حقوق بشری زنان (قسمت پنجم)

تکاپو برای حقوق بشری زنان
اصطلاح «حقوق بشر زنان» صرفا به رهیافت های تیوریکی که زنان برای تغییر ماهیت برنامه ها، دستور کارها و مفاهیم حقوق بشر به کار برده اند نسبت داده نمی شود. اندیشه ی حقوق بشر زنان، افزون بر اینکه ابزاری در تنظیم چالش ها و خواسته های عقلانی اعلام شده توسط زنان بوده، به عنوان یک ابزار، تاثیر شگرفی بر عمل گرایی سیاسی آنان داشته است. این اندیشه برای تمام زنان جهان، انگیزه ای است برای پرسش درباره ی توجه رسمی و بی تفاوتی عمومی نسبت به تبعیض و خشونت گسترده ای که آنها در زندگی هر روزه تجربه می کنند.

کاربرد ایده ی حقوق بشر زنان، چه به عنوان لابی سیاسی یا پرونده های حقوقی و چه به عنوان بسیج توده ها یا کوشش های فراگیر آموزشی، سبب اشتراک و گردهمایی زنان جهت عبور از موانع و محدودیت ها بوده و ایجاد استراتژی های جمعی به منظور ترویج و حمایت از حقوق بشر زنان را تسهیل کرده است.
در نیمه ی اول دهه ۹۰، سوال های راجع به این که چرا حقوق بشر زنان به عنوان امری جانبی و اضافی نسبت به حقوق بشر تلقی می شود مطرح شد، که سبب شکل گیری تلاشی پرشتاب برای تغییر وضعیت موجود شد.
پایان جنگ سرد، فضایی برای مباحث جدید فراهم آورد و طی آن تبادل نظرات و تجربیات میان زنان در سراسر دنیا تسهیل شد که در نتیجه، سیاست گذاری راجع به این که چگونه چشم اندازهای حقوق بشر زنان قابل رویت تر شوند، ایجاد شد. همان گونه که فعالیت های زنان در سطح جهانی، در خلال دهه ی سازمان ملل برای زنان (۸۵-۱۹۷۶)، برای زنان توسعه می یافت، تعداد بیشتری از زنان سوال های راجع به این که چرا حقوق زنان و زندگی آنها نسبت به حقوق بشر و زندگی مردان امری ثانویه فرض شده است، مطرح کردند. در سرتاسر این دهه، حول محور حقوق زنان، جنبشی برای به چالش کشیدن مفاهیم محدود حقوق بشر شکل گرفت که توجه ویژه اش، بر مساله خشونت علیه زنان- به عنوان بهترین نمونه ی تعصب و غرض ورزی علیه زنان- در رویه و تیوری حقوق بشر بود. کنفرانس جهانی سازمان ملل راجع به حقوق بشر (وین- ۱۹۹۳) نخستین گردهمایی پس از۱۹۶۸ بود که توسط زنان توسعه یافته، تبدیل به محلی برای تاکید بر اندیشه و رویه چشم اندازهای حقوق بشری زنان گردید. فراخوان اولیه این کنفرانس هیچ وجه حقوق بشری جنسیت محوری را در دستور کار قرار نداده و به رسمیت نشناخته بود. زمانی که کنفرانس، بازنگری تاریخی در وضعیت حقوق بشر را مطرح نمود، تمرکز جهانی و هماهنگ کمپاین، متوجه تلاش هم زمان بین المللی برای پیشرفت حقوق بشر زنان گردید. کمپاین، دادخواستی ارایه داد که طی آن، خواهان توجه جامع و کامل به حقوق بشری زنان، در تمامی سطوح برنامه و به رسمیت شناختن خشونت جنسیتی – به عنوان پدیده ای جهانی که به واسطه ی نژاد، طبقه و فرهنگ، اشکال تنوعی می یابد- شد و این موارد را به عنوان نقض آشکار حقوق بشر، نیازمند اقدام فوری دانست. سرانجام این دادخواست به ۲۳ زبان ترجمه شد و توسط هزاران گروه حامی که نیم میلیون امضا از ۱۲۴ کشور جمع آوری کردند، مورد بهره برداری قرار گرفت. دادخواست و مطالبات مندرج در آن، مباحثی برانگیخت راجع به این که چرا حقوق بشری زنان و خشونت مبتنی بر جنسیت، خارج از ملاحضات حقوق بشری قرار گرفته اند و بدین وسیله، زنان، اقدام به تزریق مباحث حقوق بشری زنان در تمامی فرآیندهای مقدماتی پیش از کنفرانس نمودند. آنها می خواستند که حقوق بشر زنان، در گردهمایی های مقدماتی که در تونس، سن خوزه و بانکوک برگزار شده بود، مانند سایر حوادث و پیشامدهای غیردولتی و ملی مورد بحث قرار گیرد. ایده ی «حقوق بشری زنان» فرصتی بود تا آنها دغدغه های مشابه و گسترده ی خود را راجع به وضعیت زنان، طرح کرده و هماهنگ سازند. همچنین این مفهوم، راهی برای پرداختن مسایل خاص و ضروری حقوق بشر در بافت های ویژه سیاسی، جغرافیایی، اقتصادی و فرهنگی تدارک می دید…
ادامه دارد

دکمه بازگشت به بالا