دین و مبانی حقوق بشر؛ تقابل یا همگرایی

نتایج حاصله از این تعاریف عبارت اند از:
اول، حقوق بشر هنجارهایی سیاسی هستند که عمدتا به چگونگی رفتار دولت ها با مردم تحت حاکمیت شان می پردازند.
دوم این که، حقوق بشر به عنوان حقوقی اخلاقی و یا قانونی وجود دارند.
سوم این که، حقوق بشر پرشماراند (چندین درجن) و نه اندک.
چهارم این که، حقوق بشر استاندارد های کمینه اند. این حقوق معطوف به اجتناب از مصیبت اند و نه حصول فضیلت.
پنجم این که، حقوق بشر هنجارهایی بین المللی هستند که همه ی کشور ها و مردمان جهان امروز را در برمی گیرند.
ششم؛ حقوق بشر از آن قسم هنجارهایی هستند که مناسب است تبعیت شان را به همه ی کشورها توصیه کرد.
هفتم این که، حقوق بشر توجیهاتی قوی دارند که همه جا قابل اعمال اند و برایشان اولویت بالایی ایجاد می کنند.
هشتم اینکه، حقوق بشر، حق هستند، اما نه الزاما به معنای قوی کلمه.(۲۱)
فصل دوم – تاریخچه و زمینه ی موضوع
اگرچه اهمیت فراوان حقوق بشر به تازگی برای برخی روشن شده است، اما خود مفهوم، تاریخی به قدمت دو هزار سال دارد. توسعه مفهوم حقوق بشر با طرح و مقبول شدن ایده های فلسفی و اخلاقی مختلف تاکید شده است و سرانجام، دست کم در نظر ما، به استقرار قوانین و موسسات سیاسی و حقوقی بسیار پیچیده ای انجامیده است که مقصود از آنها صیانت و ارتقای حقوق بنیادی همه انسان ها در همه مکان هاست. کمتر کسی اهمیت این روند ویژه در تاریخ بشر را دست کم می گیرد.
باید در تحول جدید، حقوق بشر را در اندیشه هاى غربیان در سده هفتم میلادى جستجو کرد، هرچند که مفهومی از حقوق که به تصور معاصر از حقوق بشر نزدیک باشد در خلال قرن های هفدهم و هجدهم با آموزه قانون طبیعی به آشکار ترین شکل در اروپا رواج یافت.
انسان گرایی را می توان از نخستین شالوده های فکری حقوق بشر دانست که طی رنسانس نخست اروپا (سده های ۱۲ تا۱۳ م) از سوی کسانی همچون آبلار (۱۰۷۹-۱۱۴۹م) با عنوان «آگاهی من از ارزش خودم» مورد تاکید قرار می گرفت و سپس مقارن رنسانس دوم (سده پانزده به بعد) و پیدایش پروتستانتیزم زمینه ای فراهم آمد که نهایتا به بحث در باره حقوق ذاتی و طبیعی انسان انجامید.
متفکران پیش از قرن ۱۷، در این باب نظریه پردازى کردند. در این دوره، منشای حقوق طبیعى عمدتا فطرت الهى تلقى مى شد؛ یعنى منبع حقوق فطرى اراده خداوند بود و در نتیجه این حقوق، قواعدى مستقل از زمان، فراگیر و تغییرناپذیر محسوب مى شد. اما این مفهوم پس از قرن ۱۷، به ویژه با نظریات گروسیوس هالندی، پوفندروف آلمانى و دکارت فرانسوى به صورتى دیگر تعبیر و تفسیر شد. این بار منبع حقوق طبیعی را انسان دانستند و عقل بشرى را در کشف و اجراى آن توانا یافتند. در واقع هدف از تاکید بر حقوق طبیعى، حمایت از حقوق فردى عنوان شد، در حالى که پیش از آن تاکید بر حقوق فطرى را اجراى اراده خداوند و تامین اطاعت از او می دانستند.
طرفداران نظریه حقوق فردى، «حقوق» را وسیله اى براى تامین آزادى هاى فردى و احترام به شخصیت انسان به موجب انسان بودنش، مى دانستند که حکماى قرن هیجدهم از قبیل توماس  هابز و جان لاک (و بعدها کانت و روسو) به این گفتمان دامن زدند. همچنین بنابر جمله ی معروف روسو که «انسان آزاد به دنیا آمده و باید آزاد زندگى کند، آزادى فردى به عنوان قاعده اى کلى در زیربناى اندیشه حقوق بشر به رسمیت شناخته مى شود و حقوق بشر به مثابه یکى از بارزترین گفتمان هاى مدرنیته در محافل علمى و سیاسى ملى و بین المللى مطرح مى شود. (۲۲)
اگرچه اغلب در رویکرد تاریخی به بالندگی حقوق بشر از نقش کانت چشم پوشی می شود، اما او تاثیر عمیقی بر این اندشه نهاده است. کانت صورت بندی ای از اصول بنیادی اخلاقی ارایه می دهد که، گرچه بسیار صوری و انتزاعی است، اما برپایه دو ایده ی برابری و خودمداری اخلاقی بنا شده است. می توان گفت حقوق بشر حقوقی هستند که ما به عنوان موجوداتی خودمدار و اصولا برابر به خود اعطا می کنیم. از نظر کانت، این حقوق ریشه در خاصه های صوری خرد آدمی دارند و نه اراده یک ی موجود فرا-انسانی.
مفهوم حقوق افراد در کل قرن نوزدهم نیز دوامی مقتدرانه داشت. قرنی که نمونه ی تلاش های آن حمایت از حقوق زنان، نوشته مری وولستن کرافت و دیگر جنبش های سیاسی معطوف به اعطای حق رای به بخش هایی از جامعه بود که حقوق سیاسی و مدنی آنان انکار شده بود. مفهوم حقوق به صورت وسیله ای برای خواست تغییرات سیاسی درآمده بود. گرچه می توان ادعا کرد که پیش شرط های مفهومی دفاع از حقوق بشر از مدت ها پیش فراهم بود، اما بیان کامل این آموزه سرانجام در خلال قرن بیستم و در پاسخ به سبعانه ترین انواع نقض حقوق بشر، که آدم سوزی های رژیم نازی مثال اعلای آن بود، مطرح شد. اعلامیه جهانی حقوق بشر در دهم دسامبر ۱۹۴۸ توسط مجمع عمومی سازمان ملل متحد تصویب شد و صریحا به عنوان تلاشی برای اجتناب از تکرار هرگونه سبعیت مشابه شناخته شد. (۲۳)…                   ادامه دارد

دکمه بازگشت به بالا