رییس سازمان استخبارات پاکستان تمایلی برای گرفتاری رهبران طالبان ندارد

جنرال احمد شجاع پاشا، از مدت سه ماه  به این سو مسوولیت سازمان استخباراتی پاکستان، (آی اس آی) را به عهده دارد. او به صورت بی سابقه ای می گوید که وی از حکومت ملکی دستور می گیرد. اما تا چه حدی خود آقای پاشا بر سازمانی که ریاست آن را به عهده دارد، کنترول دارد؟
به نظر می رسد که جنگ جدیدی میان دو قدرت هسته ای، یعنی هند و پاکستان در حال شکل گیری است. پاکستانی ها ادعا می کنند که جنگنده های هندی، قلمرو فضایی آن کشور را نقض کرده اند، و این در حالی است که حتا  کارشناسان میانه رو با حضور در تلویزیون ها تقاضای «انتقام» را به خاطر « یک ادعای کذب» از دهلی جدید مطرح می نمایند. در مظفرآباد، مرکز کشمیر تحت کنترول پاکستان، مسلمانان خشمگین با شماری از رهبران خود بر جاده ریخته اند و  غضب خود را نسبت به دشمنان شان در هندوستان و حکومت خودشان فریاد می زنند و سوگند می خورند که انتقام خود را از آنانی که دست به بازداشت کسانی زده که گفته می شود با تروریستان رابطه داشته اند، خواهند گرفت.

جنرال ۵۷ ساله، در دفتر خود در منزل سوم ساختمان [آی اس آی] نشسته است، قد اش کوتاه است و موهایش ماش و برنج، اما خشن به نظر می رسد. لبخند می زند. او به جای یونیفورم نظامی، یک دریشی خاکستری رنگ با یک نکتایی مقبول به تن دارد، و روی یک چوکی راحت نشسته و دستان اش را بر بازوان میزی که از چوپ چارمغز ساخته شده، تکیه داده است.
اگر کسی در پاکستان بداند که آن کشور در چه مرحله ای از یک منازعه نظامی قرار دارد، بدون شک آن شخص جنرال احمد پاشا است. او با اطمینان می گوید» هیچ جنگی در کار نخواهد بود».» ما خود را از درگیر شدن با هندوستان برحذر می داریم، هم در همین حالت و هم به صورت کلی و مجموعی».
واژه های او امید بخش به نظر می رسند و جملاتی که او به کار می برد، از زبان یک مقام ارشد نظامی آن هم پس از حملات تروریستی خونین بر بمبیی، بی سابقه به نظر می رسد. این طرز تلقی او در مقایسه با شماری زیادی از مقام های نظامی [پاکستان] که تلاش می کنند تا تمرکز نیروهای آن کشور هرچه زودتر در مناطق شرقی در مرز هند بیشتر شود، [عجیب است].
این کار هم چنان برای ارتش پاکستان یک فرصت است تا خود را از یک جنگ ناخوشایند در مناطق قبایلی پاکستان در برابر طالبان رها کند. بسیاری از افسران ارتش پاکستان، طالبان را دشمن  به حساب نمی آورند، به شمول آن گروه هایی از طالبان که در پی منافع پاکستان برعلیه حکومت کابل و ایالات متحده امریکا مقاومت می کنند.  در حالی که هندوستان، دشمن پاکستان به حساب می آید و دو کشور تاکنون سه بار باهم درگیر شده اند.
پاشا می گوید که او  نیز «سوال های» دارد. به علاوه، او می گوید که هندوستان در ارایه شواهد کافی مبنی بر ادعای آن کشور که  گروه پاکستانی [لشکر طیبه] با حمایت «آی اس آی» در عقب حملات بمبیی بوده، ناتوان بوده است. « آنها هیچ چیزی در اختیار ما نگذاشتند، نه شماره ای، نه ارتباطی و نه نامی. این قابل تاسف است».  پاشا هم چنان می گوید که برای سفر به دهلی جدید برای کمک به تحقیقات اصرار فراوانی کرده بود.
اگر این سفر رخ می داد، پاشا نخستین رییس «آی اس آی» بود که به هندوستان سفر می کرد،[تصمیم] به سفری که باعث برانگیختن کمترین احساسی [درجانب  پاکستانی] نشد. در عوض، او در خانه ماند و تسلیم سیاستمداران کهنه کار شد. او می گوید:» حقیقتا بسیاری از افراد در طرف ما آماده نیستند».
او برای دقایقی سکوت می کند.» در اول ما فکر می کردیم که ممکن است، پس از حملات با واکنش نظامی از جانب هندوستان مواجه شویم، ما عمیقا سراسیمه و عصبانی شده بودیم، اما آنها هوشیاری و زرنگی خود را حفظ کردند». جنرال دستان خود را با هم می فشارد و تلاش می کند تا به واژگانی که بیان می کند اهمیت بدهد و بر آنها تاکید کند. «ما پاکستانی ها ممکن است دیوانه باشیم، اما عقل خود را از دست نداده ایم. ما کاملا می دانیم که دشمن ما تروریزم است، نه هندوستان».
پاشا از سه ماه به این سو رییس سازمان استخبارات پاکستان است. قبل از این او فرمانده عملیاتی نیروهای پاکستانی در مناطق قبایلی آن کشور که مرز مشترک با افغانستان دارند، بود. سازمانی را که او در حال حاضر ریاست می کند، شبیه به یک صندوق سیاه از اسرار است که هیچ گاهی حکومت ملکی پاکستان به آن دسترسی نداشته است.

