دردم از خود شکایتم از بیگانه

روز پنجشنبه گذشته صدها تن در برابر دفتر سازمان ملل متحد در کابل برعلیه تلفات غیرنظامیان در جریان عملیات نیروهای خارجی دست به تظاهرات زدند. این افراد می گفتند که نیروهای بین المللی نسبت به زندگی غیرنظامیان « بی تفاوت» اند و در جریان عملیات خود از دقت لازم کار نمی گیرند.
در حالی که این نخستین مورد از اعتراض های از این دست نیست، اما نکته ی جالب آن در این است که این تظاهرات دقیقا با سفر هیات حقیقت یاب سازمان ملل متحد به کابل همزمان شده است و یا همزمان ساخته شده بود.
در حالی که از برگزاری این تظاهرات که  به هدف جلوگیری از کشتار افراد ملکی برگزار شده بود، باید ستایش کرد، جا دارد تا این سوال را نیز مطرح نمود که چرا این تظاهرکنندگان محترم در جریان سر دادن شعارهای شان به جنایاتی که طالبان در برابر افراد ملکی انجام می دهند، اشاره ای نکردند. اگر به قول معروف در کفش این آقایان ریگ نیست، چرا حتا یکبار هم که شده، وجدان اینان در برابر جنایات طالبان به شور نیامد و به خیابان ها نریختند؟ چرا تیزاب پاشی بر روی دختران مکاتب در قندهار، سوختاندن صدها مدرسه، سر بریدن هزاران انسان بیگناه و حملات انتحاری کور که همه کس را بدون تمایز به خاک و خون می کشاند و عامل همه ای آن یا طالبان اند و یا وابستگان حزب اسلامی حکمتیار، باعث نشد که حتا یکبار هم که شده این آقایان به خیابان ها بریزند و انزجار خود را در برابر این جنایات بیان کنند؟
درست است که خارجی ها در جریان عملیات نظامی دچار اشتباه می شوند و افراد ملکی را به قتل می رسانند و باید ترتیبات در نظر گرفته شود که از تکرار این اشتباهات جلوگیری گردد، اما ظالمانه و غیر منصفانه خواهد بود که از جنایات طالبان و جنایت کاران دیگر چشم پوشی کنیم و انگشت انتقاد را به سوی آنانی اشاره برویم که فرسنگ ها دورتر از خانه و کاشانه خود به سرزمین ما آمده اند تا برای ما آزادی و دموکراسی را  به ارمغان آورند.
ما بالای غرب هیچ حقی نداریم
 اگر جهاد مقدس مردم افغانستان در برابر روس ها را از صفحات تاریخ سی ساله این مملکت حذف کنیم، باید صادقانه اعتراف نماییم که عامل تمام بدبختی های بعد از خروج روس ها، خود ما بوده ایم. ما به خاطر نفرت قومی، نفرت مذهبی، نفرت زبانی و حتا نفرت خانوادگی، کشور خود را با دستان خودمان ویران کردیم و در آخر هم به یک حرف ساده اکتفا نمودیم که خارجی ها، عوامل بدبختی ما بودند.
ملت های باشعور، هیچ گاهی بازیچه دستان اجانب و بیگانگان نمی شوند. سرنوشت غم انگیز مردمی که در جغرافیای به نام افغانستان زندگی می کنند، این است که در کنار هم به مثابه ی برادران برابر با هم زندگی کنند. ما چاره ای جز این نداریم، اگر منظور ما برتری جویی و برتری خواهی باشد، تجربه های تلخی که پس از شکست روس ها به وجود آمدند، هزار بار دیگر به شیوه ی بسیار خونین تر تکرار خواهد شد.
اگر ما می خواهیم تا در برابر تلفات ملکی ایستادگی کنیم، باید در موضع گیری خود جانب انصاف را رعایت نمایم. منظور این نیست که چشم مان را بر اشتباهات نیروهای بین المللی ببندیم، بلکه منظور این است که میان آنچه جنایت است و آنچه که به اشتباه صورت می گیرد، باید تفاوت قایل شویم.
طالبان به صورت سیستماتیک به جنایت دست می زنند و برای شان مهم نیست که چه کسی کشته می شود. آنان فقط به این مساله می اندیشند که با کشتار انسان در رسانه ها حضور داشته باشند و بس. اما نیروهای بین المللی برعکس به خاطر تامین امنیت، توسعه افغانستان و سرکوب تروریستان در این کشور حضور دارند. آنان با هیچ یک از شهروندان افغانستان دشمنی ندارند. اگر در جریان عملیات نیروهای بین المللی افراد ملکی کشته می شوند، یا به دلیل اشتباه است و یا هم به این دلیل است که طالبان از افراد ملکی به عنوان سپر دفاعی استفاده می کنند که در این صورت طبیعی است که افراد ملکی به قتل می رسند.
در حالی که هیچ گونه مشخصه و ملاکی به لحاظ ظاهری وجود ندارد که بتوان میان افراد ملکی و جنگجویان طالبان در مناطق جنوب و شرق کشور تفکیک قایل شد، حتا آمارهای منتشره در زمینه ی تلفات افراد ملکی را می توان  مورد شک و تردید قرار داد. البته در این میان مساله کودکان و زنانی که جان های شان را در جریان عملیات نیروهای بین المللی از دست داده اند، جداست و باید مورد پیگرد دولت و سازمان های مدافع حقوق بشر قرار گیرد و حتا نیروهای خارجی نیز باید در این مورد توضیح ارایه نموده و به خانواده های قربانیان غرامت بپردازند.

دکمه بازگشت به بالا