زورکم لاف بسیار

جبهه ملی در یک بیان شگفت انگیز و بی سابقه اعلام کرده است که» اگر آقای کرزی از نامزدی خود منصرف شود، می تواند به جبهه ملی بپیوندد». این گفته ی جبهه ملی قبل از همه حکایت مشهور مردی را به یاد می آورد که در ده راه اش نمی دادند، ولی خانه ی قریه دار را سراغ می گرفت تا اسب اش را به طویله ی او بفرستد. قرار ادعای سخنگوی جبهه ملی در این اواخر حامد کرزی رییس جمهور کشور چندین بار با رهبر جبهه تماس گرفته و خواهان همکاری شده است.  سخنگوی جبهه همچنان افزوده است که آقای کرزی با اعتراف به ناکامی هایش، گناه آن را به گردن خارجی ها انداخته است.

در این میان آقای سیامک هروی، معاون دفتر مطبوعاتی ریاست جمهوری با تایید تماس های اخیر آقای کرزی و جبهه ملی، آن را عادی توصیف کرده و گفته است که رهبران جبهه ملی گفته اند که اظهارات آقای سانچارکی موضع شخصی خود او را بیان می کند و ربطی به جبهه ملی ندارد. در هر حال در تمایل و اشتیاق آقای کرزی به همکاری با جبهه یا هر جریان دیگری نمی توان تردید کرد، اما وی این کار را به خاطر آن انجام می دهد که از همکاری آنان به نفع خودش در انتخابات آینده سود جوید و نه غیر آن.  جبهه ملی که خودش را به عنوان اپوزیسیون دولت کرزی و مخالف جدی حکومت وی معرفی می کرد، اکنون با دعوت از آقای کرزی حاضر است بار قسمتی از مسوولیت هایی را که به ادعای جبهه مربوط به آقای کرزی می شد، به گردن بگیرد و به فحوای یکی درمانده و دیگری درمانده طلب، می خواهد خود را قدرتمند تر وانمود کند.  شاید هم به خاطر این که اخبار ارتباطات متقابل اش با آقای کرزی توسط خود آقای کرزی افشا نشود، با یک اقدام پیشگیرانه خواسته است رییس جمهور را در موضع انفعالی قرار دهد. ناگفته نباید گذاشت که قبل بر این، شایعات و احتمال نزدیکی میان آنان در میان آگاهان سیاسی وجود داشت.  آقای کرزی با معرفت و شناخت نزدیکی که از جبهه و رهبری آن دارد، خواهد کوشید برخی از آنان را با اعطای امتیازات و حاتم بخشی ها و الطاف دوستانه به سوی خود بکشد.  حتا شاید حاضر باشد که یکی از معاونین خودش را به مشورت آن انتخاب نماید؛  کاری که از وی بعید نیست.  جبهه ملی نیز که هنوز نتوانسته است حتا بر سر معرفی یک نامزد در انتخابات آینده موفق گردد، برای تجدید عهد و بستن پیمان و پیوند جدید و فراموش کردن گذشته و استمالت ها و دلجویی های دیپلوماتیک، حاضر به معامله خواهد بود. بنابراین می توان این بیان اخیر جبهه را کوششی برای آماده کردن یک پیش زمینه ی ذهنی برای لحظه ی موعود تلقی کرد. می گویند مردی ادعای پیامبری کرده بود و چون از او خواسته شد که برای اثبات ادعایش معجزه ای نشان دهد و درختی را که در همان نزدیکی ها بود، نزد خودش طلب کند.  پس از آن که فرمان و درخواست مکرر آن مرد بی پاسخ ماند، متواضعانه از جا برخاست و گفت فرقی نمی کند اگر درخت نزد ما نیامد، ما نزد او می رویم و این کار از ما چیزی کم نمی کند. اما اگر فرضا چنین حادثه ای رخ دهد، چه نتیجه ای به بار خواهد آورد؟ غیر از آن که آقای کرزی و نیز جبهه ملی تعداد دیگری از اطرافیان شان را از دست بدهند، برای هر دو طرف هیچ سودی در بر نخواهد داشت. حلقه ای که آقای کرزی را در محاصره گرفته است، می داند که جبهه ملی بیشتر از همه با آنان مخالف است تا با آقای کرزی.  آنها خوب می دانند که ورود جبهه ملی جای آنان را تنگ می سازد و فرصت های فعالیت شان را محدود می سازد؛  بر علاوه این که مذاکرات مخفیانه و سری میان طالبان و دولت را نیز اخلال می کند و طالبان را به نیات و مقاصد دولت مشکوک می سازد. اگر آقای کرزی موفق به جلب رضایت طالبان نگردد و معامله با آنان به شکست بیانجامد، ایتلاف با جبهه تنها گزینه ای خواهد بود که در اختیار آقای کرزی هست. اما اگر مذاکره و معامله با طالبان بی نتیجه نباشد و قرین توفیق گردد، جبهه ملی پشت معرکه خواهد ماند. گرچه ظاهرا مخالفتی با مذاکرات ندارد و حتا یک بار ادعا کرد که با طالبان در حال گفتگو است، ولی طالبان آن را مورد تردید قرار دادند و اتهاماتی را به آدرس برخی از رهبران جبهه فرستادند.

دکمه بازگشت به بالا