قادر به انجام هرکاری در داخل و خارج
«آی اس آی» خود را ملزم می داند که در نتایج انتخابات دست بزند و حکومت ها را واژگون کند و حتا اگر به یکی از سیاستمداران مظنون شود، او را از سر راه بردارد. با تاریخچه ای چندین دهه از توطیه و دسیسه سازی، «آی اس آی» اکنون بدین باور است که برای هرگونه کاری در داخل پاکستان و خارج از پاکستان توانایی دارد.

پاشا می گوید که او تلاش می کند تا اعتبار سازمان اش را احیا کند. انحلال بخش سیاسی خودخوانده این سازمان، که فعالیت های آن شامل جاسوسی در میان سیاستمداران کلیدی بود، تاحدودی به عنوان یک امتیاز نظامی برای حکومت ملکی پاکستان به حساب می آید. اما یوسف رضا گیلانی محدودیت خود را با وجود خوش بینی های که داشت در مورد «آی اس آی» تجربه کرده است، زمانی که او اعلام کرد که در نظر دارد تا این سازمان در چوکات وزارت داخله آن کشور فعالیت کند. گیلانی به زودی برنامه ی خود را زمانی لغو کرد که از جنرال اشفاق پرویز کیانی، مرد قدرتمند ارتش پاکستان، تیلفونی دریافت کرد.
جنرال پاشا دستور می دهد تا در ظروف چینی ساخت انگلستان، برای ما چای بیاورند. دفتر کار وی با فرنیچر گران قیمت چوبی، طراحی زیبا و خوش سلیقه با یک تلویزیون مسطح، بیشتر شبیه به یک اطاق کنفرانس در یک هوتل پنج ستاره امریکایی می ماند، تا دفتر فرماندهی یک سازمان استخباراتی.
پاشا صحبت کردن با زبان انگلیسی را رها می کند و به گونه ی شگفت انگیزی با آلمانی بدون هیچ لهجه ای به سخن گفتن آغاز می کند. او برای پنج سال در آلمان در سال ۱۹۸۰ برای طی کردن یک دوره از آموزش های نظامی زندگی کرده است.
او دستان خود را به  میز کار خود نزدیک کرده و به صورت جدی می گوید: «این کاملا روشن است که فرمانده ارتش و این حکومت باید موفق شوند. در غیر آن ما مشکلات زیادی در این کشور خواهیم داشت». او با تکان دادن ابروهایش ادامه می دهد: «نتیجه این است که مشکلات در شرق و غرب افزایش خواهد یافت و باعث بی ثباتی سیاسی گردیده و این برای امریکا مشکلاتی را ایجاد می کند».
هرکسی که این حکومت دموکراتیک را امروز حمایت نمی کند، به صورت ساده به این معناست که [آن افراد] وضعیت فعلی را درک نمی کنند». اگر من بخواهم که اعتراف کنم: «من معمولا به رییس جمهور گزارش می دهم و نیز از وی دستور می گیرم».
اما شخص پاشا تا چه حدی بر سازمان اش کنترول دارد؟ بسیاری از افسران، آنانی که با تفکرات بنیادگرایانه اسلامی و دشمنی با هندوستان تربیت شده اند،  در جناح مخالف آنچه که این روزها رییس جمهور آصف علی زرداری، شوهر صدراعظم مقتول، بی نظیر بوتو، در پی آن است قرار دارند. آنان جنگ در برابر تروریزم را مسوولیت امریکا می دانند، نه از خودشان. جنرال با آرامش می گوید: « بسیاری ممکن است به گونه ای دیگری بیاندیشند، و هرکس حق دارد که به گونه ی متفاوت بیاندیشد، اما هیچ کس حق ندارد که نا فرمانی کند و یا دست به کاری بزند که به وی دستور داده نشده است».
قبلا در تصویری که در سراسر جهان پخش شد، پاشا در کنار جنرال اشفاق کیانی ایستاده بود و با رییس ستاد مشترک ارتش امریکا در ناو جنگی «ابراهام لینکن»  گفتگو می کرد. این مجلس که در اواخر ماه اگوست سال گذشته برگزار شد، در آن امریکایی ها با پاکستان توافقنامه ای را امضا کردند که براساس آن، اجازه یافتند تا برعلیه شبکه های از تروریستان در مناطق قبایلی پاکستان دست به اقدام بزنند، با این وجود اسلام آباد نشان می دهد که با عملیات نیروهای امریکایی در قلمرو خود مخالف است.
جنرال این مساله را که یک چنین موضوعی [در آن جلسه مطرح شده] بود،  رد می کند. او با تکان دادن دستان خود می گوید: « ما هیچ گاه بر سر این مساله گفتگو نکردیم و به توافقی نرسیدیم». اما صادقانه، ما در برابر این حملات چه کرده می توانیم؟ آیا می توانیم در برابر امریکایی ها به ضد حمله پرداخته و پوسته های افغان را هدف قرار دهیم، به خاطر آن که این حملات از آنجا صورت می گیرد؟  آیا ما می توانیم برنده شویم؟ آیا این به نفع پاکستان است؟».
یک دگروال بر آستانه ی دروازه دفتر جنرال ایستاده است و به او می گوید که وقت تمام شده. جنرال به ساعت دستی خود نگاهی می اندازد و می گوید که او به پنج دقیقه دیگر نیز نیاز دارد.
قبل از تعیین  شدن آقای پاشا به این پست، روابط میان پاکستان و امریکا در سطح پایینی قرار گرفته بود. در آن وقت، «آی اس آی» از سوی جنرال ندیم تاج، یکی از نزدیکان رییس جمهور پیشین، پرویز مشرف رهبری می شد. سازمان مرکزی استخبارات امریکا (سیا)، پرونده ای را به اسلام آباد ارایه کرده بود که در آن رابطه ی جاسوسان «آی اس آی» را با رهبران افراطی طالبان مثل جلال الدین حقانی به نمایش می گذاشت.

