در صورت تعویق انتخابات شما چه کار می کنید؟

به گونه ی خزنده نهادهای مرتبط به دولت زمزمه ی تعویق انتخابات را سر می دهند. واکنش خشمگین رسانه ها و افراد چیزی از این زمزمه را کم نکرده است. انتخابات به دلایل زیاد، از نظر دولت، می تواند به تعویق بیفتد. اما، رییس جمهور وعده داده است که پس از ختم دوره ی ریاست جمهوری یک روز دیگر نیز در سمت اش باقی نمی ماند. اما، روشن است که نشانه های موجود این وعده ی آقای کرزی را تایید نکرده و نهاد های دولتی، ظاهرا، برخلاف سخنان رییس جمهور سخن از تعویق انتخابات می زنند. کمیسون دولتی انتخابات به دلایل فنی خبر از تعویق انتخابات ریاست جمهوری داده، و بعضی از نمایندگان مشرانو جرگه که بخشی از آنان به وسیله ی رییس جمهور فعلی انتصاب شده اند، نیز از تعویق انتخابات حمایت کرده اند.

اگر ریس جمهور مایل به تعویق انتخابات نیست، پس چرا در برابر سخنان اخیر کمیسون دولتی انتخابات ریاست جمهوری ساکت است، با وجود این که می داند این موضع خلاف قانون اساسی افغانستان می باشد؟ مگر نه این است که هر کمیسون انتخاباتی، هر تصمیمی را که در باره ی انتخابات می گیرد، با مشوره ی احزاب و دولت ها اتخاذ می نماید؟
با وجود این احتمالات، دولت بی میل نیست که انتخابات ریاست جمهوری به مدت چندی برگزار نشود. فایده ی تعویق انتخابات برای آقای کرزی بسیار بوده و شاید، بر اساس چند احتمالی که نزد نویسنده موجود است، این تعویق با سکوت رضایت آمیز رییس جمهور رو به رو شده است.
مفاد تعویق انتخابات
برای دولت تعویق انتخابات از چند جهت به سود است و زیان اش کم.
۱ـ ا تعویق انتخابات آقای کرزی می تواند امیدوار به بهبود اوضاع در جنوب و شرکت مردم آن منطقه در انتخابات ریاست جمهوری باشد. به نظر من، آقای کرزی اگر در این انتخابات رای پشتون های افغانستان را نداشته باشد، انتخابات را نمی تواند ببرد. وقتی هلمند و قندهار در آتش جنگ می سوزند و مردم حتا در غزنی و لوگر نمی توانند با آسودگی خاطر به حوزه های انتخاباتی بروند، آیا آقای کرزی مطمین هست که در جوزجان و هرات و پنجشیر انتخابات را می برد؟ منطقی این است که پشتون های افغانستان فرصت شرکت در انتخابات را داشته باشند تا آقای کرزی بتواند این انتخابات را، به مدد حوزه ی اصلی قدرت اش، ببرد. و اگرنه، امید بستن به مناطق دیگر کشور، به ویژه مناطق هزاره ها و ازبک ها که  به شدت از سیاست های قومی حکومت نا راض هستند، نوعی قمار زدن و دل بستن به شاخ آهو است. البته، آقای کرزی می تواند امیدوار باشد که افزایش سربازان امریکایی در افغانستان بر وضع امنیتی تاثیر مثبت بگذارد و انتخابات مورد حملات تروریستی طالبان  قرار نگیرد. البته، آقای کرزی در تلاش است که با سهیم ساختن طالبان در قدرت، آنان را راضی به برگزاری انتخابات ریاست جمهوری نماید. اما، هر دوگزینه به صورت قاطع نمی تواند قابل پیش بینی باشد تا در موضوع بغرنج تامین امنیت انتخابات و ثبت نام رای دهندگان  گشایشی پیدا شود. مگر این که اسلام آباد همانند سالیان گذشته در این راستا همکاری خود را ابراز بدارد.
۲ـ آقای کرزی برای برد نیاز به جلب دو باره ی حمایت مردم دارد. او رییس جمهوری است که پس از هفت سال در همکاری با غرب،  در میزان فقر و بی امنیتی و فساد اداری کشورش کاهش آورده نتوانسته است. در حالی که قرار بود دولت بر اساس یک برنامه ی زمان بندی شده ی معقول، حکومت قانون را در افغانستان حاکم ساخته، به معافیت جنایت، نقض حقوق بشر و قوماندان سالاری خاتمه ببخشد. در عوض، دولت در ایتلاف با جنگ سالاران و مافیای مواد مخدر، قدرت را در افغانستان تقسیم کرده و بر آن اسم بی مسمای «مصلحت های سیاسی» به منظور تامین امنیت را گذاشته است. در نتیجه، نه تنها جنگ سالاران از دایره ی فساد و جنایت و موادمخدر بیرون نشده اند، بلکه رییس جمهور با ایتلاف با بخش های از این نیروها به تحکیم قدرت خود پرداخته است. این در حالی است که رییس جمهور مدارا با جنگ سالاران را که در مافیای مواد مخدر دست اصلی را  دارند، تنها از روی ناچاری عنوان کرده است. ولی، کمتر کسی می تواند این حرف را باور کند. در شرایط حاضر ستون های اصلی جنگ سالاری، مافیای مواد مخدر و اقتصاد، قدرت سیاسی و دولتی رییس جمهور در کشور را تامین کرده و در عین حال جناح قومگرای حکومت که متشکل از تکنوکرات های قوم گرای برگشته از غرب و پاکستان اند، از نزدیکترین عوامل نفوذ رییس جمهور در جنوب و شرق افغانستان محسوب می شوند. آقای کرزی برای بقای خود ناگزیر از این جناح های نامشروع و تمامیت خواه است، و این باعث تضعیف حکومت قانون و حکومت موثر و پاسخگو به مردم شده است. شاید، از این خاطر آقای کرزی در تلاش است که با تعویق انتخابات زمان را برای احیای اعتماد مردم بخرد. البته، معلوم نیست که آیا زمانی باقی مانده را صرف کار بالای افکارعامه می نماید، یا با تعیین والی ها و ماموران کلیدی دولتی در ولایات، انتخابات را به نفع خود سازمان دهی می کند. تشکیل یک کمیسیون دولتی برگزاری انتخابات نشانه ای از حرکات مشکوک رییس جمهور برای به دست گرفتن دو باره ی قدرت است.
