روسها رفتند اما تجربه ای به جا گذاشتند

بیست سال قبل بود که روس ها در همین گونه یک روز سرد زمستان بار و بنه شان را از افغانستان برچیدند و آخرین تانک های روسی در چنین روزی از پل دوستی شهرک بندری حیرتان گذشتند و افغانستان را ترک گفتند.
اتحاد شوروری سابق در چند سالی که در افغانستان حضور نظامی داشت، جز خون ریختن و ویرانی چیزی به دست نیاورد و به نظر کارشناسان افغان، حمایت روس ها از یک گروه خاص و بی توجهی به اعتقادات مردم و ده ها مساله ی دیگر باعث گردیدند که زمینه های شکست شوروی سابق در افغانستان میسر گردد.
احمد ضیا رفعت، استاد دانشگاه کابل و عضو شورای اجراییوی شورای متحد ملی می گوید: «روس ها زمانی افغانستان را ترک گفتند که متوجه شدند نمی توانند سیاست های اشغالگرانه شان را در افغانستان ادامه دهند».
او می افزاید که از طرف دیگر اتحاد شوروی وقت از دورن در حال متلاشی شدن بود و می دانست که در بیرون از مرزهایش قدرت و توان لازم را برای حفظ نفوذش ندارد. لذا از افغانستان بیرون شد.
شمار دیگر از کارشناسان بی توجهی به اعتقادات دینی و فرهنگی مردم افغانستان و شرایط خاص جهانی در آن زمان را از جمله عمده ترین عامل شکست روس ها در افغانستان می دانند.
اجمل سهیل، رییس حزب لیبرال آزادی خواه افغانستان می گوید: «عدم توجه روس ها به اعتقادات دینی و فرهنگی مردم افغانستان و ارایه طرح های نادرستی که  تنها مطابق خواست گروه خاص با خط فکری خاصی بود و با جامعه سنتی افغانستان تطابق نداشت، باعث گردید روس ها با مقاومت مردم روبه رو گردیده و ناچار به خروج گردند».
او می افزاید که از جانبی روس ها در مرحله ای قرار داشتند که یک بازی بزرگ در جریان بود و حتا اگر شوروی سابق می خواست کارهای خوبی هم انجام دهد برخی از کشور ها که مخالف استراتژی روس ها بودند، روس ها را تحت فشار قرار می دادند و زمینه های شکست را فراهم می ساختند.
اما امروز بعد از گذشت بیش از بیست سال جامعه جهانی و امریکا در افغانستان حضور دارند و این حضور جامعه جهانی با مهیا سازی بستر سیاسی انجام شده است.
رفعت اظهار می دارد که امریکا و غرب برای حضور شان در افغانستان بستر سیاسی را با موافقت شورای امنیت سازمان ملل که کشور های منطقه نیز مهر تایید به آن زده اند، مساعد ساخته اند.
او معتقد است که باید امریکا و غرب به مردم افغانستان این پیام را قویا برسانند که منظور شان جز مبارزه با تروریزم، که بزرگترین چالش جهانی است، و همکاری برای ثبات، امنیت و توسعه اقتصادی افغانستان چیزی دیگری نیست و تازمانی که مردم افغانستان به این مساله متقاعد نشوند، طبیعی است که پیامدهایش برای این ها خیلی گران خواهد بود.
امروز با گذشت هشت سال از حضور جامعه جهانی در افغانستان، تغییراتی را که مردم در عرصه های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی کشور امیدوار بودند، به دست نیامده است و نا امنی ها روز به روز بیشتر می شود و  دامن پایتخت را نیز به شدت گرفته است.
انتقادهای جامعه جهانی و دولت افغانستان بالای همدیگر همیشه جریان دارد ولی مردم توقع دارند که تغییراتی را  در زندگی شان مشاهده نمایند.
کارشناسان به این باور هستند که باید خارجیان در استراتژی شان در افغانستان یک تجدید نظر جدی را رونما سازند تا بتوانند قناعت مردم افغانستان را فراهم سازند.
سهیل می گوید: «اگر امریکا و ناتو می خواهند افغانستان مانند ویتنام به یک زخم ناسور مبدل نشود، باید در استراتژی های خود یک تغییر ۱۸۰ درجه ای را بیاورند؛ در غیر آن اگر این پالیسی امروزی را ادامه دهند و آقای اوباما از بوش نیاموخته باشد، به سرنوشت بوش مواجه می گردد».
او می افزاید که امریکا و ناتو که شعار شان دموکراسی، مبارزه با تروریزم و حکومت قانون است، در هفت سال گذشته نتوانسته اند کار مفیدی انجام دهند و همه تلاش ها بی ثمر بوده است.
به گفته ی اجمل سهیل، اگر جهان و امریکا می خواهند که در افغانستان پیروز شوند و اگر امریکا می خواهد که منحیث یک کشور ابر قدرت احترام شود، باید بکوشند در افغانستان یک حکومت دموکراتیک به انتخاب مردم روی کار آید تا حاکمیت قانون مستحکم گردد، در غیر آن سرنوشت خوبی منتظر شان نخواهد بود و نمی توانند مدت زیادی در افغانستان بمانند.
همین دوماه قبل باراک حسین اوباما در سخنرانی هایش از تغییر حرف می زد و امروز هم می گوید که افغانستان در محراق توجه او و جهانیان قرار دارد و گذشت زمان نشان خواهد داد که تا چه حدی اوباما در برنامه هایش موفق خواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا