رسانه‌ها بیرون از کابل را نمی‌بینند

۱۷ کشته در لغمان، ۳۳ کشته در خوست، بیش از ۹۰ کشته در عزیز آباد شیندند، و… ولی به نظر می رسد که رسانه ها عمق فاجعه کشتار مردم ملکی را در افغانستان به درستی درک نمی کنند. زیرا، در انعکاس آن ضعیف عمل می کنند، تلفات غیر نظامی را به یک مباحثه ملی تبدیل ساخته نمی توانند، پای دولت و سیاستمداران را به این قضیه کشیده نمی توانند، و در نهایت وجدان اجتماعی را به لرزش آورده نمی توانند. رسانه ها متوجه ارگ و کابینه هستند تا ببینند که از آنان چه اشتباه و لغزشی سر می زند تا شب ها در باره ی آن سخن بزنند، میزگرد به راه اندازند، طنز بسازند، تظاهرات برپا کنند و عده ای را به نام کارشناس به نان و نوایی برسانند.

اگر به بسامد یا تکرار نام ها، حوادث و افراد دولتی و سیاسی توجه شود، کشته های غیر نظامی که در اثر جنگنده های ناتو در مناطق گوناگون کشور هلاک می گردند، در پایین فهرست سوژه های داغ خبری رسانه ها قرار می گیرد. منظور این نیست که در باره ی کشتار خبر و گزارش در شب حادثه از سوی رسانه ها تهیه نمی شود، منظور این است که این موضوع تنها در حد یک خبر و گزارش کوتاه باقی می ماند. آن قدر بایستی روی این موضوع توجه شود که تلفات غیرنظامیان تبدیل به یک مباحثه عمومی شده بتواند. باید این موضوع به بخشی از توجه عمومی و در خواست شان از جامعه جهانی تبدیل گردد. این زمانی میسر است که توجه مردم همیشه به این مساله کشانده شود.
نام آقای کرزی بیشتر از هر کسی، هر فاجعه ای، و هر مشکلی در دهان خبرنگاران افغان می چرخد. مسایل اجتماعی و سیاسی افغان ها در حاشیه مباحثات در باره ی دولت قرار دارد.
سیاسی شدن رسانه ها و کمرنگ شدن تلفات غیر نظامی
در حد وسیع نیازمند توجه زیاد رسانه ها است.  نکته ی مثبت موضع گیری های رییس جمهور این است که به شدت از ناتو به خاطر کشتن مردم ملکی انتقاد می نماید. البته، نمی توان این بدگمانی را نا دیده گرفت که رییس جمهور اگر با این درشتی و سختی از امریکایی ها انتقاد نکند، پایگاه خود را در میان مردم از دست می دهد. به ویژه اگر توجه کنیم که بیشتر این تلفات شامل پشتون های افغانستان می باشد که عده ای از نخبگان آن مردم خود را قربانی اصلی جنگ با تروریزم می دانند.
قدر مسلم این است که حتا اگر سو استفاده سیاسی آقای کرزی را نیز در این مساله در نظر بگیریم، انتقاد از ناتو به خاطر کشتار افراد ملکی، امر مشروع و ضروری است. به هر اندازه که صداهای مخالفت آمیز علیه کشتار غیرنظامیان از هر سوی کشور بلند شود، به همان اندازه ناتو در عملیات نظامی خود از احتیاط بیشتر کار می گیرد. ولی، سکوت در برابر این کشتار  نوعی از بی تفاوتی و سهل انگاری را تشدید می بخشد. فراموش نکنیم که اگر ناتو نا رضایتی شدید مردم را احساس نماید، در سیاست مبارزه با تروریزم در مرز های افغانستان تجدید نظر می کند.
البته، منظور از واکنش، تظاهرات به سبک طالبان و آخوندهای ایرانی نیست که گاه بیرق امریکا را می سوزانند و گاه مسابقه ی پرتاب بوت را با افتخار در میان مردم خود تشویق می نمایند. رکن اول در این مساله آگاهی دهی است.