۳ـ آقای کرزی نیاز به جلب نظر آقای اوباما دارد. بدون حمایت های او، رییس جمهور نمی تواند امیدی به موفقیت در افغانستان داشته باشد. در حال حاضر، آقای کرزی نیاز به زمان کافی دارد تا بتواند از طریق شبکه های خود وارد مذاکره با دولت جدید امریکا شده و اعتماد آن را جلب نماید. جالب است که هنوز در ایالات متحده محافلی هستند که از روی ناچاری به آقای کرزی اعتماد خود را حفظ کرده اند، و این خطرناکترین نظری است که آینده ی افغانستان را به خطر انداخته می تواند. به هر حال، آقای کرزی، از آن جایی که در برابر خود رقیب قوی انتخاباتی نمی بیند، بی میل نیست که به امریکایی ها به گوید که به جز از او گزینه ای دیگری در پیش رو ندارند. کار با دولت اوباما بستگی به تعویق انتخابات دارد.
کسانی که باید مقاومت کنند
تعویق انتخابات تنها مقاصد سیاسی آقای کرزی را برآورده می کند، قانون اساسی را نقض کرده، سنت غیردموکراتیک و نامشروع را از خود به جا گذاشته و دروغ گویی و فریب مردم را در سیاست مروج می سازد.
به نظر من باید سه گروه به تعویق انتخابات اعتراض کنند.
۱٫    گروه اول پارلمان افغانستان است. نقض قانون اساسی از سوی دولت، نبود مشروعیت پس از اختتام دوره ریاست جمهوری و استفاده دلخواه یک فرد از قوانین به اندازه ی کافی پارلمان را متعهد به مخالفت با تعویق انتخابات می نماید. اما، پارلمان ظرفیت مخالفت با حکومت را ندارد. زیرا، در گذشته رییس جمهور بسیاری از قوانینی که پارلمان به تصویب رسانده بود به مرحله ی اجرا نگذاشته است. اگر چه وکیلان از این بابت همیشه شکایت کرده اند، ولی آقای کرزی در مجموع اعتنایی به این اعتراض ها ننموده است.
     دوم، در پارلمان جناح قدرتمند طرفدار حکومت وجود دارد که در حقیقت به عنوان ستون پنجم یا ستون تخریبی آقای کرزی را می سازند. آنانی که از لحاظ قومی به رییس جمهور نزدیک هستند، در مواقع مهم از رییس جمهور و تصامیم او در برابر مخالفان اش حمایت می کنند.
سوم، بعضی از رهبران سابق تنظیم های جهادی، با وجود این که در جناح مخالف حکومت قرار دارند، ولی، تجربه نشان داده است که آقای کرزی توانایی همسو کردن آنان را با خود دارد. زیرا، مخالفت رهبران سابق تنظیمی، بر مبنای کدام پلاتفورم سیاسی نبوده و اتحاد سیاسی نیز در بین آنان حاکم نیست. بیشتر آنان به این دلیل با آقای کرزی مخالف هستند که جای شان و یا افراد وابسته به آنان با اشخاص دیگر در کابینه و یا معینیت ها عوض شده است. در این صورت، هرنوع معامله ی قدرت، جناح مخالفان دولت را که در سخت ترین شرایط سیاسی و نظامی نیز اتحاد واقعی میان شان وجود نداشته است، ضعیف می سازد.
۲٫    گروه دوم جامعه مدنی است. در هفت سال گذشته، حد اقل به لحاظ ظاهری و در پرنسیب، هدف حمایت غرب از جامعه مدنی تامین دموکراسی بوده است. زیرا، جامعه مدنی به عنوان نیروی توازن قدرت در جامعه، اراده ی طبقات و اجتماعات و گروه های غیردولتی و اقتصادی را تمثیل می نماید. به نظر من حتا اگر جامعه اقتصادی و سیاسی با هم به اتحاد دست پیدا کنند، جامعه مدنی قدرت تحمیل خواسته های مردم را بالای دولت و سازمان های اقتصادی دارد. اما، برخلاف تجربه جامعه مدنی در کشور های دیگر، جامعه مدنی در افغانستان به یکی از گروه های وابسته به دولت تبدیل شده است. جالب است که بخش عمده ی جامعه مدنی افغانستان را موضوع قوم و زبان به دولت پیوند زده و بخش دیگری آن از آن روی با دولت مخالفت نمی کنند که هدف نهایی فعالیت های شان پیوستن به دولت و کسب قدرت سیاسی دولتی است. فساد و عدم اعتقاد به فشار بالای دولت، جامعه مدنی افغانستان را به یک نیروی غیر موثر مبدل ساخته است. اگر ما توقع داشته باشیم که بسیج جامعه مدنی می تواند دولت را به خاطر تعویق انتخابات زیر فشار قرار دهد، حرکت بی ثمری را انجام داده ایم.
۳٫    دادگاه عالی یا ستره محکمه ی افغانستان یکی از نهاد های است که تضاد رفتار و سیاست های دو قوه ی دیگر با قانون اساسی را بررسی می کند. ولی، تفکیک قوا به دلیل عدم اعتقاد به این پرنسیب و عدم اختلافات سیاسی و اقتصادی میان گروه های موجود قدرت که پلاتفورم مشخص جناح های سیاسی را می سازد، در افغانستان وجود نداشته و شحصی را که رییس جمهور به عنوان قاضی القضات، برای رای اعتماد به پارلمان معرفی می نماید، به اندازه کافی به رییس جمهور وابسته است. از این خاطر قوه ی قضاییه حتا اگر اختلافی میان سیاست دولت و قانون اساسی پیش بیاید، سکوت و کنار جویی را اتخاذ می نماید.

