دموکراسی بدون حزب

در میان هنگامه ها و هیاهویی که پیرامون مسایل سیاسی و اجتماعی کشور طنین انداز است، احزاب و سازمان های سیاسی،  به ندرت و آن هم با کندی زیاد عکس العمل نشان داده و حضورشان را اعلام می نمایند. برخی از این احزاب اساسا ترجیح می دهند هیچ حرف و سخنی نگویند و همه حوادث را با یک سکوت بزرگوارانه از سر بگذرانند، چنان که گویی وقوع رخدادهای گوناگون، به آنان هیچ ربطی ندارد. به عنوان مثال اعلام در مورد تصمیم شتاب زده ی اخیر رییس دولت مبنی بر برگزاری انتخابات،  آن هم پس از آن که تصمیم کمییسیون انتخابات و به تعویق افتادن انتخابات مورد تصدیق آقای کرزی قرار گرفته بود و امریکا قبل از همه واکنش نشان داد،  احزاب موجود که شمارشان به بالاتر از۹۰ می رسد، تحرک قابل توجهی از خود نشان نداد. 

جبهه ملی که ادعا دارد اپوزیسیون دولت است و در ظاهر امر قدرتمندترین تشکل مخالف دولت است،  فقط از زبان سخنگویش به محکوم کردن این تصمیم دولت پرداخت و پیش بینی کرد که آقای کرزی با چنین شگرد هایی می خواهد اصلا انتخاباتی برگزار نشود.  اما یک تشکل سیاسی مشخصا باید رهنمودها و راهکارهای خودش را عرضه کند و به پیروان اش برساند که چه کاری بکنند. این کار مسلما در یک مصاحبه تلویزیونی میسر نیست.  غیر از جبهه ملی، بقیه تشکل های سیاسی تا حال عکس العملی از خود نشان نداده اند، در حالی که یک حزب سیاسی از همین طریق است که می تواند مردم را با مواضع و جهت گیری های خودش آشنا سازد.  این درست است که اعلام تصمیم غیرمنتظره و دفعی رییس دولت همه و از جمله احزاب را بهت زده و سراسیمه کرد،  ولی این نمی تواند توجیه کننده ی دیرجنبی آنان باشد.  زیرا یک حزب سیاسی باید از سرعت عمل کافی در برابر هر حادثه ای برخوردار باشد، چه ممکن است حادثه ی تهدید کننده و خطرناک تری در پیش رویش قرار بگیرد.  شاید همین انفعال و کندی احزاب است که رییس دولت را در اتخاذ هر تصمیمی شجاع تر می سازد.  البته بسیاری از احزاب موجود،  همین که عنوان حزب را داشته باشند، برای شان کافی است و دولت نیز که می خواهد همه چیز جنبه نمایشی داشته باشد از این ناحیه خرسند است. از همین سبب چنان شرایطی را برای تشکیل احزاب، به اجرا گذاشت که هیچ فردی از تشکیل و تاسیس آن عاجز نباشد.  کشور ما کشور عجیبی است! در این کشور از همه چیز فقط به نام اش اکتفا می شود،  مانند دموکراسی، حقوق بشر، جامعه مدنی، حقوق زن،  قانون و غیره.  در این مورد به خصوص نیز، ما فقط به این دلخوش هستیم که آزادی احزاب،  قانون احزاب و… داریم.  در حالی که در همه دنیا دموکراسی بدون حزب و تلاش های حزبی اصولا قابل فهم و قبول نیست.  دولت ما  هرچند آزادی تشکیل و فعالیت احزاب را به رسمیت می شناسد،  در عمل،  با تجویز سیستم انتخاباتی رای واحد غیر قایل انتقال، احزاب را به اشیای زینتی محض بدل کرده است و احزاب نیز تا هنوز نتوانسته اند، حق و امکان آن را بیابند که در انتخابات حضور حزبی شان را به نمایش بگذارند. با این وضع مردم هر نوع فعالیت حزبی را بی ثمر تلقی می نمایند.

 

دکمه بازگشت به بالا