 

پیروزی بر میراث گذشته
در ظرف هفت سال گذشته، امریکایی ها حدود یازده میلیارد دالر را به جانب پاکستان در بدل همراهی آن کشور در مبارزه علیه تروریزم پرداخته اند. ارتش امریکا به معلوماتی که سازمان استخباراتی پاکستان در اختیار اش قرار می داد، به شدت وابسته بود. پس از روی کار آمدن رژیم جدید همگی به شمول قدرت های جهان خواستار تعیین پاشا به این پست شدند. پاشا قبلا در مناطق قبایلی باجور رهبران محلی را تشویق کرده بود تا با ایجاد گروه های جنگجو، در برابر طالبان و افراط گرایان بجنگند.
چند روزی پس از آن که وی وظیفه ی جدید خود را به عهده گرفت، به دیدار همتای امریکایی اش به آن کشور سفر کرد. اما او پیش از سفر به امریکا به افغانستان آمد و با همتای افغان خود، امرالله صالح دیدار و گفتگو نمود. صالح چند ماه قبل به اشپیگل گفته بود که او «شواهد فراوانی به دست دارد که سازمان استخباراتی پاکستان در عقب شورش ها در افغانستان قرار دارد». جلسه ی آنها  چهار ساعت طول کشیده بود و در پایان جلسه صالح نیز دعوت همتای خود به اسلام آباد را پذیرفته بود.
به نظر می رسد که پاشا مرد توانمندی است که می تواند بر میراث گذشتگان خود غلبه کند. با این حال، زمانی که پاشا در مورد عدم تمایل اش برای توقیف رهبران طالبان  سخن می گوید، ارزش دارد که به سخنان وی از نزدیک گوش داد. این در حالی است که حتا ادعا می شود که به گونه ی مثال ملاعمر رهبر طالبان در شهر کویته، جایی که پاشا چندسال قبل در آن زندگی کرده است، حضور دارد.  او می پرسد:»آیا اجازه دارند تا  در مورد آنچه که دوست دارند فکر کرده و سخن بگویند؟ آنها باور دارند که جهاد مجبوریت شان است. آیا این آزادی عقیده نیست؟» او از تندروانی که در مکاتب مذهبی پاکستان تربیت می شوند و به افغانستان برای جنگیدن فرستاده می شوند، حمایت می کند.
این گونه الفاظ از زبان پاشا، این سوظن را که «آی اس ای» بازی دوگانه ای را انجام می دهد، دوباره زنده خواهد کرد.
دگروال بار دیگر در آستانه ی در ظاهر می شود، ولی این بار باز نمی گردد. پاشا از جا بر می خیزد و دکمه های دریشی خاکستری رنگ خود را می بندد.  راه حل  برای مشکل این منطقه چگونه به دست می آید و تهدیدهای که باعث هرج و مرج می شوند، چه تاثیری برجای خواهد گذاشت؟ پاشا می گوید که باور دارد با همکاری غرب و پاکستان و همکاری مشترک، هر کس قادر خواهد بود تا تروریزم را شکست دهد. او اضافه می کند، اما این کار با تعیین تقسیم اوقات و برنامه، آن چنان که در آلمان مرسوم است، ممکن نیست.  جنرال مودبانه لبخند می زند و بعدا دروازه لفت را می بندد.

دکمه بازگشت به بالا