اگر انتخابات به تعویق افتاد چه کاری از دست شما ساخته است؟
آنانی که با ترس احتمال تعویق انتخابات ریاست جمهوری را پیش بینی می کنند،  تنها به اعتراض فردی اکتفا کرده نمی توانند. زیرا، اگر رییس جمهور بنا به ملاحظات سیاسی، انتخابات را به تعویق اندازد، هیچ نیروی نیست که جلو آن را بگیرد. نیروهای که به صورت دموکراتیک و قانونی می توانستند جلو اقدام های غیردموکراتیک دولت را بگیرند، خود زیر مجموعه هایی وابسته به  حکومت هستند.
حتا اگر فرض بگیریم که رییس جمهور از این هراس داشته باشد که با نقض قانون اساسی دموکراسی و قانونیت را در افغانستان زیر سوال برده است، تنها یک فرض محال است. فساد سیاسی و محور بودن منافع افراد مقتدر چنان نظام دولتی را در تسخیر خود در آورده است که  نقض قانون اساسی و دیگر قوانین کشور موضوع تازه ای به نظر نمی آید. در افغانستان همه چیز امکان دارد؛ در افغانستان هر چیزی یک قیمت دارد.
اگر تعویق انتخابات صورت بگیرد، نیرویی برای ممانعت وجود ندارد، زیرا، نظام سیاسی و فرهنگ دموکراسی در افغانستان به گونه ای است که با وجود صفت دموکراتیک در خدمت رییس جمهور مقتدر و جناح های فاسد سیاسی و اقتصادی قرار دارد. نظام ریاستی به رییس جمهور امکان اختیارات وسیع را می دهد، بی آن که نهاد و نیروی دوم و سومی بر کار رییس جمهور نظارت داشته و یا به عنوان منبع فشار و ممانعت در برابر اقدام های رییس دولت عمل کنند. در این صورت، رییس جمهور هر سیاستی را که مناسب ببیند، انجام می دهد، و بخاطر اشتباهات و یا ضعف های آن به هیچ کسی پاسخگو نیست.
فقدان سیاست جمعی و نبود حرکت های جمعی مدنی، قدرت را همیشه به سوی خودکامگی، تکروی و فساد می برد و حکومت آقای کرزی مصداق سخن ما است.
تا زمانی که این افراد معترض در قالب یک حرکت جمعی- کمپاین یک میلیون امضا، تحصن و راهپیمایی، تحریک نهادهای بین المللی و… – جمع نشده و برای نخستین بار عمل سیاسی در قالب حرکت های جمعی مدنی را آغاز نکنند، اعتراض های فردی دولت را مانع از اقدام های تکروانه نمی نماید. بدون نیروی باز دارنده ی مدنی، برای سال ها ما شاهد دولتی با اعمال خودسرانه وشاید اقدام های اشتباه آمیز خواهیم بود.

 

دکمه بازگشت به بالا