دین و مبانی حقوق بشر؛ تقابل یا همگرایی (قسمت دوازدهم)

مطالعه ی تحولات حقوق بشر در صدر اسلام، در دوران حیات پیامبر اسلام، در حقیقت نشانگر یک انقلاب سیاسی و ارزشی در زمینه ی مسایل حقوق بشر می باشد.(۴۷)
احترامی که پیامبر به عنوان شخصیت برتر الهی و مقام رسمی سیاسی برای انسان ها از هر عقیده و رنگ و طبقه اجتماعی قایل بود و شخصیتی که به زنان داد و اعمال جاهلیت را در زمینه های تحقیر و تبعیض و ستم نسبت به انسان های محروم تقبیح نمود، در تاریخ بشر کم نظیر است.
وقتی پیامبر در برابر جنازه یک یهودی از جا بلند می شود و با یهودیان و مسیحیان متحد و با قبول پیوستن آنها به جامعه اسلامی وحدت ملی را پایه ریزی می کند و زنده به گور کردن دختران را به عنوان یکی از زشت ترین صورت های تحقیر بشر مورد تقبیح قرار می دهد و یاران خود را به آزادگی و اظهار نظر حتا در برابر نقطه نظرات خود تشویق می کند و نشستن ساده وبدون نشانه در حلقه ی یاران اش را برتکیه بر مقام و اریکه ی قدرت ترجیح می دهد، تصویری از تعالی حقوق بشر را در تاریخ تاریک و سراسر ستم عصر خود ترسیم می کند.
یاران پیامبر که تربیت شده این مکتب بودند، هر کدام الگویی از این تصور و تصویر بودند. در این میان علی علیه السلام بیش از هر شخصیت اسلامی دیگر در این زمینه سختگیر و روشنگر بود.
از آن جای که جز اختصار در کلام راه دیگری وجود ندارد، کافی است به فرازهایی از رفتار سیاسی امام در برخورد قضایی باخصم خود در دادگاه عدل اسلامی و نفی تبعیض های ناشی از انتصاب به پیامبر و قریش و نیز به دستور اکیدی که آن حضرت برای نصرانی پیرمرد سایل صادر فرمود که از بیت المال برایش جیره تعیین کنند، توجه شود.
علی علیه السلام حتا امتیازهایی چون حضور در جبهه های بدر و حنین را در تقسیم مزایای اجتماعی مردود شمرد و از شکل گیری عوامل فشار که به دنبال کسب امتیازها بودند ممانعت نمود و رضایت مصلحت عمومی را اساس حکومت و مظهر اراده ی الهی برشمرد وتا لحظه ی آخرین عصر پربرکت خود از حقوق انسان ها و آزادگی ایشان دفاع و حمایت نمود . سخنان آن حضرت را در بحث گذشته در این زمینه از نظر گذارندیم.
با آغاز تدوین فقه و اخلاق (دو رشته ی بسیار مهم از علوم اسلامی) که شکل جامعتر آن در قرون سوم و چهارم تجلی نمود، مباحث حقوق بشر در اسلام در کتاب های فقهی و اخلاقی این عصر همچون مبسوط شیخ طوسی به طور استدلالی مطرح و مورد نقد و تحلیل قرار گرفت.
قرن سوم هجری شاهد صدها کتاب و جامع و سیره نگاری بوده است که با نام های مختلف اصول و مبانی تفکر جامع اسلام را در زمینه ی فرهنگ و تمدن بشری و از آن جمله حقوق بشر مطرح نموده است.
تحولات بعدی فقه را به ویژه در قرن های هفتم و هشتم هجری می توان در کتب فقهی چون مولفات محقق و علامه حلی جستجو نمود و نیز در دوران شکوفایی فقه اسلامی در قرن های سیزده و چهارده هجری مسایل حقوق بشر در اسلام به صورت عمیق تر و روشنتری در لابلای طبقه بندی و موضوع بندی سنتی فقه در مباحث سیاسی فقه عنوان گردید.
قرآن مجید و حمایت از حقوق بشر
در مکتب اسلام، اندیشه ی حمایت از حقوق بشر و صیانت از کرامت بشری مساله تازه ای نیست. در قرآن کریم آیات بسیاری دال و شاهد بر این کرامت و شرافت انسان به عنوان احسن الخالقین وجود دارد. از دیدگاه شریعت مقدس اسلام، آزادی مسوولانه انسان از مقوله های بلامنازع است ؛ چرا که آزادی انسان خلیفه الهی ناشی از خداوند و منبعث از توحید است و به سبب همین خلیفه بودن، انسان صاحب حق و تکلیف می باشد. منشای این حق و تکلیف نیز آفریدگار یکتاست که تنها منبع تشریع قوانین ازلی و ابدی در جهت خیر دنیوی و اخروی بندگان خود می باشد…
ادامه دارد

دکمه بازگشت به بالا