ما هیچ تصویر دقیق از مناطق بیرون از کابل، کشته شدگان ملکی و وضعیت اجتماعی و اقتصادی خانواده های قربانیان در رسانه های داخل افغانستان نداریم. رسانه ها تنها در پایتخت افغانستان مطرح است به شمول ارگ و کابینه ی حامد کرزی. اگر ما چند گزارش و تصویر از خانواده های قربانیان، فقری که از این پس دامن گیر شان می شود، خشم شان علیه نیروهای خارجی، بی کفایتی حکومت و… در اختیار داشته باشیم، این آگاهی دهی می تواند ما را نسبت به سیاست مبارزه با تروریزم حساس نماید. وضعیت کنونی حاکی از بی تفاوتی در برابر کشتار مردم در مناطق مختلف افغانستان است. دلیل آن عدم همدردی نیست، بلکه ما به اندازه ی کافی در باره ی کشتار غیرنظامیان اطلاعات و ویدیو و تصاویر در اختیار نداریم و صدای بازماندگان قربانیان را نمی شنویم. اگر این حادثه در کابل می شد، تاثیر زیاد بر مردم می داشت. حادثه ی مانند انفجار سفارت هند، تاثیر بی نهایت بر عواطف مردم گذاشت. اما، چرا چنین عکس العملی در برابر کشتگان شیندند و خوست و لغمان به چشم نمی آید؟
یکی از دلایل آن این است که عملا مناطق بیرون از کابل فاقد پوشش خبری اند. امنیتی برای رسانه ها وجود ندارد، طالبان به عنوان یک گروه تروریستی، خبرنگاران را به قتل می رسانند. از سوی دیگر رسانه های بین المللی نیز با چنین محدودیتی رو به رو هستند. ولی، با وجود این تلفات غیر نظامی به غیر از پوشش خبری روزانه، از زوایای دیگر نیز مورد توجه قرار گرفته می تواند. هدف این است که سیاست غلط مبارزه با تروریزم و موضوع قربانیان غیرنظامی باید در تمام مباحث سیاسی و اجتماعی رسانه ها وجود داشته باشد.
دلیل دوم آن این است که ذهن رسانه ها متمرکز به عملکرد حکومت است. از این خاطر، تلفات غیر نظامی اهمیت خود را به عنوان یک سوژه ی دیرپای پوشش خبری و تحلیلی از دست می دهد.
اگر کدام وزیر در پارلمان رای نیاورد، اگر آقای کرزی یک شعار و موضع گیری تند سیاسی نماید، رسانه ها روزها به آن می پردازند. انگار اگر آقای کرزی به عنوان یک سوژه، از کار خود استعفا بدهد، رسانه های داخلی و بیرون مرزی دچار بی مضمونی می شوند.
سوالی بی پاسخ
البته اگر احساسات عمومی به دلیل افزایش تلفات غیرنظامیان علیه ناتو افزایش یابد، چاره ای جز این نمی ماند که در مناطقی از افغانستان شورش های ایجاد شود. ترسی که اکنون در رسانه های غربی وجود دارد همین است: اگر مردم از ما ناراض شوند، آیا به سرنوشت انگلیس ها و روس ها در افغانستان مواجه می شویم؟
از این خاطر، اعتراض ها علیه ناتو همواره با مقداری از احتیاط صورت می گیرد. مشکل در این است که هر وقتی بخواهیم به ناتو اعتراض کنیم شکل اعتراض ما تظاهرات ضدامریکایی را به خود می گیرد. در حالی که ایالات متحده بیشترین کمک را به افغانستان می نماید، ولی، شعار هر اعتراض ضد ناتو مرگ بر امریکا خواهد بود. از این خاطر، سوال این است که چگونه هم علیه کشتار غیر نظامیان اعتراض کرد و هم از شعارهای ضد امریکایی و جامعه جهانی به سبک آخوند های ایرانی پرهیز کرد؟
به نظر من تظاهرات ضد امریکایی به سبک آخوند های ایرانی راه موثر برای تعدیل ابعاد فاجعه بار سیاست مبارزه با تروریزم در افغانستان نیست. افغانستان در حال حاضر، بیشترین همکاری و نزدیکی را با غرب دارد. تنش میان این کشور و غرب، افغانستان را به بیراهه های سیاسی سوق می دهد. تقلیل کمک ها به کشور ما شرایط بحران انسانی را بر ما حاکم می سازد. ولی، ناتو نیز باید به درک این نکته واقف باشد که کشتن مردم بیگناه تنها بر خشم افکارعامه و نا امیدی از موثریت غرب در افغانستان می افزاید، و این یک شکست استراتژیک برای غرب است.

دکمه بازگشت به بالا