در افغانستان قانون ها هم گم می شود

می گویند در زمان های قدیم یک آدم سرشناس و پولدار یک مهمانی بزرگی ترتیب داد که دوستان و دشمنان زیادی در آن شرکت داشتند. این آدم پولدار و سرشناس برای آن که برای مهمانان ثروت خود را نمایان سازد، غذاها و نوشیدنی ها را در جام های طلایی و نقره ای سرویس می کرد.
در این مهمانی یکی از شبه شیخ ها هم که کمی دست هایش به اختیارش نبودند، شرکت داشت. وی در یک موقعیت مناسب یک جام طلایی را به جیب زد. خلاصه زمانی که ظروف جمع آوری می گردید، سر آشپز متوجه گردید که یک جام به سرقت رفته است. به میزبان گفت و میزبان هم در جمع مهمانان اعلام کرد که یک جام دزدی شده است.
شیخ که می خواست شک ها را از خود دور سازد، به میزبان گفت: میزبان عزیز به هرکس که شک داری بگو تا او را بازرسی کنیم. میزبان هم که شیخ کج دست را خوب می شناخت، گفت جناب شیخ به همه مهمانان شک دارم ولی به شما یقین دارم.
این قصه با مطلبی که در پایین مطرح خواهم کرد، هیچ ربطی ندارد و همین گونه آن را نوشتم.
به هر حال دوستانی که با رسانه ها و مراجع امنیتی سروکار دارند، همیشه می شنوند که فلان کس از چند روز به این سو گم شده است. معمولا رادیو ها بخشی را به نام اعلانات مفقودی دارند که از گم شدن چیزی یا کسی خبر می دهند. در پهلوی آن گاهی از گم و گور شدن آثار تاریخی، مجسمه ها، موتر های مردم هم می شنویم و یا هم گاهی بعضی به بعضی دیگر می گویند فلانی خودش را گم کرده است. البته این گم کردن خود در افغانستان رواج بیشتر دارد و افرادی هستند که به گفته ی معروف تا پیراهن شان دو تا می شود خود را گم می کنند و مشکل اصلی این است که پیدا کردن دوباره ی آنان هم کار افلاطون  می باشد. به این ترتیب گم شدن ها در افغانستان تنوع زیادی دارد. به طور مثال شما در راه می روید ناگهان متوجه می شوید که گم شده اید. بعد از ساعاتی متوجه می شوید که در یک سوراخ تاریک داخل یک چاه زندانی هستید و روزانه چندین بار شما را با کیبل می زنند و از شما فلم می گیرند و به اقارب تان می فرستند تا هرچه که خواستند بدون چون و چرا بدست بیاورند.
یا این که شما خبر می شوید که به حیث رییس فلان اداره تعیین شده اید، ناگهان در جا خود را گم می کنید. دوستان و اقارب هرچه می گردند شما را نمی یابند و جالب تر این که خود شما هم خود را دیگر نمی یابید و احتمال زیاد وجود دارد که دیگر هرگز خود را باز نیابید.
ولی وحشتناک ترین گم شدن ها گم شدن چیزی است که زیاد هم در افغانستان به درد خور نیست. مثلا قوانین در افغانستان به دردنخور ترین چیزی است که شما می توانید سراغ بدهید. چون از آن کمتر استفاده می گردد، زودتر گم و گور می شود. البته همیشه این طور نیست که به دلیل عدم استفاده از قوانین آنها گم شود. گاهی هم یک تعداد از قوانین را چنان گم می کنند که دیگر رد آن را سرویس های ضد جاسوسی جهان هم گرفته نمی توانند.
از جمله این قانون های گم شده یا بهتر بگویم گم کرده شده، یکی هم قانون رسانه های همگانی افغانستان است. این قانون یک سال قبل پس از آن که از سوی پارلمان با یک عالم جنجال و بزن و بکوب، ولی با قاطعیت، تصویب شد برای اجرا و عملی شدن به وزارت عدلیه فرستاده شد.
چون این قانون با رای اکثریت دو سوم آرا تصویب شده بود، بنابراین ضرورت به توشیح نداشت و مستقیما باید برای چاپ شدن در جریده رسمی تشریف می برد.
ولی تشریف بردن قانون رسانه ها همان بود و گم و گور شدن اش همان. دیگر اثری از این قانون بینوا دیده نشد.
حالا آنچه جالب است این که معلوم نیست این قانون به کجا است و پیش کی می باشد. فرزند کدام وزیر محترم از ورق هایش طیاره گک می سازد و یا هم برای صافی کردن شیشه های خانه کدام وزیر یا معین استفاده ی گردد.
آنچه قشنگی این گم شدن را بیشتر می سازد اظهارات عالمانه ی وزیر محترم اطلاعات و کلتور است که به خبرنگاران گفته است قانون که گم شده، بروید خود تان جستجو کنید و پیدایش نمایید. حالا این که خبرنگاران به کی شک دارند که قانون را گم کرده و یا زیر زده، بحث جدا گانه ای است،  ولی آنچه مسلم است این که قانون از پارلمان بیرون رفته و به وزارت خانه های مسوول رسیده و در آنجا گم شده است. بنابراین اگر ما به چند نفر در زمینه ی گم شدن قانون بیچاره رسانه ها شک داریم به چند نفر معلوم هم کاملا یقین داریم.
نوت : از تمام دوستانی که از قانون گم شده رسانه ها خبری دارند و یا آن را در جایی مثلا سطل باطله دانی کدام وزیر یا معین دیده باشند، خواهشمندیم تا مراتب را به مسوولین محترم و امین برسانند ولی خواهشمندیم که به دسترس وزیر صاحب اطلاعات و کلتور قرار ندهند.

دکمه بازگشت به بالا