دین و مبانی حقوق بشر؛ تقابل یا همگرایی (قسمت پانزدهم)

ب: نظرات طرفداران تعارض
چالش های ‌اساسی میان ادیان و حقوق بشر
پس از شناسایی چالش های ‌اساسی نزاع به آسانی می‌توان از تفاوت‌های اعلامیه‌های حقوق بشر اسلامی و اعلامیه جهانی حقوق بشر سخن گفت‌. اما در مجموع‌، محورهای اصلی نزاع عبارت اند از:
۱ ـ فلسفه حقوق بشر
۲ ـ مجازات اعدام‌
۳ ـ انتخابات و رای اکثریت‌
۴ ـ تبعیض حقوقی و مذهبی
۵ ـ آزادی مذهبی
۶ ـ حق آزادی تغییر عقیده
۷- آزادی بیان‌
۸ ـ برابری حقوق زنان و مردان
۹ ـ برده‌داری
۱ ـ کانون‌ها و موارد نزاع کدام اند؟
۲ ـ آیا این نزاع‌، حقیقی و اصیل، یا برخاسته از سو تفاهم است‌؟
۳ ـ آیا نزاع‌های مطرح شده رفع شدنی هستند؟ چگونه‌؟
در دهه هاى پیشین چالش فرهنگى، عقیدتى و سیاسى شدیدی میان‏ ‏دنیاى غرب و جهان اسلام جریان داشته است. محور این چالش «حقوق‏ ‏بشر» بوده و کانون نزاع در بحث حقوق بشر را انسان و اومانیسم‏ ‏تشکیل داده است. توجه به نقش و کارکرد غیر قابل انکار دین در جوامع بشرى به ویژه در‏ ‏جامعه کنونى ما بدیهى است که کوشش براى هم آغوشى مفاهیم دینى و‏ ‏حقوق بشر و اومانیسم و دموکراسى راه پیشرفت همه ی آنها را تسهیل‏ ‏خواهد کرد و با القاى تضاد میان آنها نه دین اعتلا مى‎یابد نه حقوق بشر و‏ ‏دموکراسى پیشرفت مى‎کند. به جز چند مورد محل نزاع‌، بسیاری از مواد دیگر اعلامیه جهانی حقوق بشر و ملحقات آن دقیقا مشابه و یا منطبق با آیات و احکام دینی هستند و دلایل فراوانی بر تایید آنها در شریعت یافت می‌شود.
رد کلی حقوق بشر از نگاه دین مداران
برخی از دین مداران بر این امر باورمند اند که انسان قادر به شناخت مصالح و مفاسد امور نیست‌. دامنه ی شناخت انسان محدود است و هر چه علم او افزون شود جهل‌اش نیز فزونی می‌یابد و مجهولات تازه‌ای برایش کشف می‌شود. انسان موجودی است متناهی؛ بنابراین همه دانش‌های بشری اعم از حقوق و اخلاق و سیاست و علوم تجربی‌، محکوم به نقص و ناتمامی‌اند.
انسان‌ها همچنین اسیر هوای نفس و وابسته به منافع خویش هستند. علاوه بر این‌، گاهی عواطف یا غرایز بشری بر عقلانیت او چیره می‌شود. بنابراین انسان نمی‌تواند قوانین جاودانه‌ای وضع کند که در عین حال مصالح تمام بشریت را تامین کند و جهان شمول باشد. فقط خداوند که نامتناهی است‌، خالق انسان است و او را کاملا می‌شناسد و برهمه مصالح و مفاسد پیدا و پنهان آگاه است و علم مطلق از آن اوست‌، قادر به تشریع و قانونگذاری برای بشر است‌. قوانین بشری اگر ماخوذ از وحی یا دست کم منطبق بر آن نباشند، محکوم به شکست خواهند بود و آشفتگی را در زندگی بشر دامن خواهند زد. از همین جا ضرورت اجتهاد و وجود مجتهدین نیز محرز می‌گردد. حق قانونگذاری به ویژه قوانین جهان شمول مختص خداوند است‌…
ادامه دارد

دکمه بازگشت به بالا