داستان حقوق بشر (قسمت چهاردهم)

در این جا، برای نخستین بار پس از انقلاب های قرن هجدهم تلاشی با حسن نیت از سوی سوسیالیست های طبقه متوسط برای تاکید بر حقوق بشر به شیوه‌ای ساده – مانند استفاده از طلسم علیه توفان و فاجعه در راه – صورت پذیرفت. در ماه‌های نخست آن «بازی جنگ»، این اعلامیه از حمایت چشمگیری در انگلستان برخوردار شد: منچستر گاردین و دیلی هرالد این موضوع را مطرح کردند و ده ها هزار نفر برای گوش فرا دادن به سخنان «اچ.جی.ولز» زیر علم «نظم نوین جهانی – اصول بنیادین» گرد هم جمع شدند. آنچه به فعالیت های او شتاب بیشتری می‌داد، چاپ سریع نسخه ویژه پنگوین از کتاب کوچک نظرات «اچ.جی.ولز» در خصوص حقوق بشر بود.

این کتاب چندین هزار نسخه در انگلستان فروش کرد، به سی زبان ترجمه شد و در روزنامه‌های سرتاسر جهان به طور همزمان منتشر شد. طی چند ماه نخست ۱۹۴۰، زمان برای چنین اندیشه ای مناسب بود و حتا وزارت جنگ در عملی کاملا خوش‌بینانه نسخه‌هایی از کتاب ولز را به آلمانی ترجمه کرد و در مناطق تحت اشغال «اس.اس» رها کرد، هر چند که آنها همچنان به اشغال فرانسه ادامه دادند. رییس جمهور، فرانکین دی. روزولت که یکی از دوستان ولز بود، شدیدا تحت تاثیر کتاب جدید او قرار گرفته بود. این تاثیر در دفاع معروف او در ۱۹۴۱ از جهانی «بر شالوده چهار آزادی بنیادین» – آزادی بیان و مذهب و رهایی از فقر و ترس – کاملا مشهود است. «اچ.جی.ولز» اول جنوری ۱۹۴۲، یعنی چند هفته پس از ورود امریکا به جنگ به هدف خود دست یافت: نیروهای متفقین اعلام کردند که «پیروزی کامل بر دشمنان امری است اساسی… برای حفظ حقوق بشر و برقراری عدالت در سرزمین های آنها و کشورهای دیگر». (تاکید از نویسنده است). بدین ترتیب، حقوق بشر به یکی از اهداف جنگ تبدیل شد و در خطابه‌های سیاستمداران مورد تاکید قرار گرفت. این در حالی بود که حقوقدانان پشت درهای بسته وزارت امور خارجه امریکا و اتاق های استادان در آکسفورد و کمبریج مشغول تهیه پیش نویس چیزی بودند که دیگر به طور قطع در دستور کار دوران پس از جنگ قرار داشت: اعلامیه جهانی حقوق بشر.
آنها این کار را به ناچار با زبانی فاقد سادگی و شور «اچ.جی.ولز» انجام دادند. دستاورد او مرتبط کردن حقوق بشر به جهانی بود که در بسیاری از بخش های آن پولیس مخفی با کوبیدن در خانه ی افراد این حقوق را از میان برده بود. دیگر دستاورد ولز گنجاندن حقوق اقتصادی و اجتماعی در فهرست خود بود که دولت های غربی طی «بحران سال ۱۹۲۹» از به رسمیت شناختن آن امتناع ورزیده بودند. کتاب چاپ ویژه پنگوین او که باید آن را یکی از تاثیرگذارترین کتاب های قرن بیستم به شمار آورد، درخواست آینده‌نگرانه چیزی بود که او برای نخستین بار «نظم نوین جهانی» نامید و در آن حقوق بنیادین بشر – که از سوی قانون به اجرا گذاشته می‌شد – از فرد در برابر دولت ها با انواع چهره‌های سیاسی حمایت می‌کرد. آنچه که این کتاب کوچک ۱۲۸ صفحه‌ای را چنین پراهمیت می‌کرد، شیوه خاص مولف آن در ترکیب یک آرمان گرایی بی‌تکلف با حملاتی کوبنده علیه استالین و به ویژه «آلمان جوان هیتلر» بود، «آلمان جوانی که چکمه‌های کلفت خود را به پا کرده (که چهره زنان یهود را لگد مال کرده بود) و پیراهن های قهوه‌ای خود را به تن داشت که یادآور قربانیان خفه شده در توالت های صحرایی و انواع گنداب های هیتلریسم بود و صلیب شکسته آن از سر جهل از اقوام سامی عصر حجر دزدیده شده بود. این ها با حماقت و سبعیت جنون‌آمیز خود به یاد ما می‌آورند که فاصله ی بشر از یک میمون پر عداوت چه اندک است»! ولز نخستین کسی بود که از «تعدی علیه شان انسانی» در اردوگاه‌های کار اجباری سخن گفت – ظلمی که دیگران شش سال بعد تنها پس از دیدن تصاویر «بلزن» انباشته از جسد احساس کردند…
ادامه دارد

دکمه بازگشت به بالا