زرداری خلاف منافع ارتش عمل می‌کند؟

سفر زرداری به کابل با توجه به نزدیکی حکومت جدید پاکستان به حکومت افغانستان، همواره برای مقام های افغانی امیدوار کننده بوده است. از ادبیات خوشبینانه ی دولت، این گونه پیداست که حزب مردم به خوبی توانسته اعتماد حکومت ما را جلب نماید.
ظاهرا، حزب مردم با کشته شدن بی نظیر بوتو، این گونه به دولت افغانستان نشان داده است که همکار استراتژیک این کشور در امر مبارزه با تروریزم و طالبان در افغانستان خواهد بود. حزب مردم خود را قربانی ارتش و استخبارات آن کشور دانسته و از این خاطر وجه مشترک اش را با حکومت آقای کرزی پیدا می نماید.
تا جای که از رسانه های افغانستان پیدا بود، سفر زرداری به کابل با خوشبینی دنبال نشد. ظاهرا، این سفر مملو از همان حرف های تکراری دولتمردان پاکستانی قلمداد شده و هیچ نشانه ی قوی از تغییرات مثبت در سیاست پاکستان را در بر نداشت. البته، حکومت ما همبستگی های قوی زرداری با افغانستان را دال بر تغییر سیاست ها قلمداد می کند.
روشن است که شالوده رابطه ی گرم زرداری با کرزی، حمایت های گسترده ایالات متحده از این حزب برای رسیدن به قدرت است. حتا می توانیم بگوییم که حزب مردم و به خصوص زرداری، قدرت دو باره ی شان را مرهون حمایت های ایالات متحده می دانند. امریکا با دست برداشتن از پرویز مشرف، علایم روشن برای برقراری حکومت غیر نظامی در پاکستان را فرستاد. تنها حزب مردم و مسلم لیگ شاخه نواز، می توانستند از دور جدید بازی های سیاسی بهره مند شده و در پناه حمایت های کاخ سفید حکومت با ثبات و مشروع را در اسلام آباد در اختیار بگیرند.
جورج بوش مایل بود که پاکستان همکاری سازنده ی خود را با افغانستان و ناتو آغاز کرده و این همکاری در مبارزه با تروریزم و طالبان بتواند موثر بیفتد. چه بی نظیر بوتو و چه آقای زرداری بر اساس آن تمایل رییس جمهور بوش، در تحکیم روابط خود با حکومت کرزی کوشیدند. آیا این تمایل آشکار به معنای نشان دادن عزم آغاز همکاری جدید به کاخ سفید بود؟ این گونه معلوم می شود که افغانستان برای حزب مردم وسیله ی نزدیکی با ایالات متحده بوده است که با رفتارهای رسمی و دیپلوماتیکی گرم خویش با افغانستان، بر اساس وعده های قبلی، فصل جدیدی از همکاری در امر مبارزه با تروریزم را خاطر نشان ساخته است؛ موضوعی که برای واشنگتن در اثر سرد شدن روابط اسلام آباد و کابل بسیار مهم می باشد.
اما، هنوز ارتش و استخبارات پاکستان دو دولت قدرتمند دیگری هستند که حزب مردم توانایی پنجه در افگندن با آن دو را ندارد. این معضل مساله ی نیست که واشنگتن و کابل از آن چشم پوشی کرده بتوانند. اگر زرداری نتواند قدرت دو نهاد قدرتمند نظامی پاکستان را مهار و یا محدود نماید، این حکومت تنها یک نقش نمادین در سیاست های بیرون مرزی و حتا داخلی را خواهد داشت، به ویژه در رابطه با هند، افغانستان و غرب در افغانستان.
انفجار سفارت هند و بمبیی نشان می دهد که حزب مردم با تمام رویکرد گرم خود نسبت به هند و افغانستان، در موضعی نیست که بتواند جلو سیاست های تخریبی ارتش و استخبارات پاکستان را در بیرون از مرزها بگیرد. این دو نهاد به صورت مستقل عمل کرده و خود منافع و استراتژی های خود را تعیین می کنند.
به نظر من هنوز حکومت افغانستان در ظاهر امر انفعالی عمل می کند. اگر ما انتظار داشته باشیم که ایالات متحده کاری در قسمت تغییر در سیاست های پاکستان بکند، افغانستان تنها به ناظر صحنه تبدیل خواهد شد. به نظر من، این درست است که حکومت به روابط گرم خود با اسلام آباد ادامه بدهد، ولی، اگر فکر کند که حزب مردم توانایی تغییر سیاست ها و رفتارهای ارتش و استخبارات را دارد، کمی دور از واقع به نظر می رسد.
افغانستان می تواند امیدوار باشد که روابط هند و پاکستان به یک سطح نتیجه بخش برسد. تنش در رابطه ی این دو کشور به معنای دوام تنش در افغانستان نیز است. بی تردید حادثه ی بمبیی بزرگترین آسیب را به امیدهای افغانستان نسبت به بهبودی روابط دو کشور هسته ای منطقه زده است.
چه بخواهیم و یا نخواهیم، پاکستان از بابت غرب و هند احساس خطر می کند. تجزیه پاکستان که بر سلطه پنجابی ها بر این کشور خاتمه می بخشد، به اندازه ی کافی ارتش را هشیار ساخته است. پاکستانی ها ادعا دارند که هند در پی بی ثبات ساختن مناطق قبایلی است، و حتا گرفتاری چند جاسوس استخبارات هند را نیز اعلام کردند. این به معنای احساس خطر در مرز های شرقی پاکستان است. وقتی این احساس خطر در اسلام آباد قوی است، می توان امیدوار بود که زرداری خلاف منافع ارتش و استخبارات و در کل حاکمان پنجابی عمل کند؟
هنوز برای ما روشن نیست که حزب مردم چه تحلیل و استراتژی هایی نسبت به آینده ی پاکستان در منطقه و به ویژه روابط اش با هند دارد؟ آیا فکر می کند که گذار پاکستان به دموکراسی با ثبات و فارغ از عناصر تندرو و تروریست نقطه ی عطف در تاریخ این کشور است؟ آیا پاکستان می تواند در همزیستی مسالمت آمیز با هند و افغانستان، آینده همکاری های منطقه ای و بین المللی خود در عرصه های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی را از نو تعریف کند؟
ارتش و استخبارات پاکستان، با سازمان دهی انفجار سفارت هند در کابل و حملات تروریستی بمبیی نشان دادند که هنوز با عصر دشمنی با هند خداحافظی نکرده و حتا با تقویت طالبان در افغانستان به نوعی خواهان دفع خطر غرب نیز است. حزب مردم در این میان چه کاره است، و امیدهای ما چه سودی به حال ما دارد؟ این سوال ها هنوز پاسخ روشن ندارند.

دکمه بازگشت به بالا