داستان حقوق بشر (قسمت هجدهم)

با این که این اعلامیه نخستین متن‌ نوین حقوق بشر بود که با نثر خشک و بی‌روح کمیته سازمان ملل نگاشته می‌شد، اما در مقدمه ی منشور رگه‌هایی از خشم کاملا به چشم می‌خورد. پس از اشاره بسیار مختصر به قوانین طبیعی و در همین چارچوب به «شان ذاتی» و «حقوق مسلم» (و همچنین استفاده از جایگزینی مناسب عبارت «خانواده بشر» – که عبارتی است عاری از تبعیض جنسی – به جای «مرد») این نکته به عنوان دلیلی منطقی ذکر می‌شود که تنفر از حقوق بشر به «رفتارهای سبعانه منجر می‌شود که وجدان بشریت را زیر پا گذاشته است» و از همین رو است که حقوق بشر «باید مورد حمایت حکومت قانون قرار گیرد» تا بدین ترتیب از نیاز به شورش علیه استبداد و خودکامگی جلوگیری شود. برای اعضای کمیته تهیه کننده پیش‌نویس و سخنرانان شرکت کننده در مباحثات مجمع عمومی، قتل عام یهودیان سودمدارانه‌ترین توجیه برای حقوق بشر را فراهم می‌آورد، چرا که تنها جایگزین حقوق بشر، جنگ است.
در پس تصویب اکثر ماده‌ها، می‌توان ارجاعاتی به نابهنجاری های نازیسم یافت. به همین دلیل در ماده ۲ استدلال ایدیولوژی «نژاد برتر» رد شده است و به همگان حق برخورداری از حقوق بشر» بدون انواع تبعیض از قبیل‌‌نژاد، رنگ پوست، جنسیت، زبان، مذهب، عقاید سیاسی یا دیگر باورها، خاستگاه ملی یا اجتماعی، دارایی، تولد یا منزلت های اجتماعی دیگر داده شده است. کمیسیون حقوق بشر این اعلامیه را پس از دریافت گزارش مفصل از شواهد تعقیب‌های کیفری در محاکمات نورنبرگ تهیه کرد. تهیه کنندگان پیش‌نویس، قبل از هر موضوعی کشتار «خورندگان بی‌مصرف»، دستورهای «گروه ضربت نازی‌ها» مبنی بر قتل عام کورکورانه و بی‌هدف، اتاق های گاز، تجربیات داکتر منگل(داکتر نازی در آشویتس) دستورهای محرمانه هیتلر در ۷ دسامبر ۱۹۴۱ و پروژه‌های انهدام پس از شب سوزاندن کنیسه‌ها و شکستن شیشه‌های دکان های یهودیان را مدنظر داشتند که نمونه‌هایی از آنچه که در پیش‌نویس به آن پرداخته بودند، در اختیارشان می‌گذاشت. به همین دلیل، در دنباله پیش‌نویس نخست ماده ۳ (همگان از حق حیات، آزادی و امنیت فردی برخوردارند) چنین آورده شده بود: «مگر در مواردی که در قانون تعیین می‌شود»، تا آن هنگام که دریافتند چندین نفر بر طبق قوانین معتبر و مصوبه نازی‌ها به قتل رسیده بودند. (تکرار همین اشتباه در منشور افریقا بود که سال ها بعد تهیه شد). ماده ۱۹ که متضمن آزادی بیان در منشور و ماده ۲۰ که متضمن آزادی گرد هم‌آیی‌های صلح‌آمیز است با ارجاع به سرکوب مخالفان توسط هیتلر پس از آتش‌سوزی رایشتاگ گنجانده شدند و ماده ۲۱ – حق مشارکت در دولت از طریق رای مخفی و انتخابات آزاد – تلاشی برای پرداختن به عادت فاشیستی حکومت فرمایشی بدون ارجاع به هیچ یک از گروه‌های دموکراتیک بود. ضمیمه ی حق تحصیل در ماده ۲۶ که حمایتی بحث‌انگیز از تحصیلات غیر دولتی تلقی می‌شود (والدین در خصوص انتخاب نوع تحصیل فرزندان شان حق تقدم دارند) واکنشی صادقانه به شستشوی مغزی از سوی نازی‌ها بود. همان‌گونه که روزولت توضیح می‌دهد، این ماده «به منظور اجتناب از شرایطی که در کشورهای نازی وجود داشت، در نظر گرفته شده بود که در آن آموزش و پرورش کاملا تحت نظارت حکومت بود و گرایش به متوقف ساختن رشد توانایی‌های ذهنی کودکان وجود داشت». حق برخورداری از درمان موثر (ماده ۸) و دادرسی عادلانه در محکمه‌ای مستقل (ماده ۱۰) واکنشی علیه دادگاه‌های‌نمایشی مملو از قاضی‌های نازی بود که برای اجرای احکام حزب تاسیس شده بودند.
یقینا بسیاری از این حقوق را می‌توان به زبانی مشابه در پیش‌نویس اچ.جی.ولز و اعلامیه‌های قرن هجدهم نیز یافت، اما سوابق نازی‌ها و حتا سوابق سبعانه جاپانی‌ها (چکیده‌ای از دادگاه‌های توکیو در اختیار کمیسیون قرار گرفته بود) بر آن دسته از حقوق فردی ناسازگار با توتالیتاریسم تاکید داشت. آنچه که امروزه شگفت‌انگیز است این که این سند، حتا پس از گذشت بیش از نیم قرن کهنه نشده است. روزولت و کمیته مسوول تهیه پیش‌نویس، بیانیه‌ای جاودانه را تهیه کرده‌اند که الهام‌بخش بیش از ۲۰۰ معاهده، کنوانسیون و اعلامیه بین‌المللی و همچنین اعلامیه حقوق بوده است که تقریبا در تمام قوانین اساسی ملی تصویب شده پس از جنگ یافت می ‌شوند…
ادامه دارد

دکمه بازگشت به بالا