درخواست قرغیزستان برای بستن پایگاه ماناس

چندی قبل بخش های از یک نامه توسط دفتر رییس جمهور افغانستان در اختیار مطبوعات قرار گرفت. این نامه که از جانب رییس جمهور روسیه فدراتیف در پاسخ به در خواست رییس جمهور افغانستان فرستاده شده بود، در واقع آمادگی روسیه فدراتیف را به همکاری های نظامی به دولت افغانستان نشان می داد. دولت روسیه فدراتیف  نه تنها آمادگی خود را به سهم گیری در اکمال اردوی افغانستان بارها اعلام داشته، 

بلکه از سال ۱۳۸۳ بدین طرف کمک های به ارزش حدود پنجاه میلیون دالر به اردوی ملی افغانستان را نیز در اختیار وزارت دفاع افغانستان قرار داده است. بنا به گفته ی مقام های رسمی آن کشور، هنوز هم مبلغ یک صد میلیون دالر در بودجه ی منظور شده  آن کشور برای افغانستان موجود است. ظاهرا نامه ی رییس جمهور افغانستان به دنبال ابراز آمادگی های مکرر روسیه فدراتیف و با درخواست کلیه امکانات نظامی مورد نیاز اردوی افغانستان صورت گرفته است که مطابق قوانین داخلی روسیه فدراتیف، باید به اساس درخواست رییسان جمهور دولت های تقاضا کننده  صورت بگیرد؛ زیرا فرد با صلاحیت در جمهوری روسیه فدراتیف در مورد خرید و فروش و کمک تسلیحاتی آن کشور، شخص رییس جمهور است. اما نیات متقاضی و کمک کننده زیر تاثیر جو عدم تفاهمی که میان رییس جمهور افغانستان  و دولت  امریکا  و ناتو به وجود آمده است، مبهم باقی ماند و  صرفا ابعاد  واکنشی آن نامه مورد ارزیابی و تحلیل  قرار گرفت. درحالی که به نظر می رسد در ارتباط به این نامه دو نکته  بیش از همه در خور توجه است: یکی تقاضای آقای مدودیف در رابطه به ایجاد زمینه های همکاری متقابل به صورت دو جانبه، و دوم زمان  تقاضای  فراهم سازی شرایط مساعد روابط مستقل با رقیب بسیار جدی امریکا، یعنی روسیه، توسط دولتی که در عرصه ی تامین روابط مستقل نظامی  نسبت تعهدات استراتژیک اش با امریکا با محدودیت ها و موانعی مواجه است؛ درحالی که روسیه فدراتیف بر این امر وقوف کامل دارد. پس باید انگیزه های این توقع را در جای دیگری سراغ گرفت.                                                                                                                           
 پوتین اولین رییس جمهوری بود که پس از ۱۱ سپتامبر به رییس جمهور بوش پیام همدردی فرستاد و همکاری خود را در جنگ علیه تروریزم اعلام کرد و در جلسات شورای امنیت از اعزام نیروهای ناتو و امریکا در چوکات جنگ علیه تروریزم به افغانستان، حمایت کرد.
علی الرغم حرکت سریع ناتو به سمت شرق که مرز های روسیه را داشت به محاصره می گرفت، روس ها  به این همکاری دوام دادند؛ در حالی که در کنفرانس بخارست روس ها آمادگی خود را برای عبور تجهیزات لوجستیکی نیروهای ناتو از طریق خطوط ترانسپورتی خود اعلام داشتند و به تعقیب آن مجوز عبور طیاره های آنها راجهت انتقال نیروی انسانی ناتو از فضای کشور خود نیز اعطا کردند. اما پس از حمله ی گرجستان و برنامه ی امریکا مبنی بر نصب سپر دفاع موشکی در اروپا، صفحه ی روابط میان این دو قدرت برگشت.
با مجازات گرجستان، روس ها نشان دادند که دیگر تحمل حضور و مداخلات  ناتو و امریکا را در حوزه ی امنیتی خود ندارند و خواستند به آنها بفهمانند که  دیگر عصر زوال روسیه به سر آمده و غرب با روسیه ای قدرتمند و خشمگین تر از آنچه تصور می کردند، مواجه است.
