دولت چیست؟ دولت کیست؟

در حالی که دولت آقای کرزی به پایان عمرش نزدیک می شود و زمزمه های اعتراض ها به فریادهای تند و بلند خشم آگین بدل شده است (هر چند گوشی فرصت شنیدن را ندارد) برخی از مقام های بلند پایه حکومت که به نحوی از آن جا  شریک در سفره ی قدرت هم بودند، نیز می کوشند از طریق انتقاد بر دولت،  خود را تبریه نموده، الله بلا همه چیز به گردن ملا،  همه کاسه کوزه ها را بر سر موجودی کاملا انتزاعی که دولت نام دارد و معلوم نیست به چه کس یا کسانی اطلاق می شود، می شکنند. 

چنانچه چندی پیش همکار و همراه و وزیر مورد حمایت آقای کرزی یعنی آقای احدی و زمانی هم اشرف غنی احمدزی و… چنین کردند. آخرین سلسله از این نوع اعتراض ها،  مخالف خوانی های آقای احمد ضیا مسعود، معاون اول ریاست جمهوری است که از آغاز ریاست جمهوری آقای کرزی و همدمی و همدلی در انتخابات،  با ایشان همراه بوده اند، ولی نشانه ای از مخالفت ایشان با دولتی که خود در آن مقام دوم را دارند و این موقعیت را از طریق انتخابات نصیب شده اند، دیده نشده است.  همین امروز نیست که دولت افغانستان آماج انتقادهایی از داخل و خارج قرار می گیرد بلکه سو اداره، فساد اداری،  بی کفایتی و ناشایستگی،  دست داشتن برخی از مقام های بلند رتبه ی آن در همکاری با مافیای موادمخدر و غارت کمک های خارجی به اعتراف خود آقای کرزی،  از دیرباز بدین سو زبان زد عام و خاص بوده است. این محتمل است که آقای کرزی معاونین خویش را خیلی کم مورد مشوره قرار داده باشد یا اختیارهای کمتری به آنان سپرده باشد و یا به پیشنهادهای آنها وقعی ننهاده باشد، چنانچه آقای مسعود هم تاکید کرده است،  اما مگر نه این است که معاون رییس جمهور نیز با سوگند به کتاب و نام خدا تعهد کرده است که حراست و حمایت از قانون اساسی و سایر قوانین موضوعه، حراست از حقوق و منافع مردم را نصب العین قرار دهد.  اگر آقای کرزی یا مقام دیگری مانع از آن شود که یک معاون به تعهدات خودش در برابر خدا و مردم عمل کند،  می تواند و باید به آسانی استعفا دهد و آن را با دلایل روشن به اطلاع مردم برساند، نه این که در پایان کار متوسل به انتقاد گردد. چه این کار می تواند موجب بی اعتمادی بیشتر مردم و سراسیمگی آنان گردد. تردیدی نیست که روگرداندن همکاران و همراهان از آقای کرزی موقعیت ایشان را در انتخابات آینده ضعیف می سازد اما آیا سود دیگری برای مردم دارد ؟ حقیقت این است که سکوت دوام دار نزدیکترین کسان به آقای کرزی عمدتا اعضای کابینه اش یکی از عمده ترین عواملی بوده که ایشان را در جهت خود کامگی،  بی عدالتی،  بی توجهی به حال و روزگار مردم،  عدم قاطعیت در برخورد با جنایت کاران و قانون شکنان جرات بیشتر بخشیده است. اگر هیچ چیزی لازم نباشد طلب بخشش از مردم و اعتراف صادقانه به اشتباهات خود یک ضرورت و مسوولیت های اخلاقی و دینی و میهنی است که هیچ یک از دست اندر کاران امور نباید، آن را نادیده بگیرد.  آن چه طی این سال های اخیر بر مردم گذشته است،  مسوولیت آن و البته در سطوح متفاوت متوجه تمامی آن کسانی است که مجموعا دولت را تشکیل داده اند. آنها همه مسوول هستند. در درون یک رژیم فاسد و دستگاه آلوده اگر کسی با گفتار، کردار توجیه کننده عملکرد های ضدمردمی آن است ،  فرد دیگری با سکوت خودش می تواند همین کار را کند.  در قطاری که به سوی پرتگاه جهنم روان است، بهترین پرزه، بدترین پرزه است، زیرا فقط می تواند زمان سقوط را به جلو بیاندازد. حتا تقوای فردی و فضیلت و دانش و شخصیت اخلاقی فردی که آبروبخش چنین دستگاهی گردد، به عکس خودش بدل می شود.

دکمه بازگشت به بالا