خطر سقوط اما از آن سوی بام

آقای مدویدف رییس جمهور روسیه طی نامه ای در جواب نامه ای که قبلا توسط آقای کرزی رییس جمهور افغانستان به وی نگاشته شده بود، ولی خبر آن تازه به اطلاع می رسد و از محتوای آن خبری در دست نیست، نوشته است که روسیه آماده است تا دولت افغانستان را در بخش های دفاعی کمک کند. آقای دمیتری مدویدف در این نامه افغانستان را کشور دوست خطاب کرده و افزوده است که «ما مساعدت با دولت افغانستان را در عرصه های دولت سازی، توسعه اجتماعی، اقتصادی و اعاده زندگی صلح آمیز را عالی ارزیابی می نماییم».  اما به نظر می رسد که تمایل روس ها بیشتر به همکاری های نظامی و دفاعی منعطف است، چنانچه در ادامه این نامه آمده است،»

ما موافقیم که تداوم همکاری ها در بخش نهادهای دفاعی موجب همکاری های مشترک میان کشورهای ما می گردد». این فراز از نامه ی رییس جمهور روسیه به صورت ناخودآگاه آغاز همان کوشش هایی را تداعی می کند که شوروی کمونیست در سال های دهه سی برای نفوذ در اردوی افغانستان در پیش گرفته بود. در آن زمان حکومت افغانستان با مایوس شدن از غرب یعنی امریکا که پیوستن به پیمان نظامی سنتو یا بغداد را شرط کمک به افغانستان قرار داده بود، خود را ناگزیر از رو آوردن به سوی کرملین می دید. البته ظاهرا کمونیست ها بر روسیه حکومت نمی کنند ولی هرگز نباید فراموش کرد که داعیه رهیابی به جنوب خیلی پیشتر از کمونیست ها در دستور کار حکومت های روس بود و سرخ ها آن را پی گرفتند.  روس ها از دیر وقت بدین سو، نگران حضور نیروهای خارجی ای بودند که حضور و فعالیت های شان را هیچ ضابطه و قاعده ای مشروط و محدود نمی ساخت، از همین سبب با اگر مگرهای زیادی تحمل می کردند.  اما در آن زمان آقای کرزی به حمایت بی چون چرای غرب و امریکا از خودش کاملا دلگرم بود و خود را بی نیاز از امداد هر قدرت دیگری می دید.
اما ظاهرا اوضاع اکنون عوض شده است و اظهارات اخیر سرمنشی ناتو و هیلاری کلنتون، وزیر خارجه آینده امریکا و نیز تبصره های محافل و رسانه های غربی،  همه گواه آن است که اوضاع چندان هم بروفق مراد نیست.  البته خیلی پیشتر از این نیز نشانه های آشکاری از بی مهری و کم لطفی مقام های خارجی ظاهر شده بود و در عکس العمل به آنها بود که انتقادها و اعتراض های شدیدی نیز متوجه آنان گردید و آقای کرزی تا آن جا پیشرفت که تهدید کرد در صورت ادامه ی بمباران های بی رویه و کشتار مردم عادی و غیر نظامی جرگه اقوام را دعوت خواهد کرد. در هر صورت افغانستان نیازمند داشتن روابط سیاسی، اقتصادی و فرهنگی با تمام کشورهاست اما این روابط باید جنبه ی عکس العملی نداشته و بستری برای رقابت و خصومت میان دولت ها نگردد و جنگ سرد را احیا نکند. زمینه های هر نوع همکاری باید توسط دولت افغانستان مشخص گردد و منافع ملی در آن محور قرار گیرد و نیازهای مردم اساس قرار گیرد.  ما می توانیم با روسیه و هر کشور دیگری رابطه داشته باشیم،  اما اگر این رابطه نه به خاطر الزامات و ضرورت های معین و مشخص مردم و کشور ما، بلکه به خاطر مصالح و منافع شخص یا گروه و جریان خاصی باشد، تجربه ناکام و فاجعه بار گذشته یک بار دیگر بر مردم ما تکرار می شود. رابطه با شوروی ظاهرا سردار محمد داوود را قادر ساخت تا بر بنی اعمام رقیب اش شاه محمود خان و سردار ولی پیروز گردد، ولی برای مردم ما جز نکبت و مصیبت نتوانست ارمغانی به بار آورد؟ زیرا محور و اساس آن رابطه منافع مردم و کشور نبود.

دکمه بازگشت به بالا