عکس العمل قهرآمیز روس ها در واقع چراغ های سرخ را در مقابل غرب روشن نمود که خوشبینانه ترین تحلیل از آن، احیای مجدد قدرت به تحلیل رفته ی روسیه شوروی بود و روسیه به عنوان میراث دار آن داشت مقابل آنها خط آخر را  ترسیم می نمود. روس ها می پنداشتند که  غرب در گذشته پیوسته آنها را تحقیر نموده است و به تشویش های این کشور بها نداده است؛ چنانچه گرجستان بدون تحریک بالقوه غرب نمی توانست اقدام به تهاجم به اوسیتیای جنوبی نماید. اکراین نیز به دلیل اشتیاق به پیوستن به پیمان ناتو، حمایت تسلیحاتی از گرجستان و تهدید به بستن بندر سواستوپول در برابر کشتی های قوای بحری روسیه، باید با قطع گاز در فصل زمستان مجازات می گردید. اما حالا، روسیه ظاهرا همکاری های خود  با غرب را بر محاسبات امنیتی خود بیلانس نموده است،  چنانچه نامه جوابیه  آقای مدویدوف قبل ازآن که متوجه رییس جمهوری افغانستان باشد، هشداری است به دولت امریکا  است، زیرا روس ها با در نظرگرفتن ختم میعاد حکومت موجود در  افغانستان  و سطحی بودن اختلاف رییس جمهوری افغانستان با امریکایی ها، هرگز خواهان ورود به یک بازی ضعیف در افغانستان  نمی باشند، بلکه که این کشور می خواهد به صورت استراتژیک و  به عنوان شریکی برابر با امریکا و ناتو در تعاملات افغانستان و منطقه حضور داشته باشد.    
طرح بستن پایگاه هوایی ماناس قرغیزستان در چوکات همین استراتیژی قرار دارد. با وجود آن که در سال های  قبل نیز قرغیزستان تهدید به بستن این پایگاه نمود، اما پس از توافق مجدد با امریکا به همکاری دوام داد. اما  قرغیزستان به عنوان یکی از فقیرترین کشور های آسیای میانه، بیش از گذشته به سرمایه گذاری نیاز دارد و  از گذشته ها نیز  تقاضای پول بیشتر را در ازای کرایه این پایگاه نموده بود.  اما پس از گذشت هفت سال،  این بار دولت روسیه با پول فراوانی به سراغ این کشور آمده است: دو میلیارد دالر قرضه با  مبلغ یک صد و پنجاه میلیون دالر کمک بدون باز پرداخت.  با این حساب طبیعی است که دولت قرغیزستان  نیز دوستی همسایه ی سخی و قدرتمند خود را نسبت دوستی دور ترجیح می دهد.
 اما باید دید که امریکا در مورد بستن این پایگاه چه موقفی اتخاذ خواهد کرد؛ پایگاهی با ارزش استراتژیک برای امریکا و حیاتی برای استراتژی  جدید اوباما! در زمانی که امریکا می خواهد نیروی بیشتری از آن طریق به افغانستان بفرستد و  درحالی که امریکا به دنبال مسیر جایگزین دره ی نا امن خیبر پاکستان  است! آیا قیرغیزستان ـ چنانچه که انگیزه ی اختلاف خود را  تفاوت در میزان مبلغ مطالبه شده با پول تادیه شده توسط امریکا  اعلام کرده است-  حاضر به تغییر موضع در مقابل  ارایه مبلغ  بیشتر از جانب امریکا خواهد گردید؟ و یا این که  امریکا از روی ناگزیری به دنبال گرجستان و یا تاجکستان  و یا کشور دیگری خواهد رفت !؟ ظاهرا روس ها جهت انتقال اموال لوجستیکی ناتو نیز  اعلام همکاری مجدد نموده اند؛ چنانچه همین حالا نیز در چوکات روابط ناتو ـ روسیه کشور های جرمنی و هسپانیا می توانند تجهیزات لوجستیکی خود را از طریق معبر های آن کشور به افغانستان انتقال بدهند. اما آنچه مسلم است این که روس ها همان طور که خواهان انحصار صدور گاز آسیای میانه از طریق روسیه به اروپا اند، همان طور هم می خواهند به عنوان قیم و ممثل کشور های امنیت دسته جمعی از موضع به  مراتب قوی تری نسبت به گذشته،  در مقابل غرب و امریکا برخوردار باشند تا بتوانند به استراتیژی با موقفی برابر در مقابله با ناتو و امریکا نایل  آیند، تا حد اقل امریکا را از برنامه نصب سپر موشکی اش منصرف نماید؛ نصب سپر موشکی ای که  با احتمال پرتاب موشک  ماهواره سفیر از جانب جمهوری اسلامی ایران، امریکا خود را  بیش از بیش نا گزیر به نصب و استفاده ی آن می داند.

دکمه بازگشت به بالا