را از یک گوشه به گوشه ی دیگر می برند. آیا موتری که آقای آصفی را در نصف شب از کارته چهار در غرب به منطقه ی کارته پروان در شمال شرق شهر انتقال داد، یک بار هم با این پوسته ها برخورد نکرده است؟
 این مسایل این ذهنیت را که درست هم است، به وجود می آورد که مقام های بلند رتبه در حکومت با اختطاف گران همدست اند و حمایت آنان باعث عدم هراس اختطاف گران از گرفتاری و این گونه مسایل می گردد.
 وقتی این مساله موجود هست، پس زمانی که اختطاف گران به چنگ حکومت می افتند، آیا از این حامیان حکومتی شان نام نمی برند؟ اگر نام می برند پس کجاست اسمای شان و چرا از آنان هیچ وقت نام برده نمی شود؟
 مساله ی دوم هم در گفته های رییس امنیت ملی نهفته است. آقای صالح گفت که بعضی از این اختطاف گران باری یا شاید بار ها از سوی امنیت ملی گرفتار شده اند. این یعنی چه؟ این افرادی که یک بار به جرم اختطاف گرفتار شده اند چرا دوباره به همین جرم گرفتار شدند؟ در حالی که محکومیت برای اختطاف حد اقل آن از پانزده سال نباید کمتر باشد. پس چگونه دوباره به این جرم گرفتار شدند؟ این مساله مشخص می سازد که آنان در مراحل بعد از گرفتاری رها شده اند. یعنی مراجع عدلی و قضایی هم دست شان کج است و یا به دلیل همدستی یا هم به دلیل پیشنهاد پول زیادی که خیلی وسوسه بر انگیز است، آنان را رها ساخته اند.
 این است اصل مطلب. مشکل از سرچشمه است، یعنی سرچشمه گل آلود است و جز پاکسازی سر چشمه هیچ راهی برای نجات از این وضعیت نا بسامان وجود ندارد.
 پس باید اول سرچشمه های اصلی که باعث می گردد گروه ها بی محابا و بی هراس به اختطاف ها بپردازند از بین برده شود و این سرچشمه در خود دولت است. فساد اداری، ضعف مدیریت و سیستم معافیت از اساسی ترین موانع بر سر راه محو گروه های اختطاف گر می باشد و تا زمانی که این چالش ها نیز حل نگردد، حتا برخورد با منابع بزرگ پرورش دهنده ی اختطاف گران نیز نمی تواند بسنده باشد. زیرا سیستم ها اند که موقعیت ها را می سازند و این موقعیت ها اند که چالش ها را مطرح می کنند و ما همچنان هیچ راهکاری برای تنظیم سیستم فاسد در کشور نداریم.
 به هر حال اختطاف گران دستگیر شدنده دیده شود که آیا سازندگان این گروه های وحشت آفرین در این اواخر هم گرفتار خواهند شد، یا باز هم ما چند شاخه از یک درخت تنومند سیاه را بریده ایم که به زودترین فرصت شاخه های دیگر جایگزین آن ها خواهند شد.

دکمه بازگشت به بالا